X
تبلیغات
دانلود رایگان آسان و بدون عضویت
بهاي هر کپی یا دانلود خلاصه هر استفاده در وبلاگ ششدار سه صلوات براي ظهور امام زمان عج ميباشد


*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین


مخصوصا لعنت بر دشمن علی علیه السلام

لعنت بر اون که به ناحق خلیفه شد

http://hamidgheytasi.persiangig.com/salwat.gif



+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/24 و ساعت |

کیست که نداند قسمتی از فروع دین شیعیان:  دوستی با خدا و رسول الله ص و اهل بیت ایشان

و دشمنی یا بیزاری با دشمنانشان است؟ اره همون برائت یا تبری


اگه نمیدونی بدون


پیامبر اکرم(ص):
هرکس از لعن نمودن کسی که خداوند او را لعنت نموده خودداری نماید؛ لعنت خداوند بر او باد
بحارالانوار ج2 ص202
___________________


همین کفایت نکرد؟ پس بازم بخونید

---------------------------------

پیامبر اکرم(ص):

کسانیکه ولایت و رهبری علی را ترک کنند و فضایل او را منکر شوند و پشتیبان دشمنان او باشند از دین اسلام خارجند.
آدرس: بحارالانوار ج 72 ص 134
___________________

امام علی(ع):
خدا رحمت کند سلمان و اباذر و مقداد را؛ هیچ کس به اندازه ایشان آن دو (عمر و ابابکر)را نشناخت و از آنان بیزاری نجست و آنان را لعنت ننمود
سلیم بن قیس ص921ح67
___________________

امام علی(ع):
شگفتا چگونه این امت دلباخته خلفا(عمر و ابابکر)شده اند؟ چه محبتی از آنها و معتقدین آنها به دل دارند ؟
سلیم بن قیس ص207
بحارالانوار 30/326
___________________

امام علی(ع):
والله اگر اين امت با پاي برهنه در حالي كه بر سر خود خاكستر ريخته باشند و گريه كنند و بر كساني كه آنها را گمراه كرد‌ه‌اند لعنت كنند باز اين امت در لعنت كم كاري كرده‌اند
بحار الانوار ج30 ص 126
___________________

اره اینجوریاست بازم هست

---------------------------------------

در دعای صنمی قریش که علی (ع)بدان مواظبت می فرمودند، ميفرمايند:
خداوندا لعـنت کند دو بـت قریش(ابوبکر و عمر)و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را
و آن دو دروغ پرداز را، دختر آنان (عایشه و حفصه)را، آن دو نفری که فرمانت را زیر پا نـهادند
و وحی تو را نپذیرفتند، و نعمت رسولت را انکار کردند، و نافرمانی پیامبرت را کردند
بحارالانوار 85/240
___________________

حضرت زهرا(س):
به خدا قسم در هر نمازم بر تو(ابوبکر)نفرین میکنم
لامامة و السیاسة 1/20
___________________

امام سجاد(ع):
آن دو(عمر و ابابکر)کافرند و هر کس محبت آنها را داشته باشد کافر است
بحارالانوار ج72 ص 137 ح25
___________________

ابو علی خراسانی از غلام امام سجاد علیه السلام نقل می کند که او گفت: در خدمت امام سجاد علیه السلام خلوتی داشتیم به او عرض نمودم: از من بر شما حقی است اگر من را از احوال آن دو (عمر و ابابکر) با خبر نسازید ؟ پس حضرت فرمودند: آن دو کافرند و هر کس محبت آنها را داشته باشد کافر است. (بحارالانوار ج72 ص 137 ح25
___________________


اینجا را دیگه خوب توجیه کردن به فدای اهل بیت ع برم

امام باقر(ع):

مثال ابوبکر و پیروانش مثال فرعون و فرعونیان است و مثال امام علی (ع)و شیعیانش مثال موسی و پیروانش است
بحارالانوار ج30 ص383
___________________

امام باقر علیه السلام فرمودند :
کسی که در حب ما ، حب دشمنان ما را شرکت دهد شیعه نیست و خدا و پیامبر و ملائکه دشمن اویند.
آدرس: تأویل الآیات ج2 ص 447
___________________


حالا اینجا رو باش اصول دین

یکی از اصول اصلی دین شیعیان که عدالت است یعنی اینو قبول نداشته باشی دیگه هیچت درست نیست

امام باقر(ع):
هر کس بداند خداوند حکیم عادل است؛ از آن دو بیزاری می جوید
و هیچ خونی نیست که ریخته شود مگر آنکه به گردن آن دو نفر باشد
بحارالانوار 30/383
___________________

امام باقر(ع):
همانا آن دو شیخ(عمر و ابابکر)از دنیا رفتند وتوبه نکردند و به یاد نیاوردند آن ظلمهایی که در حق امیرالمومنین(ع)روا داشتند پس لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آن دو باد
اصول کافی ج8 ص 246 ح343
___________________

امام باقر(ع):
به خدا قسم هیچ از یک ما از دنیا نرود مگر غضبناک باشد از آن دو
و هیچ روزی بر ما نمی گذرد مگر این که نسبت به آن دو خشمگین هستیم
و بزرگانمان به کوچکترها به این امر سفارش می کنند
لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر آن دو نفر باد
اصول کافی 8/245 ح340
___________________

نماز که همه مسلمانان میدونند واجبه نه؟

و میدانیم که قران و عترت به نماز خیلی اهمیت دادن حالا اینجارو باش

میبینیم که لعنشان در حد نماز خوندن اهمیت دارد


به نقل از امام باقر(سلام لله علیه):

نحن معاشر الاوصیاء نأمر صبياننا بسبهما كما نأمرهم بالصلاة.
بحار الانوار ج29
انساب النواصب ص 143
امام باقر(ع) ميفرمايند:
ما اولادمون و اطرافيانم رو امر ميكنيم به فحش دادن به ان دو ملعون همان گون كه امرشان ميكنيم به خواندن نماز...
___________________

امام صادق(ع):
کسی که ذره ای از محبت اولی و دومی را به دل داشته باشد استحقاق بهشت ندارد
تفسیر عیاشی ج1ص156
بحارالانوار ج30ص215
___________________

خداوکیلی این دیگه خیلی حرف وحشتناکیه برای عمری ها

امام صادق (ع):
سوگند به خدا اگر درقلب جبرئيل و میکائیل ذره اي از محبت آن دو نفر(ابو بكر و عمر)‌بود خداوند آنها را با صورت در آتش جهنم مي انداخت
بحار الانوار ج45 ص 339
___________________

امام صادق(ع):
ما اهل بیت (ع)کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن و بیزاری جستن از آن دو(عمر و ابابکر)امر می نمائیم
معجم رجال الحدیث ج15 ص129
___________________

امام صادق(ع):
هنگامی که حضرت قائم عج ظهور فرماید آن دو (عمر و ابوبکر)را لعنت نموده و از آنها برائت می جوید
بحارالانوار 52/386 ح201
___________________

امام صادق(ع):
هر ظلمی که تا روز قیامت اتفاق افتد و هر خونی که تا روز قیامت به حرام بر زمین بریزد و هر عمل منکر و
ناشایستی که تا روز قیامت اتفاق افتد همانا وزر و وبال آن به گردن آن دو (عمر و ابابکر)و پیروان آن دو نوشته خواهد شد
مجمع النورین ص124
___________________

امام صادق (ع):
هر كسي در كفر دشمنان و ظالمين به حق اهل بيت شك كند كافر است
وسائلالشيعة ج:28 ص:345
بحارالأنوار ج :8 ص :366
بحارالأنوار ج :27 ص :62
___________________

بازم هست بخونید کلا با سند و حجت

امام صادق (ع):
دروغ ميگويد کسي که گمان مي کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمي جويد
بحارالانوار ج27ص 57
___________________



امام صادق علیه السلام فرمودند:

سه گروه هستند که خداوند متعال در روز قیامت با آنان تکلم نمی کند و به آنها نگاه نمی کند و از گناه پاکیزه نمی گرداند و برای آنها عذاب دردناکی است:
1. کسی که به دروغ ادعای امامت از جانب خدا نماید
2. کسی که امامی از امامان را انکار کند
3. کسی که گمان کند ابوبکر و عمر (لعنة الله علیهما) نصیب و بهره ای از اسلام داشتند..

« ثلاثة لا يكلمهم الله يوم القيامة و لا يزكيهم و لهم عذاب أليم، من ادّعى إمامة من الله ليست له، و من جحد من من الله، و من زعم أن لهما في الإسلام نصيباً »
( اصول کافی ج 1 ص 373 )***
___________________

امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که ذره ای از محبت اولی و دومی را به دل داشته باشد استحقاق بهشت ندارد. (تفسیر عیاشی ج1ص156 – بحارالانوار ج30ص215)
___________________

امام صادق علیه السلام:
یکی از نشانه های ولد الزنا دشمنی با
ما اهل بیت است.امالی شیخ صدوق -ص۳۳۸علی بن ابی طالب صلوات الله علیه می فرمایند :

نزديك ترين مردم به ما كسى است كه ما را دوست بدارد و با دشمنان ما دشمن باشد.

منبع : شرح غررالحكم ، ج 2، ص 483
___________________

امام صادق علیه السلام فرمودند: ما طائفه بنی هاشم (اهل بیت علیهم السلام) کوچک و بزرگ خود را به سب و لعن آن دو و بیزاری جستن از آن دو (عمر و ابابکر) امر می نمائیم. (معجم رجال الحدیث ج15 ص129)
___________________

امام كاظم علیه السلام فرمودند: هردو نفر (عمر و ابابکر) کافرند. نفرین و لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنها باد. به خدا سوگند هیچگاه به دل ایمان نداشتند ... همیشه حیله باز و اهل شک و ریب و نفاق بودند تا ملائکه عذاب, آنها را قبض روح و به جایگاه ذلت و خواری در دارالمقام (دوزخ) فرستادند. (اصول کافی ج 8 ص 125 ح95
___________________

این یکی از اون حدیث هایست که با خوندنش کیف میکنم


امام صادق (ع)بعد از هر نماز واجب لعن می کرد چهار مرد ملعون و چهار زن ملعون را
اما مردان عبارتند از:ابابکر؛ عمر؛ عثمان؛ معاویه
و زنان عبارت بودند از:عائشه؛ حفصه؛ هند و ام الحکم خواهر معاویه
الكافي ج3 ص342
___________________


امام کاظم(ع):
اولی و دومی همان دو نفری هستند که به اندازه چشم به هم زدنی ایمان نیاوردند
بحارالانوار ج3ص409
___________________

امام کاظم(ع):
هردو نفر(عمر و ابابکر)کافرند؛ نفرین و لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنها باد؛ به خدا سوگند هیچگاه به دل ایمان نداشتند
اصول کافی ج 8 ص 125 ح95
___________________

خلاصه کلام آخر از آقا حضرت مهدی عج جانم و جانها بفداش هستش

امام مهدی(عج):
آن دو نفر برای طمع (در قدرت و حکومت)مسلمان شدند
احتجاج طبرسی ج2ص465
___________________


اگه بازم حدیث با ذکر منبع و سند پیدا کردین برام تو نظرات بفرستید

یاعلی بر عمر لعنت


برچسب‌ها: برائت
+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/11/29 و ساعت |

