دانلود رایگان آسان و بدون عضویت

دانلود رايگان بدون عضویت، ساده و آسان انواع فایل"کتاب،مقاله،نرم افزار،سخنرانی،و..."
*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

 

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

 

http://hamidgheytasi.persiangig.com/salwat.gif

 

 
 
ماجرای دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله جنتی
 

 

دانشجو بود، دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود،یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….
از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت،بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…
منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…
یه لحظه تو دلم گفتم:”"حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!”"
خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم
،از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن…

اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن"حمید..حمید…حاج آقا باشماست”"
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:

- یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…

 
 

عـــرق کهنه ی شــیـراز مـرا مـسـت نــکــرد

چـای روضــه اربــابــــ زمــیــن گـــیــرم کــــرد

سماوری که به بزم حسین می جوشد

بخار رحمت آن جُرم خلق می پوشد

حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گوی

بگو حکایت مستی که چای می نوشد

 

 

ایـن چـای روضـه ها کـه مـرا زیر و رو کـند

عطرش ز دور کــار هـــزاران سبـــو کند

زاهد بیا که این می بی غش دو ساله است

دردش تو را بسازد و حالت نکو کند

ای محتسب به مستی ما خرده ای مگیر

کاین می که می رسد همه دفع عدو کند

ساقی بریز چای و بگردان سبوی خویش

چون مرهمی به سینه و بغض گلو کند

گلها و غنچه هاست درین محفل عزیز

خوشبخت آن‌ که غنچه نشکفته بو کند

از قبله‌ گشته‌ نام خدا را بیاورد

یکبار اگر به قبله نادیده رو کند 

یارم میان میکده دارد به دست خویش

این چای روضه ها که مرا زیر و رو کند

 

عکس نوجوانی رسول خدا (ص) از کجا آمده است؟

Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont
ترجمه جعفر هادی جعفریان


سالهاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار می یابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح می کنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟ شنیده شده است که کسانی در پاسخ می گویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است. اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد.

ادامه مطلب |  

امام حسين عليه السلام در قرآن



فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم . 

سوره بقره آيه 37 

ابن عباس گويد كه پيامبر فرمودند : زماني كه خداوند آدم را خلق كرد و از روح خود در وي دميد آدم عطسه كرد . 

خداي بزرگ به او الهام فرمود تا بگويد الحمد لله رب العالمين . 

پس خداي به او گفت : پروردگارت ترا در رحمت قرار داد . 

پس آن هنگام كه فرشتگان بـر او سجده كردند به خود باليد و به پروردگارش عرض كرد آيا آفريده اي از من محبوب تر داري ؟ 

پس جوابي نشنيد سپس سؤالش را دوباره تكرار كرد . باز هم جوابي نشنيد . براي بار سوم سؤالش را تكرار كرد . باز جوابي نيامد . 

آن گاه خـداي بزرگ فرمود : آري آفريده هايي برتر از تو هستند كه اگر آنان نبودند ترا هم نمي آفريدم . 

آدم گفت : آنان را به من نشان بده . 

پس خداي متعال به فرشتگان حجاب فرمان داد تا پرده ها برگيرند .چون حجاب و پرده ها برگرفته شد . 

آدم پنج روح نوراني در بالاي عرش الهي بديد . 

آدم گفت : پروردگارا اينان كيستند ؟ 

خطاب آمد اي آدم ! اين محمد پيامبر من است 

و اين علي امير مؤمنان است ( پسر عموي پيامبر و جانشين اوست ) 

و اين فاطمه دختر پيامبرم است 

و اين دو حسن و حسين فرزندان علي و نوادگان پيامبراند . 

سپس خداي متعال فرمود : اي آدم اينان فرزندان تواند 

آدم بسيار خشنود شد . 

آن گاه كه دچار اشتباه و خطا گرديد . آدم گفت : 

پروردگارا ! از تو مي خواهم به حق محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين تا بيامرزي ام و از من درگذري . 