امام رضا(ع)فرمود: . . . مگرمردم مقام ومنزلت امامت را درمیان امت میدانند تا روا باشد که باختیارایشان واگذارشود . . . امامت تنها درمیان فرزندان علی ست تا روزقیامت،زیرا پس ازمحمد(ص)پیغمبری نیست این نادانان از کجا و بچه دلیل برای خود امام انتخاب میکنند . . . اجراء حدود و احکام و نگهداری مرزها و اطراف به وسیله امام است ، امامست که حلال خدا را حلال و حرام او را حرام کند و حدود خدا را بپا دارد و از دین خدا دفاع کند . . . امام همدم ورفیق، پدرمهربان، برادربرابر، مادردلسوز به کودک، پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است، امام امین خداست در میان خلقش و حجت او بر بندگانش و خلیفه او در بلادش و دعوت کننده به سوی او و دفاع کننده از حقوق او است، امام از گناهان پاک و از عیبها بر کنار است. . . امام یگانه زمان خود است،کسی به همطرازی او نرسد،عالمی با او برابر نباشد،جایگزین ندارد:مانند ونظیرندارد،بتمام فضیلت مخصوص است بی آنکه خود او درطلبش رفته وبدست آورده باشد،بلکه امتیازیست که خدا بفضل وبخشش باوعنایت فرموده. کیست که امام تواند شناخت یا انتخاب امام برای او ممکن باشد . هیهات ، هیهات . . . اوکجا وانتخاب بشر؟اوکجاوخرد بشر؟اوکجا ومانندی برای او؟ . . . امام عالمی است که نادانی ندارد سرپرستی است که عقب نشینی ندارد . معدن قدس و پاکی و طاعت و زهد و علم و عبادت است . . . اطاعتش واجب است ،به امر خدای عزوجل قائمست خیرخواه بندگان خدا و نگهبان دین خداست . . . پس او معصوم است و تقویت شده و با توفیق استوار گشته ، از هر گونه خطا و لغزش و افتادنی در امانست . . . آیا مردم چنان قدرتی دارند بتوانند چنین کسی انتخاب کنند و یا ممکن است انتخاب شده . . . (کافی جلد ۱ ص۲۸۳ش۱ )

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 93/01/30 و ساعت |

یک حدیث قدسی عاشقانه


مَن طَلَبَنی ، وَجَدَنی وَ مَن وَجَدَنی ، عَرَفَنی

وَ مَن عَرَفَنی ، اَحَبَّنی وَ مَن اَحَبَّنی ، عَشَقنَی

وَ مَن عَشَقتَنی ، عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقتَهُ ، قَتَلتَهُ

وَ مَن قَتَلتَهُ ، فَعَلّی دیَتَهَ وَ مَن عَلَیّ دیَتَهُ

فاَنَا دیَتَهُ
کسی که مرا طلب کند ، مرا پیدا می کند و کسی که مرا پیدا کند ، مرا می شناسد
و کسی که مرا بشناسد ، مرا دوست دارد و کسی که من را دوست دارد ، عاشقم می شود
و کسی که عاشق من شود ، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او شوم ، می کشمش
و کسی که من او را کشتم ، دیه او بر من است .و کسی که دیه او بر من است
من دیه او هستم .



این بیت شاعر چقد شبی این حدیثه که میگه:


به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟

که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟  (عراقی)



+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 93/01/24 و ساعت |
 کتاب بهجت:    حجت (عج)

روزگاری است که زمزمه های عاشقانه اش را نمی شنویم ؛چندی است که محرای ساده ی مسجد فاطمیه ،‌ حجله گاه عشق و پاکی نیست ؛ دیگر صبح های حرم حضرت معصومه « سلام الله علیها » گام های او را نمی شمرد ؛ او رفت و ما را در آتش حسرت و فراق نشاند . . . 

کتاب بهجت حجت (عج) را می توانید از لینک زیر دانلود کنید : 

( بهجت حجت (عج) حجم : 2.13 MB )


====================================


اینم یکی دیگه

در محضر بهجت 
تالیف : محمدحسین رخشاد 









دانلود کتاب در محضر بهجت  (لینک غیر مستقیم)

دانلود کتاب در محضر بهجت برای موبایل


منبع:http://ketabdan.parsiblog.com/?P=3


+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 93/01/17 و ساعت |

*آقا شيخ مرتضي زاهد

*آيت الله حاج آخوند ملاعباس تربتي

*آيت الله ميرزا محمد علي شاه آبادي

*آيت الله سيد موسي زرآبادي قزويني

*آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني

*آيت الله حاج شيخ محمد تقي آملي

*آيت الله آخوند ملاعلي معصومي همداني

*آيت الله ميرزا علي اکبر مرندي

*آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي

*آيت الله حاج شيخ مجتبي قزويني خراساني

*آيت الله حاج شيخ محمد تقي بهلول

*آيت الله سيد محمد حسن الهي طباطبايي

*آيت الله حاج شيخ حسنعلي نجابت شيرازي

*آيت الله حسن حسن زاده آملي

http://www.rasekhoon.net/_WebSiteData/Library/Image/8254c33c-c063-4ef7-a258-037651595e1c.jpg


دانلود با حجم 1 مگابایت

منبع : http://www.ayehayeentezar.com/thread15286.html

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 93/01/17 و ساعت |

دانشجویان گرامی و دوستان عزیز از لینک های زیر میتوانید تمامی مقالاتی را که برای درس تئوری حسابداری دو کلاس دکتر برادران بعنوان منبع تکمیلی فصلها معرفی شده را دانلود کنید


 دانلود مقاله فارسی کیفیت سود - شاهپور اسماعیلی


دانلود مقاله مروری جامع بر مدیریت سود - دکتر دستگیر


دانلود مقاله فارسی محافظه کاری در حسابداری - امیر جلیلی


دانلود مقاله بهای تاریخی ، بهای جاری و ارزشهای خروجی - مهدی مرجانی



دانلود مقاله ارزش افزوده و کاربرد آن در پرداخت مالیات - محمدرضا عباس زاده



دانلود مقاله فارسی اهمیت حسابداری  استهلاک - مرتضی کلانتری



دانلود مقاله فارسی جریان نقدی آزاد - دکتر کیهان مهام



دانلود مقاله کیفیت سود و  استقلال حسابرس - جناب آقای دکتر برادران و پورربی



دانلود مقاله سود ، قیمت سهم و ارزشیابی میتنی بر اختیار - دکتر دستگیر و دکتر تالانه



منبع:http://hesabdari88p.blogfa.com/post-98.aspx

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 93/01/17 و ساعت |

به نام خدا

دل نوشته حمید قیطاسی : عشق واقعی چیست؟



عشق واقعی چیست؟



عشقی که وجود داره تنها خداست و اینکه به کسی محبت بکنم سرچشمش از اون عشق میاد

وقتی دارم عاشقی میکنم حقیقت اینکه مظهر وجود عاشق بودنم همین محبت به دیگرانه

محبت با عشق فرق داره

انسان برای انتخواب کسی که بهش محبت کنه نیاز به وجود عشق داره

و برای پیدا کردن عشقی که دلیلی برای محبت واقعی باشه فقط خداست

هرکس گمان میکند بغیر خدا عاشق شده و محبت میکنه در اشتباه درک وجود عاطفی خودش قرار گرفته

چون اصل محبت فقط از خدا میاد و خالق این ابراز محبت به دیگران فقط خود خودش هست و اگر بغیر این باشد کسی به کسی ذره ی محبت نمیکرد و انسانیتی نبود

مثلا وقتی کسی را دوست داری اگر خوب و مهربانه یا زیباست این مهربانی و خوبی و زیبایی در واقع خالقش خداست تو داری به مخلوق خدا محبت میکنی و سرچشمه این محبت از عشق میاد و بدون عشق محبتی وجود نداره

کسانی که میگویند عشق وجود نداره باید اعتراف کنند که ایمان ندارند به خدای یکتا

طبق آیه قران الفت و مهربانی بین انسانها با پول شدنی نیست پول برده دست انسانهاست که به وسیلش بتواند محبت را زیباتر کند نه اینکه خود برده پول شود و کسانی که برای پول میروند با کسی زندگی میکنند اینها عاشق واقعی نیستند برده پول شدند

گفتم که عاشق کسی است که عشقش خدا باشد و با عشقش به دیگران محبت کند

اونی که برای پول یا بغیر خدا با کسی هست یک محبت کاذبی دارد که فانی و تمام شدنیست

مثلا کسی بخاطر زیبای یا پول با کسی عاشقی میکند بخاطر از دست دادن زیباش یا پولش هم جدا میشود

پول و ماشین و خونه و همه وسیله ی برای محبت ورزیدن به کسی که برای محبت انتخوابش کردی خوبه اما

ملاک نیست..

تاریخ ثابت کرده که کسانی که از لحاظ رفاه بهترین زندگی داشتند بخاطر نبود اتحاد محبت با هم خوبشبخت نبودن و طلاق عاطفی داشتند

در حالی که خیلی ها بودن فقیرانه زندگی کردن اما با همون فقر محبت واقعی بهم داشتند

سرچشمه پاک ترین محبت ها فقط عشقه و هر عشقی بغیر خدا کاذبه

بعضی ها تصور میکنند که این الفتو مهربانی که سرچمش خدا باشه یک محبت ترحمی هست

در حالی که نه یک محبت واقعی هست چون منبعش کسی است که نمیشود بهش خیانت یا دروغی زد

منبعش خداست و میبیند

حضرت زهرا س میفرماید کسانی که به خدا ایمان بیشتری دارند به همسرانشان محبت بیشتری میکنند

این اثبات میکنه که خود حضرت زهرا س سرچشمه عشقش فقط خداست و به هسمر و امامش محبت میکند یک محبت واقعی است نه ترحمی

یا اون داستانی که قسمتی ازش اینکه حضرت زینب س و حضرت عباس ع در بچگی در اغوش امام علی ع بودن حضرت زینب به باباش میفرماید عشقت به خدا باشه و محبتت به ما..

این هم نشان میدهد اقای ما  و مولای ما هم در تربیت و یادگیری در مورد عشق این را به فرزندانش آموخته

تو هرکسی را دوست داری برای اثبات وجود محبتت نسبت بهش احساست را درک کن که آیا سرچشمش از خداست یا نه

اگه خداست که واقعیه و باید بدانی که هرکسی در این جایگاه" انتخواب محبت" لیاقت ندارد

حالا باید بفهمیم چه کسانی در این جایگاه محبت واقعی قرار بدیم

این محبت منحصر به یک نفر نیست ممکن است به بی نهایت شخصیت برسد که هر کدام با دیگری تفاوت دارد

مثلا محبت به پیامبر ص و اهل بیتش ع که محبتی است زیبا و دوست داشتنی و سرچشمه این محبتها فقط بخاطر خداست

یکی از یاران پیامبر ص به پیامبر ص میفرماید شمارا خیلی دوست دارم

پیامبر ازش میپرسه ؟آیا به اندازه مثلا برادرت دوست داری بعد بالاتر میره به اندازه پدرت ایشان هم میگه بله

بعد میگه از مادرت بیشتر دوست داری میگه بله

خلاصه از تمام کسان و چیزهای که براش ارزش دارن میگه بیشتر دوستت دارم

بعد میپرسه از خدا هم بیشتر مرا دوست داری؟ سکوت میکنه بعد میگه یا پیامبر ص من اگر شما را دوست دارم بخاطر خداست

پس نتیجه میگیریم اون محبتی که به پیامبر ص هم داشته باشیم در صورتی حقیقی و واقعی و بی ریاست و خالی از شرکه که فقط بخاطر خدا و عشق به خدا باشه


و همینطور محبت به پدر و مادر و برادرو خواهر

و همسر

و کسانی که عاشق معشوقت هستند که فقط و فقط معشوق خداست


حالا خلاف محبت یعنی تنفر 

تنفر یا دوری و بیزاری جستن هم خودش یک نوع عاشقیست

وقتی عشقت خدا شد برای خدا محبت میکنی و برای خدا بیزاری میجویی

کسانی که انسانیت ندارند یا قلبشو فاسد شده و هیچ چیزو هیچ درستی در کارشون نیست و به خوبها بدی و با بدها خوش میگذروند اینها را بخاطر عشقت که احساس میکنی در مدار عشقت فاصله گرفتند اول سعی میکنی عشق را برایش پیدا کنی و کمکش میکنی انسانیتش را به دست بیارد اگر تونست که اون هم صاحب محبتت میشود اگه نشد رهایش میکنی و اگه نمیخواست بشه ازش بیزاری میجویی مانند یزید و عمر  و امثال اینها

شما طبق این حقیقت که حقیر در عمرم کسب کردم میتوانید درک کنید که عشق وجود داره و داشته ما پیداش نمیخوایم بکنیم و محبت به وجود میاد ما باید انجامش بدیم

در انتخواب همسر که رایج ترین دلیل برای بشر برای محبت ورزیدن هستش سعی کنیم کسی را انتخواب کنیم که در مدار عشقمون قرار گرفته باشه و دلیل محبتمون فقط خدا باشه

خیلی ها میگویند من تورا انتخواب کردم فقط برای خودت! خب اون خودت گفتن آیا چیزی جز مهربونیاش و خوبیاش یا زیبایشاش یا پولش  هرچی که هست نیست؟ اصلا خیلی ها هستند برای هیچشون فقط خودشون دوست دارند و حتی خدا را نمیشناسند این چطور ممکن است؟

خوب اینها در واقع به پرستش بتی درومدند که درون این محبت و پرستش هیچ نیست و اگر یکطرفه باشد زندگی برایش پوچ میشود و حتی امکان خودکشی و نا امیدی رخ میدهد بخاطر اینکه سرچشمه اون محبتش غیر خدا بوده

در حالی که اگر عاشق خدا بود عشقی دوطرفه و ابدی داشت و میدید بی نهایت برابر معشوق خود، خدا عاشقش بود

و اگر سرچشمه محبتش و اصل عشقش خدا باشه اگر صد نفر در انتخواب محبت ورزیدنش قبولش نکردند

فقط انتخوابش غلط بوده دیگه دلت نمیشکنه و به تحقیق ادامه میدی تا اینکه کسی لایق در برابر محبتهای واقعیت پیدا میکنی توجه داشته باش کسی لایق در برابر محبتت هست که با تو اتحاد محبت داشته باشه یعنی ایشان هم مثل تو باشه

آن زمان هست که در زندگی شیرینی واقعی محبت ورزیدن و محبت چشیدن از سر چشمه عشقت درک میکنی

مهم نیست کی باشه مهم اینست کسی پیدا شده که در این مدار در کنار تو زندگی میکنه

و میبینی در هر لباسو و مقامو شکل و قیافه باشد اون را بهترین کسی در دنیا میبینی که با تمام وجود دوستش داری و باهاش تا ابد با خوشبختی زندگی میکنی و هردو یاوری برای رسیدن به خدا که عشق واقعی هست میشین


اومیدوارم این بیاناتی که نوشتم بتونید درک کنید و در زندگی بکار ببرید

یا علی





عشقی که وجود داره تنها خداست و اینکه به کسی محبت بکنم سرچشمش از اون عشق میاد

وقتی دارم عاشقی میکنم حقیقت اینکه مظهر وجود عاشق بودنم همین محبت به دیگرانه

محبت با عشق فرق داره.../  دل نوشته حمید قیطاسی

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 93/01/16 و ساعت |

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/29 و ساعت |
مقاله در مورد حضرت مهدی عج



 عمر پر برکت آن حضرت

اکنون که سال (1415 قمري) را مي گذرانيم از عمر گرانمايه آن امام همام وصاحب الامر حدود يک هزار ويکصد وشصت (1160) سال مي گذرد، وتا هر وقتي که خداوند متعال اراده فرمايد ومقدر دارد زنده خواهد بود تا روزي ظهور فرمايد. روايت است هنگامي که ظاهر شود سيماي جوان سي يا چهل ساله خواهد داشت وگذر زمان در آن حضرت تاثير نگذارد، تا قدرت پروردگار در اين امر مهم آزمون وامتحاني باشد براي مردمي که در انتظار مهدي موعود - عجل الله تعالي فرجه - هستند. حضرت امام رضا - عليه السلام - فرمودند: از علامات او اين است که پير نمي شود تا اجلش فرا رسد.

شمايل حضرت

صاحب الامر کشيده قامت است، نه بلند ونه کوتاه مي نمايد. چهره اي خوش ودرخشنده وزيبا دارد. بر گونه راستش خالي است وحضرت گشاده پيشاني وفراخ رخساره باشد ورنگ چهره درخشان وسرخگون وبر بازوي راستش دو آيت قرآني ذکر شده است. از معصومان - عليهم السلام - که از سوي پيامبر اکرم ذکر مي کنند. - نقل است که رسول خدا فرمود: مهدي شبيه ترين مردم به من است واو در شمايل واقوال وافعال به من شباهت دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/28 و ساعت |


حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند: ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاكی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی شافعي

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/28 و ساعت |
به نام خدا


غدير از ديدگاه قرآن


درباره واقعه غدير و اهميّت اين روز، آياتى از قرآن نازل شده است. پيش از خطبه غدير اين آيه نازل شد:
(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ);1اى پيامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، (به مردم) ابلاغ كن; و اگر چنين نكنى، رسالت خدا را انجام نداده اى.
آن گاه كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله خطبه را به پايان رساند، اين آيه كريمه فرو فرستاده شد:
(اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الاْسْلامَ ديناً);2امروز دين شما را به حدّ كمال رسانده و نعمت را بر شما تمام كردم و آيين اسلام را برايتان برگزيدم.هنگامى كه خطبه غدير پايان يافت و مسأله بيعت با امير مؤمنان على عليه السلام به طور جدّى مطرح شد، عربى درخواست عذاب نمود و اين آيه درباره او نازل شد:
(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع);3
درخواست كننده اى تقاضاى وقوع عذابى نمود.
خلاصه شأن نزول اين آيه مباركه چنين است:
پس از آن كه واقعه غدير پايان يافت، شخصى به نام «حارث بن نُعمان فهرى» نزد رسول خدا صلى اللّه عليه وآله آمد و با حالى آشفته به حضرتش چنين خطاب كرد: ما را به نماز گزاردن امر نمودى امتثال كرديم. دستور به پرداخت زكات فرمودى اطاعت كرديم و... و اكنون بازوى پسر عمويت را گرفته و او را به عنوان ولىّ و سرپرست بر ما نصب نمودى! آيا اين دستور از پيش خود توست يا از خدا؟
پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در پاسخ فرمود:
والّذي لا إله إلاّ هو، هذا من اللّه;
به خدايى كه جز او معبودى نيست سوگند! اين فرمانى از جانب خداوند است.
حارث پشت كرد و به طرف مركب خود حركت كرد و مى گفت: خدايا! اگر آن چه محمّد مى گويد حق است، بارانى از سنگ هاى آسمانى بر ما ببار و يا عذاب دردناكى بر ما فرو فرست!
هنوز به مركبش نرسيده بود كه خداوند سنگى فرو فرستاد كه بر فرقش خورد و از دامنش بيرون گشت. در اين هنگام خداوند اين آيه را نازل فرمود:
(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ);4درخواست كننده اى تقاضاى وقوع عذابى كرد. اين عذاب براى كافران است و هيچ كس نمى تواند آن را دفع كند.5اين آيه و آياتى ديگر، درباره واقعه غدير خمّ است و هر يك از اين آيه ها بحث مستقلّ و جداگانه اى را مى طلبد كه به فرصتى بيش از اين نيازمند است.
____________________________
1 . سوره مائده: آيه 67.
2 . سوره مائده: آيه 3.
3 . سوره معارج: آيه 1.
4 . سوره معارج: آيات 1 و 2.

5 . تفسير ثعلبى: 10 / 35، شواهد التنزيل: 2 / 381.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------



این هم به صورت مفصل و منابع دیگر




(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ)؛1
اى پيامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، به طور كامل (به مردم) برسان و اگر انجام ندهى رسالت او را انجام نداده اى و خدا تو را از (خطرهاى) مردم حفظ مى كند.
پيش از سخنرانى پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در روز غدير اين آيه نازل شد. روايات اهل بيت عليهم السلام نيز بر نزول اين آيه در روز غدير صحّه مى گذارند.

شيخ محمّد بن يعقوب كلينى رحمه اللّه درگذشته سال 328 هجرى به سند خود از امام محمّد باقر عليه السلام اين گونه نقل مى كند:
خداوند، به پيامبر خود دستور داد كه ولايت على عليه السلام را اعلام كند و اين آيه را بر او نازل كرد:

(إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ)؛2
ولىّ و صاحب اختيار شما تنها خدا، پيامبر او و كسانى هستند كه ايمان آورده اند؛ همان كسانى كه نماز را برپا مى دارند و در حال ركوع، زكات مى دهند.

در اين آيه، ولايت اولى الأمر واجب شد، اما مردم از كنه اين ولايت، آگاه نبودند. از اين رو خداوند به حضرت محمّد صلى اللّه عليه وآله فرمان داد تا به سان نماز، زكات، روزه و حجّ، ولايت را نيز براى مردم تفسير نمايد.

هنگامى كه اين دستور، ابلاغ شد، سينه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به تنگ آمد و ترسيد كه مردم از دين خود، مرتدّ شده و او را تكذيب نمايند. از اين رو با پروردگار متعال، درد دل نمود.
در اين هنگام، خداوند متعال به آن حضرت اين گونه وحى فرمود:

(يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ)؛
اى پيامبر! آن چه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، به طور كامل (به مردم) برسان و اگر انجام ندهى رسالت او را انجام نداده اى و خدا تو را از (خطرهاى) مردم حفظ مى كند.

به همين جهت، رسول خدا صلى اللّه عليه وآله از دستور خداى تعالى اطاعت نمود و در روز غدير خم، ولايت على عليه السلام را اعلام فرمود. ايشان نداى نماز جماعت، سر داد و از مردم خواست تا شاهدان، غايبان را آگاه سازند... .3

حافظان بزرگ و عالمان مشهور اهل سنّت نيز هم چون ابن ابى حاتم، ابن مردويه، ثعلبى، ابونعيم اصفهانى، واحدى، حسكانى، ابن عساكر، فخر رازى، نيشابورى، عينى، جلال الدين سيوطى و... نزول اين آيه را در روز غدير نقل كرده اند.4


1 .سوره مائده: آيه 67.
2 .سوره مائده: آيه 55.
3 .الكافى: 1 / 289، حديث 4.
4 .الدرّ المنثور: 2 / 298، أسباب النزول: 115، ترجمة أميرالمؤمنين من تاريخ مدينة دمشق: 2 / 86 ، التفسير الكبير: 12 / 49، تفسير نيسابورى: 6 / 129130، عمدة القارى: 18 / 206... .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هنگامى كه سخنرانى پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در روز غدير پايان يافت و حاضران با امير مؤمنان على عليه السلام بيعت كردند، اين آيه نازل شد:
(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دينًا)؛1
امروز دين شما را به حدّ كمال رساندم و بر شما نعمتم را تمام كردم و بهترين آيين را كه اسلام است براى شما برگزيدم.
شيخ كلينى رحمه اللّه به سند خود از امام محمّد باقر عليه السلام، حديث سخنرانى امير مؤمنان على عليه السلام را كه به خطبه «وسيله» معروف است، نقل مى كند. امير مؤمنان على عليه السلام در اين سخنرانى مفصّل مى فرمايد:
آن گاه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله به سوى غدير خم رفت و مسلمانان به دستور ايشان، چيزى شبيه به منبر را آماده كردند. پيامبر صلى اللّه عليه وآله بر فراز آن منبر رفت و بازوى مرا گرفت تا جايى كه سفيدى زير بغلش نمايان شد؛ آن گاه با صداى بلند فرمودند:
من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهمّ وال من والاه، وعاد من عاداه؛هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدايا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار.
بنابراين، دوستى با من، دوستى با خدا و دشمنى با من، دشمنى با خداست و در اين هنگام، خداوند اين آيه را نازل كرد:

(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَرَضيتُ لَكُمُ اْلإِسْلامَ دينًا)؛
امروز دين شما را به حدّ كمال رساندم و بر شما نعمتم را تمام كردم و بهترين آيين را كه اسلام است براى شما برگزيدم.
از اين رو، ولايت من، موجب تكميل دين و خشنودى پروردگار بزرگ شد.2

شايان ذكر است كه برخى از عالمان و حافظان بزرگ اهل سنّت همانند ابن مردويه، ابونعيم اصفهانى، ابن مغازلى، موفّق مَكى، ابوحامد صالحانى، حموينى و... نيز نزول اين آيه در روز غدير را نقل كرده اند.3


1 . سوره مائده: آيه 3.
2 . الكافى: 8 / 27.
3 . المناقب، ابن مغازلى: 18، المناقب، خوارزمى: 80 ، فرائد السّمطين: 1 / 74... .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هنگامى كه مردم با امير مؤمنان على عليه السلام بيعت كردند و اين بيعت پايان يافت درباره شخصى به نام نعمان فهرى اين آيه نازل شد:

(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ)؛1
پرسنده اى، عذاب حتمى درخواست كرد؛ عذابى كه بر كافران است و هيچ دفع كننده اى ندارد.
شيخ فرات بن ابراهيم كوفى رحمه اللّه به سند خود چنين نقل مى كند:
حسين بن محمّد خارفى مى گويد: از سفيان بن عيينه پرسيدم: آيه (سَأَلَ سائِلٌ) درباره چه كسى نازل شده است؟
سفيان پاسخ داد: پسر برادرم! از چيزى پرسيدى كه پيش از تو هيچ كس آن را از من نپرسيده بود. من همين سؤال را از امام جعفر صادق عليه السلام پرسيدم.

آن حضرت از جدّش از پدرش از ابن عباس چنين نقل كرد:
در روز غدير، پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله برخاست و به ايراد يك سخنرانى كوتاه پرداخت و آن گاه امير مؤمنان على بن ابى طالب عليهما السلام را فرا خواند، بازويش را گرفت و آن گاه دستش را بالا برد تا جايى كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد.
در اين هنگام پيامبر صلى اللّه عليه وآله فرمود:
ألم اُبلّغكم الرسالة؟ ألم أنصح لكم؟
آيا رسالتم را به شما ابلاغ نكردم؟ آيا شما را ناصح و خيرخواه نبودم؟
گفتند: آرى، همين طور است.
فرمود:
من كنت مولاه فهذا علي مولاه، اللهمّ وال من والاه، وعاد من عاداه، وانصر من نصره، واخذل من خذله؛
هر كه من مولاى او هستم اين على، مولاى اوست. خدايا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار.
خداوندا! هر كه او را يارى كند، او را يارى نما و هر كه او را تنها گذارد، تنهايش گذار.
سخن پيامبر صلى اللّه عليه وآله بر سر زبان ها افتاد و به نعمان فهرى رسيد. نعمان، شترش را پالان كرد و بر آن سوار شد... آن گاه به نزد پيامبر صلى اللّه عليه وآله آمد و سلام كرد.
پيامبر صلى اللّه عليه وآله نيز پاسخ سلام او را داد.

نعمان گفت: اى محمد! ما را دعوت كردى كه «لا إله إلاّ اللّه» بگوييم، ما اجابت كرديم، آن گاه از ما خواستى به نبوّت تو ايمان بياوريم و ما نيز با وجود برخى ترديدها، ايمان آورديم. آن گاه ما را به نماز دعوت نمودى و ما به دعوت تو لبّيك گفتيم. سپس ما را به روزه دارى فرا خواندى و اين كار را انجام داديم؛ بعد از آن، ما را به حجّ دعوت نمودى و آن گونه كه تو مى خواستى، انجام داديم، آن گاه گفتى: هر كدام از شما كه دويست درهم كسب كند، بايد همه ساله، خمس آن را صدقه بدهد، ما نيز اين فرمان تو را اجرا كرديم.

اكنون پسر عمويت را برگزيده اى و او را مهتر ما قرار داده اى و مى گويى: «هر كه من مولاى او هستم اين على مولاى اوست، خدايا! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار، خداوندا! هر كه على را يارى كند، ياريش كن و هر كه او را تنها گذارد، تنهايش گذار». آيا اين سخنان از جانب توست يا از جانب خدا؟

پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله سه بار فرمود:
بل عن اللّه؛
قطعاً از جانب خداوند است.
در اين هنگام نعمان فهرى به حالت خشم، برخاست و گفت: خداوندا! اگر اين گفته هاى محمّد، حقّ است، بارانى از سنگ آسمانى بر ما ببار تا بلايى براى نسل كنونى و آيه اى براى نسل هاى بعدى ما باشد؛ و اگر اين سخنان محمّد دروغ است، بلايت را بر او نازل كن!

آن گاه به شترش نهيب زد و زانوبند آن را باز كرد. سپس بر آن سوار شد و رفت. هنگامى كه از آن دشت پهناور بيرون مى رفت. خداى تعالى از آسمان سنگى را بر سرش فرو فرستاد؛ به گونه اى كه پس از اصابت به سر نعمان، سنگ از پشتش بيرون زد و او را به هلاكت رساند.
در اين هنگام، خداى تعالى اين آيه ها را درباره نعمان فهرى نازل كرد:

(سَأَلَ سائِلٌ بِعَذاب واقِع * لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ * مِنَ اللّهِ ذِي الْمَعارِجِ)؛2
پرسنده اى، عذاب حتمى درخواست كرد؛ عذابى كه بر كافران است و هيچ دفع كننده اى ندارد. اين عذاب از خداى صاحب معارج است.3

نزول اين آيه شريفه را نيز برخى از عالمان و محدّثان بزرگ اهل سنّت همانند ثعلبى، سبط ابن جوزى، زرندى، سمهودى، ابن صبّاغ، مناوى، حلبى و... درباره نعمان فهرى نقل كرده اند.4

گفتنى است كه اين حديث با همين متن، در تفسير ثعلبى و به سند خود او از سفيان بن عيينه نيز نقل شده است.5


1 . سوره معارج: آيات 1 و 2.
2 . سوره معارج: آيه هاى 1 ـ 3.
3 . بحار الأنوار: 37 / 175.
4 . تذكرة الخواص: 30، نظم درر السمطين: 93، الفصول المهمّه: 42، فيض القدير: 6 / 281، السيرة الحلبيه: 3 / 337، نور الابصار: 78... .
5 . بحار الأنوار: 37 / 176.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شيخ على بن ابراهيم قمى رحمه اللّه ـ از بزرگان قرن سوّم ـ به سند خود از امام جعفر صادق عليه السلام نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:
در روز غدير و در شأن امير مؤمنان على عليه السلام اين آيه ها نازل شد:

(وَإِنَّهُ لَتَنْزيلُ رَبِّ الْعالَمينَ * نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ اْلأَمينُ * عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرينَ)؛1
و به يقين اين (قرآن) از جانب پروردگار جهانيان نازل شده است. روح الأمين آن را نازل كرده؛ بر قلب تو، تا از بيم دهندگان باشى.2



1 . سوره شعراء: آيه هاى 192 ـ 194.
2 . تفسير القمى: 2 / 124، شيخ محمد محسن فيض كاشانى ـ متوفّاى سال 1091 هجرى ـ نيز اين حديث را به نقل از تفسير القمى در كتاب الصّافى فى تفسير القرآن: 4 / 50 آورده است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------


منبع:http://www.ahle-beyt.ir/forum/showthread.php?t=4176


 این آیات طبق قران قابل پذیرش در قلوب کسانیت که خدا هدایتشان کرده هیچ شک و شبه ی نیست 

اما برای اونهای که خدا روی دلشان مهر گذاشته حتی اگه شبو روز نماز و قران بخونن قابل قبول نیست


دیگه تعصب شیعه سنی نیست حرف قران هستش همین مونده ادعای مسلمانی و مومنی بکنی در حالی که خود قران را رد کنی

سنی ها به خدا کلاه سرتون گذاشتن جز معصوم و کسی که خدا انتخوابش کنه هیچ کسی به امت پیامبر ص ولایت ندارد بعد پیامبر ص علی ع بر ما ولایت داشت و داره با رای و رایگیری نمیشه غیر معصومی را به جانشینی خدا بر روی زمین انتخواب کرد ابوبکر یکی از گناهان بزرگی که انجام داد این بود خودشو گذاشت جای کسی که خدا به علی ع داد و این بود مسیر پیامبر ص را به هم زد و ضربه محکمی به اصل دین اسلام زد که شیطان هم نتونست


خلاصه اون عمری های که با تعصب دینشان انتخواب کردن بحثی نیس با عمری های عاقلی که گولشون زدن بحث میکنم

الان امام و ولایت فقط مخصوص حجت بن حسن عسکری عج فرزند پیامبر ص هست و بجز ایشان کسی را به امامتون نپذیرید و منتظر باشید که وقتی انشاالله ظهور کرد یاریش کنیم .

خدایا مارا جز منتظران حجتت قرا ببده ، انشاالله


اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم


برچسب‌ها: غدير از ديدگاه قرآن
+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/28 و ساعت |
دائرة المعارف چند رسانه ای قرآن کریم-با تفاسیر المیزان (عربى/فارسى)،تفسیر نمونه،و غیره

انصافا این دیگه عالیه

 

http://s3.picofile.com/file/7881145264/q1v7f03z.png

 

در پست امروز وبسایت بروزفا ،نسخه جدید نخستین “دائرة المعارف چند رسانه ای قرآن کریم” را برای دانلود شما کاربران اماده کرده ایم. مرکز تحقیقات رایانه ای علوم اسلامی سازنده ی دائرة المعارف چند رسانه ای قرآن کریم چندی پیش این نرم افزار را تنها برای فروش ارائه می کرد اما مدتی است نسخه ی رایگان آن را منتشر کرده است. نور الانوار داراى متن کامل قرآن کریم با خطّ عثمان طه، دو قرائت ترتیل کامل قرآن با صداى استاد منشاوى و استاد شهریار پرهیزکار، پنج ترجمه فارسى، دو ترجمه انگلیسى، شش ترجمه به زبان هاى: فرانسوى، آلمانى، ترکى، اسپانیولى، ایتالیایى و مالایى، و نیز شامل ۵۸ جلد تفسیر از تفاسیر معروف شیعه به زبان فارسى و عربى و حدود ۱۰۰ مگابایت فیلم و صدها تصویر متناسب با مفاهیم مطرح شده در آیات قرآن کریم است. ویژگی هاى منحصر به فرد این برنامه متنوع قرآنى، موجب شده است که از سوى مجامع معتبر علمى و فرهنگى جهان مورد توجّه و تقدیر قرار گیرد. از جمله مى‏ توان به کسب عنوان نرم‏ افزار برتر در نمایشگاه بین المللى قرآن کریم رمضان ۱۴۱۹ ه. ق، و نرم‏ افزار برگزیده جشنواره خوارزمى ۱۳۷۸ ه. ش به عنوان نخستین دانش‏نامه چند رسانه‏ اى قرآن کریم اشاره کرد. این نرم‏ افزار در نمایشگاه هاى خارجى همچون نمایشگاه ابداعات و اختراعات سوریه نیز با کسب مدال زرّین، رتبه نخست را از آن خود کرد.
برای دانلود و مشاهده ی توضیحات تکمیلی به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.

برخی از ویژگی های این نرم افزار:
١- دائرة المعارف قرآن کریم
نمایش متن قرآن با خط زیباى عثمان طه (مصحف مدنیه) و قرآن رایج (نیریزى) با اعراب
امکان تغییر اندازه خطوط آیات و تفاسیر
ـ جستجو
امکان جستجو در قرآن از طریق مشتق و ریشه
جستجوى کلمات هم‏خانواده
دامنه جستجو
ـ ترجمه و تفسیر
نمایش ۴ ترجمه فارسى،۳ترجمه انگلیسى و…
نمایش تفسیر آیه انتخابى از تفاسیر المیزان (عربى/فارسى)،تفسیر نمونه، تفسیر مجمع البیان و تفسیر شبر
ـ اطلاعات تفسیرى
ارایه روایات تفسیرى،روایات مرتبط با آیات،فضیلت و شأن نزول سور و آیات از ۹ تفسیر معروف
ـ عکس و فیلم
نمایش تصاویر و فیلم‏هاى مرتبط با آیات (۳۹۷ قطعه)

٢ـ کتابخانه تفاسیر
ـ نمایش و جستجو
نمایش متن ۹ تفسیر، تفسیر المیزان (عربى/فارسى)، تفسیر نمونه، مجمع البیان، تفسیر قمى، تفسیر عیاشى، تفسیر منسوب به امام حسن عسکرى علیه السلام، تفسیر شبر و کتاب شواهد التنزیل
جستجو در کلمات و عبارات این تفاسیر با امکان انتخاب دامنه
ـ کتابشناسى
ارایه چندین مقاله تحقیقى در باره برخى تفاسیر و مفسران

۳ـ قرائت (ترتیل)
دو دوره قرائت کامل قرآن با صداى استاد منشاوى و استاد شهریار پرهیزکار
سهولت در انتخاب جزء، حزب

امکان تکرار قرائت هر آیه تا ۵ بار براى تصحیح قرائت و حفط قرآن

۴ـ نگارخانه
نمایش دهها تصویر و نمایش ۷ قطعه فیلم متناسب با آیات
فهرست اعلام موجود در شأن نزولها
ارایه آیات همراه با مدرک تفسیرى ارتباط اعلام با آیات

۵ـ امکانات عمومى برنامه
۱ـ چاپ آیات قرآن با رسم الخط عثمان طه و تمامى اطلاعات در اندازه‏ى دلخواه
۲ـ امکان انتقال اطلاعات به یادداشت
۳ـ راهنماى برنامه به سه زبان فارسى، عربى و انگلیسى
۴ـ ارایه توضیحات و راهنماى برنامه به زبان فارسى، عربى و انگلیسى
‏۵ـ ارایه دو محیط متفاوت براى کاربران با حفظ تمامى اطلاعات

راهنمای نصب و رجیستر نرم افزار:
۱- وارد پوشه ی Serial از فایل دانلود شده و با کلیک بر روی فایل متنی درون پوشه، اقدام به اجرای آن نمایید.
۲- با استفاده از اطلاعات درون فایل Serial اقدام به رجیستر نرم افزار کنید.

 

 

http://beroozfa.ir/image/icon/dl.png لینک دانلود: دانلود با لینک مستقیم

http://beroozfa.ir/image/icon/hajm.png حجم هر فایل : ۵۲۳ مگابایت

http://beroozfa.ir/image/icon/gozaresh.png گزارش خرابی لینک

 وب سایت سازنده:
نورسافت

 منبع:http://beroozfa.com/?p=9818

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/26 و ساعت |


مولوی وهابی که شیعه شد(حتما تا اخرش بخونید)

    این روزها که خبرهای متفاوتی از جنایت وهابی‌ها در کشورهای مختلف به گوش می‌رسد، آشنا شدن با برخی ویژگی‌های این قوم خالی از لطف نیست. مخصوصاً اگر این آشنایی در قالب خواندن برشی از زندگی یک مولوی وهابی باشد که البته حالا یک شیعه تمام عیار است. به گزارش رجانیوز، «سلمان حدادی» یک مولوی وهابی بود؛ کسی که خودش می‌گوید بین 500 تا 1000 فرد سنی مذهب را وهابی کرده است. اما یک بار نشستن در مجلس عزای سیدالشهدا(ع) کار را بجایی می‌رساند که همان مبلغ وهابی شیعه شود و در این مسیر سختی‌هایی ببیند که تحمل یکی از آنها برای ما قابل تصور نیست. خواندن زندگینامه سلمان حدادی را از دست ندهید.


    آموزش تبلیغ وهابیت در 5 دقیقه
    سلمان سال 61 در سنندج بدنیا آمد. مادرش اهل سوریه و شیعه بود اما پدرش نه. اسمش را به اصرار مادرش که سیراب از محبت امیرالمومنین بود سلمان گذاشتند. خودش می‌گوید همیشه از اینکه اسمم سلمان و مادرم شیعه بود شرمنده بودم.
    «با تشویق پدرم در دوران راهنمایی، در کنار درس های مدرسه، تحصیل دروس حوزوی را هم شروع کردم و ادامه دادم. بعد از اتمام دبیرستان، 3 سال دوره ی تکمیلی حوزه را به زاهدان و مسجد مکی رفتم و پس از مولوی شدن، 4 ماه هم به رایوند پاکستان، برای آموزش یک دوره کامل نحوه ی تبلیغ و جذب رفتم. پس از برگشت از پاکستان، امتحان کنکور دادم و در دانشگاه کرمانشاه در رشته استخراج معدن قبول شدم. در پاکستان به طور تخصصی در 20 جلسه یاد می دادند که چگونه فردی را در عرض 5 دقیقه به وهابیت جذب کنیم این آموزش را نزد آقایی به نام ابراهیم نژاد می دیدیم.»

    گفت یکبار هیئت!
    در همانجا دوستی پیدا می‌کند به نام مهدی. مهدی شیعه بود و سلمان در عین رفاقت تلاش می‌کرد او را وهابی کند. کلی کتاب به او می‌دهد و در عوضش مهدی هم یکبار او را به مجلس عزای سیدالشهدا(ع) دعوت می‌کند. سلمان با همان لباس و ظاهر مولوی‌های وهابی و بعد از کلی این پا و آن پا کردن می‌رود به هیئت.
    «یک گوشه ای با خشم مجبور شدم که بنشینم. دیدم سید بزرگواری منبر رفت (نماینده ولی فقیه در کرمانشاه بود) و در حین صحبت هایش گفت: کدام یک از شما حاضرید به خاطر خدا و اسلام جانتان را بدهید و بعدش هم مطمئن باشید زن و بچه تان به اسارت می روند؟ در آن زمان سیدالشهدا(علیه السلام) چه دید که حاضر شد، جانش گرفته شود و اهل و اولادش به اسارت روند؟ چرا امام حسین(علیه السلام) دست به چنین کار بزرگ زد؟

    هر چی فکر کردم دیدم که در شخصیت های محبوب من، شخصیتی مثل امام حسین(علیه السلام) پیدا نمی شود که حاضر باشد به خاطر اسلام، دست به چنین کار بزرگ و خطرناکی بزند! این سوال مهمی بود که برایم ایجاد شد.»

    چراغ‌ها را که خاموش کردند و مشغول سینه زدن شدند، او شروع کرد به گریه کردن. آنقدر که لباسهایش خیس شد. برای غربت و مظلومین غریب کربلا گریه می‌کرد. از اینکه در وهابیتشان نگذاشتند امام حسین(ع) را بشناسد افسرده شده بود.

    تحقیق و پژوهش حتی در شیطان پرستی
    از هیئت که بیرون می‌آید چهار سال جدیدی در زندگی‌اش شروع می‌شود. چهار سالی که به مطالعه و پژوهش درباره تمام مذاهب اهل سنت، مسیحیت، زرتش و حتی شیطان پرستی می‌انجامد. اما تعارضات موجود در این مکاتب و فرقه‌ها او را راضی نمی‌کند.

    «گذشت و خیلی با احتیاط فرقه‌های شیعه را بررسی کردم تا اینکه برای شناخت بهتر شیعه دوازده امامی، رهسپار قم شدم. به دفتر آیت الله بهجت رفتم و سوالات و شبهاتی که داشتم از آنجا پرسیدم و آنها هم با صبر و حوصله و محبت بسیار به من پاسخ دادند.

    بعد از آنان خواستم کتابی به من معرفی کنند تا درباره‌ی شیعه بیشتر تحقیق کنم. آنها کتاب المراجعات و شبهای پیشاور را به من معرفی کردند. آن کتاب ها را تهیه کردم و شروع کردم به خواندنشان.

    مطالب آن دو کتاب را که می خواندم برای اینکه ببینم مطالبی که از کتاب های اهل سنت نقل می کنند صحیح است یا نه، فورا مراجعه می کردم به کتاب‌ های اهل سنت یا به نرم افزار المکتبه الشامله و با کمال تعجب می‌دیدم مثل اینکه این روایات، واقعیت دارد. برای من سوال پیش آمده بود که چرا بعد از این همه سال، این روایات دور از چشم ما بوده و ما ندیدیم؟‌»

    در مباحثه که کم اوردند پای ماکسیما را وسط کشیدند!
    خواندن این کتاب‌ها شش ماه طول می‌کشد. کم‌کم حقانیت شیعه با استناد به خود کتابهای اهل سنت برایش مسجل می‌شود. اما هنوز شیعه نشده است. تردید دارد. خودش میگوید تعصبات اجازه نمی‌داد. به سختی‌هایی که پیش رویش بود فکر می‌کند.

    «بالاخره شیعه شدم و بعد از شیعه شدنم یک دفترچه هایی را چاپ کردم که تحت این عنوان که "آیا شیعه حق است؟" و در آن دلائلی از کتاب‌های اهل سنت که ثابت می کرد مذهب شیعه، مذهب صحیح است آوردم و پخش کردم. یک نفر این دفترچه را برد و به پدرم داده بود. و گفته بود: این را پسر شما چاپ کرده است.

    پدرم به من گفت: سلمان شیعه شده ای؟ من هم جرات نکردم بگویم: آره. تقیه کردن را هم بلد نبودم.
    گفتم: اگر خدا قبول کند .
    گفت: نه گولت زدند .
    گفتم. من یک عمری به مردم می گفتم شما گول شیعه را نخورید حالا شما به من می گویید گول خورده‌ای؟‌»

    بحث کردن با پدر و خیلی از اهل سنت شش ماه طول می‌کشد. همه را در مناظره‌ها شکست می‌دهد. حتی چند نفری هم شیعه می‌شوند. پدر وقتی در بحث نمی‌تواند مقاومت کند به تطمیع رو می‌آورد. می‌گوید زانتیای زیرپایت را ماکسیما می‌کنم اما حرف از شیعه نزن. حتی میگوید شیعه بمان اما شیعه را تبلیغ نکن. وقتی سلمان قبول نمی‌کند، راه دیگری در پیش می‌گیرند. راهی که به آوارگی سلمان و همسرش ختم می‌شود.

    چیزی شبیه ماجرای کوچه بنی‌هاشم
    شش ماه آزار و اذیتها را تحمل کرد. می‌خواست راهی تهران شود تا کاری گیر بیاورد و خانه‌ای اجاره کند و بعد بیاید دنبال همسرش. همسری که شیعه شده بود و باردار بود. از خانه که بیرون می‌رود میبیند پدرش با چند نفر سر کوچه ایستاده‌اند. مثل اینکه خبر داشتند مرغ دارد از قفس می‌پرد.

    همسرم گفت من تا سر کوچه با تو می آیم .
    گفتم: نه، همین جا بمان. ولی اصرار کرد و با من آمد .

    به سمتشان رفتم .مانع عبور من شدند. آنها 5 ، 6 نفری بر سرم ریختند و یکی شان با چوب دستی که در دست داشت محکم بر سرم کوبید و من بر اثر آن ضربه آنجا افتادم و دیگر چیزی نفهمیدم و بواسطه آن ضربه لکنت زبان گرفتم.

    خانمم که قصد داشت از من دفاع کند، جلو آمده بود تا مانع آنها شود، که یکی از آنها با لگد به او زد ، و بر اثر آن ضربه، بچه اش را که 4 ماهه بود سقط کرد ولی خدا رو شکر، من آن صحنه را ندیدم.»

    یاد مظلومیت امام علی می‌افتد و به یاد ماجراهای کوچه بنی‌هاشم می‌سوزد.

    جرم شیعه بودن بالاتر از هزاران قتل است!
    سه روز بعد وقتی در بیمارستان بهوش می‌آید دست زنش را می‌گیرد و با همان حال و روز فرار می‌کنند. می‌روند ارومیه پیش یکی از دوستان سلمان تا شاید کمکش کند. او وقتی می‌فهمد سلمان شیعه شده است میگوید اگر هزار قتل انجام داده بودی کمکت می‌کردم اما حالا که شیعه هستی، نه!

    جالب بود که این رفیق سنی متعصب اصلاً از دین و مذهب چیز درست و حسابی نمی‌دانست. عمر و ابوبکر را نمی‌شناخت اما بخاطر تبلیغات مسموم وهابیت چنین تفکری پیدا کرده بود.

    «آنجا بود که از خانه اش بیرون رفتم و برای اولین بار در طول عمرم، با همسر مریضم که بچه اش را سقط کرده بود در خیابان خوابیدیم .

    با مقدار پولی که داشتیم، خودمان را به قم رساندیم و چون هیچ کس را در قم نمی شناختیم و جایی برای ماندن نداشتیم، مدت 45 روز در جمکران ماندیم. گرسنگی می کشیدیم ولی وقتی یاد گرسنگی و آوارگی و پای برهنه ی اهل بیت امام حسین (علیه السلام) می افتادم تحملش برایمان آسان می شد.»

    ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم که ناموسمان توی خیابان بخوابد
    سال 85 بود. 45 روز در جمکران، بدون پول و جا و غذا. تکه کاغذی پیدا می‌کند و نامه‌ای به امام زمان(عج) می‌نویسد. می‌گوید آقاجان ما بخاطر شما همه چیز را رها کردیم و آمدیم اینجا. می‌گوید هرجوری بود روزی یک وعده غذا برایمان جور می‌شد. یا هیئتی می‌آمد یا نذری می‌دادند. تا اینکه...

    «شبها روی کارتون می خوابیدم مدت ها که گذشت یکی از انتظامات جمکران که ما را چند روزی زیر نظر داشت، آمد و گفت: کارت شناسائی تان را ببینم! شما کی هستید؟

    کارت شناسایی را نشانش دادیم . وقتی اسم سنندج را دید گفت: شما اینجا چه کار می کنید؟‌

    با لکنت زبان شدیدی که در اثر ضربه به سرم وارد شده بود، بهش گفتیم: ما شیعه شده ایم.
    گفت: کار بدی نکرده اید آیا قم جایی را دارید؟
    خجالت کشیدم بگویم نه، گفتیم یک جایی داریم . رفت و 20 دقیقه بعد برگشت و گفت: 30 هزار تومان شما را بس است تا به شهر خودتان برگردید؟
    گفتم: من پول نمی خواهم!
    گفت: ما شیعه ها اینقدر بی غیرت نیستیم که ناموسمان توی خیابان بخوابد و بی تفاوت باشیم .
    پول را به من داد و بعد از دو ماه و خورده ای توانستم با آن پول به حمام بروم و موهای سرم را کوتاه کنم.»

    وقتی امام رضا بطلبد
    می‌روند حرم کریمه اهل بیت(س). متوسل می‌شوند به بی‌بی معصومه. یکی از خادم‌ها راهنمایی می‌کند که بروند دفتر مراجع و کمک بخواهند.

    «اول دفتر آقای مکارم شیرازی رفتم . بعد دفتر مقام معظم رهبری رفتم. آقایی آنجا نشسته بود. تا آمدم جریان را تعریف کنم خانمم شروع به گریه کرد و من داستان را تعریف کردم.

    او وقتی وضعیت ما را دید خیلی به ما محبت کرد و گفت: اگر می خواهید قم بمانید جایی برای شما بگیرم .
    گفتم: نه می خواهیم برگردیم ارومیه و در مدارس آنجا ، کار پیدا کنم .
    گفت: باشه و یک مقداری پول به ما داد و ما از آنجا خارج شدیم.»

    بیرون که می‌آیند هوای زیارت برادر حضرت معصومه به سرشان می‌افتد. بجای ارومیه می‌روند مشهد، پابوس امام رضا(ع). زیارت دو سه روزه تبدیل می‌شود به مجاورت سه چهار ساله.

    فرزند خواستم و کربلا، هر دو جور شد
    همسرش بر اثر سختی‌ها نحیف شده و افسردگی گرفته بود. به صورت غیر رسمی طلبه حوزه علمیه مشهد می‌شود. بعد از آن برمی‌گردند قم و به کمک یکی از دوستان خانه‌ای می‌گیرند. ماجرای کربلا رفتنشان هم خواندن دارد.

    «در سال 89 در مراسم عید حضرت زهرا (س)، دو چیز خواستم یکی ، یک بچه و دیگری زیارت کربلا. هفته‏ی بعدش یک نفر هیئتی، مرا دید و گفت: دیشب خواب دیدم که شما و خانمت در حسینیه برای عزاداران امام حسین(علیه السلام) چایی می ریزید. خوابش را اینگونه تعبیر کرد باید شما و خانمت را به کربلا بفرستم. او یک بانی پیدا کرد و ما را به کربلا فرستاد. چند وقت بعد از سفر کربلا، متوجه شدیم که بچه ی تو راهی داریم. اولش باورمان نمی شد، سالها از اون ضربه ای که به پهلوی خانمم وارد شده بود می گذشت و احتمال نمی دادیم که او دوباره حامله شود.»

    سفینه النجاه بودن سید الشهدا به دادم رسید
    بغیر از سلمان یکی از خواهرها و یکی از برادرهایش هم شیعه شده‌اند و همگی از خانواده طرد. خودش می‌گوید گریه آن شبش در هیئت رنگ و بوی عجیبی داشت.

    «آن گریه واقعا یک گریه ی خاصی بود یک لطف بود آن شب به قدری گریه کردم که تمام لباسم خیس شد. همان سفینة النجاة بودن حضرت سیدالشهدا آن شب تأثیر خودشان را روی من گذاشت.

    به نظرم آن 4 سالی هم که خواندم و مطالعه کردم و طول کشید برای این بود که پایه های من قوی شود که در هر مناظره ای همه را شکست دهم که وقتی یک مسیحی می آید و به من چیزی می گوید من به او نخندم و هیچ شبهه ای برای من هیچ گاه بوجود نیاید.»

    سلمان حدادی حالا همه وقتش را گذاشته است برای تلاش در مسیر خدمت به مذهب تشیع و معارف اهل بیت. راه سختی بود اما حتما ارزشش را داشت. ارزشی که شاید ماهایی که از ابتدا شیعه بوده‌این هیچ وقت آن را درک نکنیم
منبع:
http://www.ahle-beyt.ir/forum/showthread.php?t=4070

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/26 و ساعت |

امروز کتابی جالب و آموزنده برای شما عزیزان آماده کرده ایم که حاوی هزار و دویست ضرب المثل زیبای و اموزنده دلنشین فارسی است که از دهه ها پیش گردآوری شده است ، این کتاب با فرمت پی دی اف pdf است و می توانید آنرا روی موبایل اندروید هم اجرا کنید و حجم بسیار مناسبی نیز برخوردار است ، اگر به ضرب المثل های شیرین فارسی علاقه مند هستید حتما این کتاب را دانلود کنید : 


نام کتاب : 1200 ضرب المثل فارسی

ناشر کتاب : آی آر پی دی اف

حجم کتاب : 200 کیلوبایت

دانلود در ادامه مطلب  . . .. 


دانلود رایگان

منبع:http://booksdownload.parsiblog.com

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/25 و ساعت |

به گزارش خبرنگار دریـچــه فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران؛ نرم افزار Zekr در بین نرم افزارهای مشابه خود از امکانات فراوانی برخوردار است که می توان از بین این امکانات به تلاوت قرآن با صوتی دلنشین و همچنین تفسیر و ترجمه ی قرآن نام برد که این امکانات و همچنین محیط ساده ولی جذاب آن سبب شده است تا این نرم افزار به راحتی برای همه ی افراد از جمله مردم عادی و همچنین پژوهشگران قرآن قابل استفاده باشد.

این نرم افزار که برای اولین بار در سال 2005 ارائه شد اکنون به تکاملی فوق العاده دست یافته و بسیاری از مشکلات و باگ های آن در این ورژن برطرف شده است.

 

قابلیت های کلیدی نرم افزار Zekr:

- امکان نشانه گذاری و تغییر رنگ منو ها

- امکان تلاوت قرآن در هر دو صورت آفلاین و آنلاین

- امکان جست وجوی پیشرفته در آیات و ذکرها

- امکان زوم کردن بر روی متن قرآن و آیه به صورت جداگانه یا هر دو

- بهبود و پیشرفت هارمونیک آیکون ها

- پشتیبانی از 24 زبان زنده ی دنیا از جمله زبان شیرین فارسی

- تغییر سایز آیکون های برنامه از 13 پیکسل به 16 پیکسل

- تغییر نکردن سایز فونت نام سوره با تغییر سایز فونت

- تلاوت قرآن با صوتی بسیار دلنشین

- توانایی تفسیر و ترجمه ی قرآن

- سازگار با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز محبوب 7

- و ...


حجم فایل: 8.12 مگابایت

برای دانلـود نرم افـزار اینجـا را کلیـک کنـید


براي اجرا نياز به نصب نرم افزار Java-runtime-6.3-Windowns داريد


منبع:http://www.yjc.ir

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/25 و ساعت |

تیم دانلودها در این مطلب نرم افزار کم حجم و تصویری کل قرآن کریم با ترجمه فارسی و گویا را تدارک دیده است که  امیدواریم از استفاده این نرم افزار لذت کافی را ببرید.
از امکانات این نرم افزار می توان به حجم کم، قابلیت دانلود فایل صوتی قاری مربوطه، قابلیت نمایش متن و ترجمه روبروی هم، فهرست سوره ها، قابلیت نصب قاری جدید، چاپ سوره یا ترجمه و پشتیبان گیری از فایل های صوتی دانلود شده اشاره نمود.

 

tartil نرم افزار قرآنی ترتیل نسخه 1.0.2 برای كامپيوتر

 

قابلیت های این نرم افزار:
- قابلیت پخش قرائت قاریهای انتخابی برای هر سوره بصورت آنلاین
- قابلیت دانلود فایل صوتی قاری مر بوطه
- قابلیت نمایش متن قرآن با ترجمه روبه روی هم
- ترجمه گویا استاد فولاد وند با صدای آقای هدایت فر برای هر سوره
- فهرست سوره ها
- راهنما
- قابلیت پشتیبان گیری از فایل های صوتی دانلود شده
- قابلیت نصب قاری های جدید
- قابلیت نصب ترجمه های مختلف
- قابلیت نصب تفسیر های مختلف
-  بررسی برای بروز شدن نرم افزار
- قابلیت بزرگ و کوچک کردن متن
- چاپ سوره یا ترجمه

 

password نرم افزار قرآنی ترتیل نسخه 1.0.2 برای كامپيوتر پسورد فایل: www.downloadha.com

download نرم افزار قرآنی ترتیل نسخه 1.0.2 برای كامپيوتر لینک دانلود – 4.1 مگابایت | لینک کمکی

 

منبع:http://www.downloadha.com/

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/25 و ساعت |

1- حدیث کرد ما را احمد بن نصر بن هوذه باهلی او گفت: حدیث کرد ما را ابراهیم بن اسحاق نهاوندی در نهاوند سال دویست و هتفاد و سه او گفت: حدیث کرد ما را عبدالله بن حماد انصاری به سال دویست و بیست و نه او گفت: حدیث کرد ما را یحیی بن عبدالله [1] او گفت: که ابوعبدالله جعفر بن محمد علیه السلام به من فرمود: ای یحیی بن عبدالله کسیکه شبی بر او بگذرد که امام خود را در آن شب نشناسد به مرگ جاهلیت می میرد.
2- حدیث کرد ما را ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید ابن عقده او گفت: حدیث کرد ما را محمد بن مفضل بن ابراهیم اشعری و سعدان بن اسحاق بن سعید و احمد بن حسین بن عبدالملک [2] و محمد بن احمد بن حسن قطوانی [3] اینان همگی گفتند: حدیث کرد ما را حسن بن محبوب زراد از علی بن رئاب و او از محمد بن مسلم ثقفی که گفت: شنیدم ابا جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام می فرمود: کسیکه برای خدا عبادتی، انجام دهد که جان خودش را در آن عبادت برنج اندازد ولی امامی برای او از جانب خدا نباشد کوشش او پذیرفته نمی شود و خودش گمراه و سرگردان خواهد بود و خداوند عمل های او را نمی پسندد و او مانند گوسفندی است از چهارپایان که چوپان خود و یا گله خود را گم کرده باشد و گم گشته در رفت و آمد باشد و همه روز را سرگردان بماند، چون شب فرا رسد رمه ای را با چوپانش به بیند به آن رمه به پیوندد و فریفته آن شود، شب را با آن رمه در جایگاهش بماند چون صبح شود و چوپان گله خود را به صحرا برد ببیند که آن چوپان و آن رمه از آن او نیست پس حیران و سرگردان به جستجوی چوپان و رمه خودش می پردازد دوباره چشمش برمه ای [دیگر] با چوپانی می افتد به سوی آن رمه می شتابد و فریفته آن نمی شود چوپان آن رمه بگوسفند نهیب می زند که ای گوسفند گم گشته سرگردان برو به چوپان و گله خودت برس که تو گم گشته و حیرانی و چوپان و رمه خودت را گم کرده ای. آن حیوان وحشت زده و متحیر و سرگردان می ماند نه چوپانی که او را به چراگاهش رهبری کند و یا به جایگاهش برگرداند در همین حیرانی و سرگردانی به ناگاه گرگی گم شده خودش را بدست می آورد و آن حیوان را می خورد. ای پسر مسلم به خدا قسم کسیکه از این امت امامی از طرف خدای عزوجل نداشته باشد حالش این چنین است صبح می کند در حالیکه گم گشته و حیران و گمراه است اگر به همین حال بمیرد به مرگ کفر و نفاق مرده است.
و بدان ای محمد که امامان به حق و پیروانشان کسانی هستند که بر دین خدایند و امامان جور از دین خدا و حقیقت بر کنار اند هم خودشان گمراهند و هم دیگران را گمراه می کنند و کارهائی که انجام می دهند همچون خاکستری است بروزیکه تند باد از هر طرف می وزد دستخوش گردباد گردد آنان را از دست رنج های خویش هیچ دستگیرشان نشود و این است همان گمراهی دور و دراز در نسخه دیگر این است همان زیان آشکار (و حدیث کرد ما را علی بن احمد از عبیدالله بن موسی و او از محمد بن احمد ابن قلانسی و او از اسماعیل بن مهران و او از احمد بن محمد و او از عبدالله بن بکیر و جمیل بن دراج و هر دو از محمد بن مسلم و او از ابی جعفر علیه السلام عین همین روایت را با الفاظش)
3- با سند اولی از ابن محبوب و او از ابی ایوب خزاز و او از محمد بن مسلم و او از ابی جعفر علیه السلام روایت کرده است که گفت به آن حضرت (امام باقر) عرض کردم کسیکه از شما خاندان امامی را انکار کند حالش چگونه خواهد بود؟ فرمود: کسیکه امامی را که از جانب خدا است انکار کند و از او و از دین او دوری گزیند کافر است و مرتد از دین اسلام است زیرا امام از جانب خدا است و دین او [از] دین خدا است و کسیکه از دین خدا دوری جوید ریختن خونش در آن حال روا است مگر آنکه باز گردد و یا از آنچه گفته است بخدا توبه کند.
[مترجم گوید: تردید امام علیه السلام در رجوع و یا توبه با آنکه هر دو به یک معنا است ظاهرا از آن جهت است که اولی یعنی رجوع و بازگشت نسبت به انکار که امری است قلبی و درونی یعنی در دل به امامت آن امام اعتقاد پیدا کند و دومی یعنی توبه به خدا از آنچه گفته است نسبت به دوری گزیدن از امام است که بزبان در میان اجتماع از امام علیه السلام دوری جسته و اظهار تبری نموده است. و به عبارت روشنتر اگر حقیقتاً اعتقاد به امام ندارد باید از عقیده اش باز گردد و اگر معتقد است ولی بزبان تبری کرده و امامت امام را رد کرده است باید از گفته اش توبه نماید و گر نه خونش حرام است.]
4- خبر داد ما را احمد بن محمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را یحیی بن زکریا بن شیبان به سال 273 او گفت: حدیث کرد ما را علی بن سیف بن عمیره او گفت: حدیث کرد ما را ابان بن عثمان از حمران بن اعین که گفت: از ابا عبدالله علیه السلام امامان را پرسیدم فرمود: کسی که یکی از امامان زنده را انکار کند همه امامانی را که از دنیا رفته اند انکار کرده است.
5- حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب از حسین بن محمد و او از معلی و او از ابن جمهور و او از صفوان و او از ابن مسکان که گفت: از شیخ [4] علیه السلام درباره امامان پرسیدم فرمود: کسیکه یکی از امامان زنده را انکار کند همه امامانی را که از دنیا رفته اند انکار کرده است.
6- خبرداد ما را احمد بن محمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را علی بن حسن [5] از کتاب خودش او گفت: حدیث کرد ما را عباس بن عامر از عبدالملک بن عتبه و او از معاویه بن وهب او گفت: شنیدم ابا عبدالله امام صادق علیه السلام می فرمود: رسول خدا فرموده است هر کس امام خود را نشناخته بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.
[مترجم گوید: جمله «مرگ جاهلیت» در احادیث متعددی تکرار شده است و مقصود آنست که مردم دوران جاهلیت پیش از اسلام که با ملکات خبیثه از کفر و نفاق و شرک و کبر و جهل به خدا و رسول می مردند. کسیکه امام خود را و یا امام زمان خود را (چنانچه در بعضی از روایات است) نشناسد حالش، بهنگام مردن مانند مردم دوران جاهلیت خواهد بود.]
7- حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب او گفت: حدیث کرد مرا عده ای از اصحاب ما از احمد بن محمد و او از ابن ابی نصر و او از: ابی الحسن علیه السلام که آن حضرت در معنی آیه شریفه: «و من اضل ممن اتبع هواه بغیر هدی من الله» (کیست گمراه تر از کسیکه پیرو هوای خود باشد بدون آنکه از خدا برای او هدایتی بوده باشد) القصص (50) فرمود: کسی که دینش را از رأیش گرفته باشد بدون آنکه امامی از ائمه هدی در آن دخالت داشته باشد.
8- حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب او گفت: حدیث کرد ما را محمد بن یحیی از محمد بن حسین و او از محمد بن سنان و او از بعضی از رجال خود: [6] و او از ابی عبدالله علیه السلام که فرمود: کسیکه با امامی که امامتش از جانب خدا است امامی را که امامتش از جانب خدا نیست شریک کند او مشرک است.
9- حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب از محمد بن یحیی و او از احمد بن محمد و او از محمد بن اسماعیل و او از منصور بن یونس و او از محمد بن مسلم که گفت: با ابی عبدالله علیه السلام عرض کردم: مردی به من گفت: تو آخرین امام را بشناس و اگر نخستین امام را نشناسی زیانی به حال تو نخواهد داشت. گوید فرمود: خدا آن مرد را لعنت کند که من او را نشناخته دشمنش می دارم مگر آخر جز با اول شناخته شده است؟
10- حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب او گفت: حدیث کرد ما را جمعی از اصحاب ما از احمد بن محمد و او از حسین بن سعید و او از ابی وهب و او از محمد بن منصور که گفت: از آن حضرت یعنی ابی عبدالله علیه السلام پرسیدم از قول خدای عزوجل: «و اذا فعلوا فاحشه قالوا و جدنا علیها آبائنا و الله امرنا بها قل ان الله لایامر بالفحشاء اتقولون علی الله مالا تعلمون» [7] هنگامیکه کار زشتی انجام می دهند می گویند پدرانمان را بر اینکار یافتیم و خدا ما را به آن امر کرده است بگو همانا خدا به کار زشت دستور نمی دهد؟ آیا چیزی را که نمی دانید بر خدا می گوئید؟
گوید: حضرت فرمود: آیا یک نفر دیده ای که چنین پندارد که خدا بزنا و شرابخواری و یا از این گونه محرمات دستور داده باشد؟ عرض کردم: نه، فرمود: پس این کار زشتی که آنان مدعی هستند که خدا آنان را دستور داده است چیست؟ گفتم: خدا و ولیش داناترند. فرمود: این آیه درباره دوستان امامان جور است که مدعی بودند خداوند به آنان دستور فرموده است که افرادی را امام خود کنند که در حقیقت خداوند چنین دستوری نفرموده بود و خداوند، این سخن را بر آنان بازگو می کند و خبر می دهد که آنان دروغ بر خدا بسته اند و این کار آنان را کار زشت: (فاحشه) نامیده است.
11- حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب او گفت: حدیث کرد ما را جمعی از اصحاب ما از احمد بن محمد و او از حسین بن سعید و او از ابی وهب و او از محمد بن منصور که گفت: بنده صالحی [*] را که سلام خدا بر او باد از معنای آیه شریفه که خدای عزوجل می فرماید: «انما حرم ربی الفواحش ماظهر منها و ما بطن» [8] پروردگار من کارهای زشت را چه آنچه آشکار می شود و چه آنچه به پنهانی انجام می گیرد حرام فرموده است. پرسیدم فرمود: قرآن را ظاهری است و باطنی [9] همه آنچه را که خداوند در قرآن حرام کرده است ظاهرش همان است که هست و حرام است و باطن آن حرام ها، امامان جوراند و هر آنچه را که خداوند در قرآن حلال کرده ظاهرش همان است که حلال فرموده و باطن آن حلال ها امامان بحق می باشند. [10]
12- حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب از محمد بن یحیی و او از احمد بن محمد بن عیسی و او از ابن محبوب و او از عمرو بن ثابت و او از جابر که گفت: از ابی جعفر علیه السلام معنای آیه شریفه که خدای عزوجل می فرماید: «و من الناس من یتخذ من دون الله انداداً یحبونهم کحب الله» بقره 160 از مردم افرادی هستند که غیر خدا از برای خود دوستانی گرفته اند و آنان را همچون خدا دوست می دارند.
پرسیدم فرمود: آنان بخدا قسم دوستان فلانی و فلانی هستند که آنان را امام خود گرفتند نه امامی که خداوند برای مردم امامش قرار داده بود و به همین جهت فرمود: «و لوتری الذین ظلموا اذیرون العذاب ان القوه لله جمیعاً و ان الله شدید العذاب * اذتبرأ الذین اتبعوا من الذین اتبعوا و رأوا العذاب و تقطعت بهم الاسباب* و قال الذین اتبعوا لو ان لنا کره فنتبرء منهم کما تبروا منا کذلک یریهم الله اعمالهم حسرات علیهم و ما هم بخار جین من النار» البقره 161-163 اگر به بینی کسانی را که ستم کردند هنگامیکه عذاب را می بینند آنان متوجه می شوند که همه قدرت بدست خدا است و خداوند عذابش سخت است هنگامیکه پیروی شده گان از پیروان بیزاری می جویند و عذاب را می بینند و رشته اسباب آنان گسیخته می شود و پیروان می گویند ای کاش ما را بازگشتی بود تا ما نیز از آنان بیزاری می جستیم چنانچه آنان از ما بیزاری جستند این چنین خداوند، کردارشان را به آنان نشان می دهد که همه برای آنان حسرتها است و از آتش بیرون شدنی نیستند.
سپس امام باقر علیه السلام فرمود آنان ای جابر به خدا سوگند امامان ظلمند و پیروان آنان. [11]
13- و به همین سند از ابن محبوب و او از هشام بن سالم و او از حبیب سجستانی و او از ابی جعفر علیه السلام روایت می کند که فرمود: خدای عزوجل فرموده است: هر یک از افراد رعیت اسلامی را که به ولایت امام ستمگری معتقد باشد که از طرف خدا منصوب نشده باشد بطور حتم عذاب خواهم کرد گر چه آن فرد از رعیت در کارهایش نیکوکار و با تقوی باشد و هر یک از افراد رعیت اسلامی که به ولایت هر امام عادلی که از طرف خدا است معتقد باشد بطور حتم عفواش خواهم کرد گر چه آن رعیت در کارهایش ستمگر و گناهکار باشد. [12]
14- و به همین سند از ابن محبوب و از عبدالعزیز عبدی و او از عبدالله بن ابی بطور روایت می کند که گفت: به ابی عبدالله علیه السلام عرض کردم: من با مردم آمیزش دارم و بسی در شگفتم از جمعی که تولی شما را ندارند و تولی فلانی و فلانی را دارند دارای امانت و راستی و وفایند و از جمعی که تولی شما را دارند ولی نه امانتی دارند و نه وفائی و نه راستی. گوید: امام صادق راست نشست و با قیافه ای که گوئی خشمگین بود روی به من کرد و سپس فرمود: کسیکه معتقد به ولایت امام ستمگری باشد که از جانب خدا نیست چنین کس اصلاً دین ندارد و بر کسیکه معتقد به ولایت امام عادلی باشد که از طرف خدا است ملامتی متوجه نخواهد بود.
(با تعجب) گفتم: آنان اصلاً دین ندارند؟ و اینان را ملامتی متوجه نیست؟ فرمود: آری آنان دین ندارند و اینان را ملامتی متوجه نیست. سپس فرمود: مگر نمی شنوی که خداوند چه می فرماید: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور» خداوند بر کسانیکه ایمان آورده اند ولایت دارد و آنان را از تاریکی ها به سوی روشنایی می کشد یعنی از تاریکی های گناهان به نور توبه و آمرزش برای آنکه ولایت هر امام عادلی را که از طرف خدا است دارند سپس خداوند فرماید: «والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات» (و کسانیکه کافر شده اند طغیانگران بر آنان ولایت دارند و آنان را از روشنائی بسوی تاریکی ها بیرون می کشند) کافر چه روشنائی دارد تا از آن بیرون کشیده شود؟ تنها مقصود از این آیه آنست که آنان در روشنائی اسلام بودند ولی هنگامیکه ولایت هر امام ستمگری را که از جانب خدا نبودند پذیرفتند با پذیرش ولایت آنان از نور اسلام بیرون شدند و به سوی تاریکی های کفر گرائیدند پس خداوند از برای آنان واجب کرد که دوش به دوش کفار در آتش باشند از این رو فرمود: «اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون» آنان اهل آشتند و جاوید در آتش خواهند بود.
15- حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب از علی بن محمد و او از ابن جمهور و او از پدرش و او از صفوان و او از ابن مسکان و او از عبدالله بن سنان و او از: ابی عبدالله علیه السلام که فرمود: خداوند شرم نمی کند از اینکه امتی را که معتقد به امامی است که از طرف خدا نیست عذاب کند هر چند آن امت در کردارش نیکوکار و با تقوی باشد و خداوند شرم دارد از اینکه امتی را که به امام منصوب از جانب خدا معتقد است عذاب کند هر چند آن امت در کارهایش ستمکار و بد کردار باشد.
16- خبر داد ما را عبدالواحد بن عبدالله او گفت: حدیث کرد ما را احمد ابن محمد بن رباح او گفت: حدیث کرد ما را احمد بن علی حمیری او گفت حدیث کرد مرا حسن بن ایوب از عبدالکریم بن عمرو خثعمی و او از عبدالله بن ابی یعفور که گفت: به ابی عبدالله علیه السلام عرض کردم مردی که ولایت شما را قبول دارد و از دشمن شما بیزاری می جوید و حلال شما را حلال و حرام شما را حرام می داند و می پندارد که کار در میان شما است و از شما به دیگران بیرون نشده است ولی می گوید که آنان (یعنی امامان) در میان خودشان اختلاف دارند و هر گاه که همگی بر یک نفر گرد آمدند و گفتند امام این است ما هم می گوئیم: امام همین است حضرت فرمود: اگر با چنین عقیده بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.
17- خبر داد ما را عبدالواحد بن عبدالله او گفت: حدیث کرد ما را محمد ابن جعفر قرشی او گفت حدیث کرد ما را ابوجعفر همدانی او گفت: حدیث کرد مرا موسی بن سعدان از محمد بن سنان [و او از عمار بن مروان] و او از سماعه بن مهران که گفت: به ابی عبدالله علیه السلام عرض کردم مردی است ولایت علی را دارد و از دشمنش بیزار است و هر چه علی علیه السلام می گوید او نیز می گوید جز آنکه می گوید امامان پیشوا در میان خودشان اختلاف دارند و من نمی دانم کدامشان امام است؟ هر گاه بر یک نفر اجتماع کردند من نیز آن وقت به گفته آن یک نفر عمل می کنم ولی من از پیش می دانستم که امر امامت در میان آنان است.
فرمود: اگر با این عقیده بمیرد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. سپس فرمود: قرآن را تأویلی است است که همچون شب و روز در جریان است و مانند خورشید و ماه در جریان است که هر وقت تأویل چیزی از قرآن فرا رسد وقوع می یابد پس بعضی از آن تأویلات فرا رسیده است و بعضی نرسیده است.
[شرح مجلسی رحمه الله می فرماید: شاید معنای روایت چنین باشد که آنچه ما از بطون قرآن و تأویلاتش می دانیم باید هر ی از آنها بوقت خودش واقع شود و از جمله تأویلات آنکه مردم بر گرد یک امام در زمان امام قائم جمع می شوند و هنوز وقت آن نرسیده است یا آنکه معنا چنین است: که قرآن دلالت دارد بر اینکه هیچ زمانی از امام خالی نمی شود و چاره ای نیست که باید چنین باشد پس بعضی از امامان در گذشته است و بعضی دیگر پس از این خواهد آمد پایان نقل از مجلسی.
مترجم گوید: هر دو توجیه مرحوم مجلسی از روایت شریفه بسیار بعید و غیر مناسب است و آنچه به نظر این ناچیز می رسد و الله اعلم آنست که مقصود حضرت از اینکه فرمود هر کس باین عقیده بمیرد مرگش مرگ جاهلیت است، آنست که منصب امامت منصبی نیست که با اجماع و اختیار تعیین شود هر چند اجماع کنندگان و اختیار کنندگان از خاندان هاشم و یا بنی فاطمه باشند و اگر کسی معتقد باشد که باید بنی هاشم و یا اولاد پیغمبر جمع شوند و یکی را ولو از میان خودشان انتخاب کنند برای امامت این عقیده با عقیده دیگران که امامشان منتخب از تیم و عدی است هیچ فرق ندارد بلکه باید معتقد بود که امامان افرادی معین و مشخص هستند که از طرف خداوند منصوب به امامت میباشند خواه خاندان بنی هاشم امامت آنان را بپذیرند خواه نپذیرند.
بنابراین ظاهرا مقصود از تأویل قرآن در ذیل این مطلب عقیده ای، تأویل آیه شریفه «ان عده الشهور عندالله اثنا عشر شهرا فی کتاب الله» است که با ائمه اثنی عشر تأویل شده است، همانطور که دوازده ماه قمری ماه های معین و مشخصی می باشند از روزیکه خداوند آسمان و زمین را آفریده است «یوم خلق السموات و الارض» و فرا رسیدن آن ماه ها مرهون گذشت زمان و جریان شب و روز و جریان ماه و خورشید است که از گذشت شب و روز و تقابل ماه و خورشید ماه های عربی بوجود می آید و بتدریج هم وجود می آید و ماه های معینی هم هستند «منها اربعه حرم»
همچنین تأویل آیه شریفه نیز که امامان دوازده گانه می باشند افراد معینی هستند که با گذشت زمان و بتدریج بوجود می آیند و در اوان صدور روایت شریفه بعضی از آنان بوجود آمده و بعضی دیگر بعدها باید بوجود بیاید.]
18- و خبر داد ما را سلامه بن محمد او گفت حدیث کرد ما را احمد بن داود او گفت: حدیث کرد ما را علی بن الحسین بن بابویه او گفت: حدیث کرد ما را اسعد ابن عبدالله از محمد بن الحسین بن ابی الخطاب و او از مفضل بن زائده و او از مفضل ابن عمر که گفت: ابو عبدالله علیه السلام فرمود: کسیکه دینی در پیشگاه خدا داشته باشد و آن را از دانشمند راستگوئی نشنیده باشد خداوند او را دچار سرگردانی می کند تا آنجا خسته و ناراحت شود و کسیکه مدعی باشد که از غیر آن دریکه خداوند آن در را برای مردم گشوده است گوش به سخنی داده است پس او مشرک است و آن در گشوده شده از جانب خداوند است که امین است و سر نهفته الهی باو سپرده شده است.
(حدیث کرد ما را محمد بن یعقوب کلینی از بعضی رجالش و او از عبدالعظیم ابن عبدالله حسنی و او از مالک بن عامر و او از مفضل بن زائده و او از مفضل بن عمر که گفت: )
ابوعبدالله علیه السلام فرمود: هر کس که دینی داشته باشد بدون آنکه از راستگویی شنیده باشد، و مانند روایت پیشین را نقل کرده است.
19- خبر داد ما را احمد بن محمد بن سعید او گفت: حدیث کرد ما را یحیی ابن زکریا بن شیبان در شعبان به سال 273 او گفت: حدیث کرد ما را علی بن سیف بن عمیره از پدرش و او از حمران بن اعین که او گفت: به حضرت ابی عبدالله علیه السلام شرح حال مردی را گفتم که ولایت امیر المؤمنین را دارد و از دشمنش بیزاری میجوید و هر چه را که امیرالمؤمنین می گوید او نیز می گوید جز آنکه می گوید: آنان که امامان پیشوا هستند در میان خود اختلاف دارند و من نمی دانم کدامیک از آنان امام است هر آنگاه که بر یک مرد اجتماع کردند ما هم بگفته او عمل می کنیم و من شناخته ام که کار امامت در میان آنان است خداوند همه شان را رحمت کند – فرمود: اگر به این عقیده از دنیا برود به مرگ جاهلیت مرده است.
(و از علی بن سیف و او از برادرش حسین و او از معاذ بن مسلم و او از ابی عبدالله علیه السلام مانند همین روایت نقل شده است.)
خردمندان و معتقدین به ولایت ائمه از اهل بیت علیه السلام در این روایات که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت ابی جعفر امام باقر و امام صادق علیه السلام نقل شده نیکو بیندیشند که این روایات درباره کسی است که در یکی از ائمه علیهم السلام شک کند و یا شبی بر او بگذرد که در آن شب امام خود را نشناخته باشد که آن حضرات چنین کس را به کفر و نفاق و شرک نسبت داده اند و اینکه اگر با این عقیده بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است پناه به خدا می بریم از چنین مرگ و بیندیشند در اینکه فرموده اند هر کس یک نفر از امامان زنده را انکار کند در حقیقت همه امامانی را که از دنیا در گذشته اند انکار کرده است پس باید هر کس ببیند که به چه کس اقتدا می کند و باطلها و بیهوده ها او را گمراه نکند و او را از راه حق به سوی هوا نکشاند که هر کس هوا او را بدنبال خود بکشاند سرنگون می شود و آنچنان می شکند که جبران ناپذیر نباشد. و باید هر کس بداند که در دین خود از چه کسی تقلید می کند و چه کس واسطه میان او و آفریننده اش شده است که آن واسطه یکی بیش نیست و دیگران شیطانهائی هستند باطل گو و فریبا و گرفتار کننده چنانچه خدای عزوجل فرموده است: «شیاطین الانس و الجن یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا» (الانعام: 112)
شیطان های انسی و جنی به منظور فریب دادن حرف بیهوده را یکی به دیگری می رساند خداوند ما را به احسان خود در پناهش گیرد از اینکه از حق به سوی دیگری میل کنیم و از راه هدایت باز مانیم و در گردابهای گمراهی و هلاکت غرق شویم که او همواره به مؤمنین مهربان بوده است.




منابع:
[1] مقصود یحیی بن عبدالله محض صاحب دیلم است
[2] سعدان بن اسحاق را به این عنوان درجائی ندیدم و احمد بن حسین بن عبدالملک در کتب رجال ما بعنوان احمد بن الحسین بن عبدالملک ابوجعفر اودی یا ازدی عنوان شده است که از اهل کوفه و ثقه است و از مراجع روایت است به فهرست شیخ و رجال نجاشی مراجعه شود
[3] در تاریخ بغداد او را از مشایخ ابن عقده شمرده است ولی من به ترجمه او بر نخورده ام و در کفایه الاثر ص 14 در یکی از سندهایش محمد بن احمد صفوانی است
[4] مقصود از شیخ در این روایت امام صادق علیه السلام است چنانچه در کمال الدین و در بعضی از نسخه های این کتاب تصریح به آن حضرت شده است و احتمال می رود که مقصود از شیخ در روایت امام موسی بن جعفر علیه السلام باشد چنانچه علامه مجلسی (ره) استظهار فرموده و راوی از ترس حکومت وقت که جلب شود تصریح به نام آن حضرت نکرده است و در بعضی از نسخه ها کلمه (علیه السلام) نیست
[5] او علی بن حسن بن فضال معروف است
[6] در کافی بجای (بعضی از رجال خود) طلحه بن زید است
[7] الاعراف 27
[*] ظاهراً مقصود موسی بن جعفر است
[8] الاعراف 31
[9] در کافی چنین است: قرآن را پشتی هست و اندرونی: ظهر و بطن
[10] کافی ج 1 ص 374 با اختلافی در پایان حدیث
[11] در کافی ج 1 ص 374 چنین است: (ائمه الظلمه و اشیاعهم) یعنی امامان ستمکارانند و پیروان آنان
[12] در کافی (فی انفسها) است یعنی بخود ستم کرده باشد نه به دیگری.

لینک اصلیش :http://www.montazar.net/montazar-far/selecttextbook.php?ic=15881&id=56&t=

+ نوشته شده توسط حمید قیطاسی در 92/12/24 و ساعت |