پس خداي مهربان بخاطر اين قسم از او درگذشت . 

صاحب كتاب ( در ثمين ) در تفسير آيه شريفه قرآن 

فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم . 

سوره بقره آيه 37 

منظور از كلمات نام پنج تن آل عبا است : محمد ، علي ، فاطمه ، حسن و حسين . 

آدم ساق عرش را نگاه كرد و نام هاي پيامبر و امامان معصوم را ديد . آن گاه فرشته جبرئيل به او گفت : 

اي آدم بگو : 

يا حميد بحق محمد 

يا علي بحق علي 

يا فاطر بحق فاطمه 

يا محسن بحق الحسن و الحسين 

و منك الاحسان . 

اي خداي ستوده بحق محمد 

اي خداي برتر بحق علي 

اي خداي پديد كننده بحق فاطمه 

اي خداي احسان كننده بحق حسن و حسين 

و احسان و خوبي تنها از توست . 

آدم وقتي نام حسين را ياد كرد ، اشكش جاري شد و دلش خاشع و نرم شد و گفت برادرم جبرئيل در ياد پنجمين دلم شكست و اشكهايم روان شد . فرشته جبرئيل گفت : اين فرزندت مصيبتي خواهد ديد كه همه مصيبتها نزد آن كوچك است . 

آدم پرسيد برادرم كدام مصيبت ؟ 

حسين با لب عطشان كشته مي شود در حالي كه غريب و يكه و تنها است ناصر و معيني ندارد و اگر اي آدم او را ببيني او مي گويد : 

وا عطشاه ، و اقله ناصراه . 

تا آنجا كه تشنگي بين ديدگانش و آسمان چون غبار دودي فاصله مي افكند و ديگر ديد چشمانش كم سو مي گردد . 

پس كسي او را جواب و پاسخي نمي دهد . مگر با شمشير و نوشيدن مرگ . پس آن گاه سر از تن او جدا مي كنند چون گوسفندي كه او را ذبح مي كنند و دشمنان به چادر هاي او حمله ور مي شوند. و سرهايشان و سرهاي يارانشان در ميان شهرها بگردش در مي آيد و در حاليكه زنان اسير و دربند همراه هستند . 

اين چنين مصائبي از خداي واحد منان گذشته است و فهميده مي شود . پس آدم بسيار گريست چون مادري فرزند از دست داده . 



« ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعداً عليه حقاً في التوراه و الانجيل و القرآن و من اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم » 

سوره توبه 111 

حسين در آغوش مادر است . پيامبر او را از آغوش مادر گرفت و فرمود خدا قاتل تو را از رحمت خود دور كند و آن كه ترا و خانواده ياريگرت را از مقامتان باز مي دارد لعنت كند و از رحمت خود دور كند و بين من و آنان كه بر عليه تو جنگيدند حكم كند . 

مادر چون اين چند دعاي پيامبر را بشنيد سراسيم گفت : 

پدر جان چه مي گويي ؟ 

پيامبر : دختر عزيزم از مصيبتي كه بعد از من و بعد از تو بر او وارد مي شود ياد كردم به ياد اذيت ها ، ظلم ، ستم و حيله هايي كه بر حسينم روا مي شود افتادم . دخترم در آن گاه حسينم در بين گروهي است كه آنان چون ستارگان آسمان مي درخشند و به سوي شهادت مي شتابند تا فرزندم را ياري كنند . 

گويي اكنون به لشگرگاه و خيمه گاهشان و تربتشان مي نگرم . 

فاطمه : پدر جان آنجا كه مي گويي كجاست ؟ 

پيامبر : آنجا كربلاست همانجايي كه خانه كرب و بلا بر ما و براست است برترين امتم بر مي خيزند و ستم ها مي كنند .اگر همه كساني كه در آسمان ها و زمين ها نيز براي يكي از اينان شفاعت كنند پذيرفته نخواهد شد و در آتش مخله اند . 

فاطمه مي گريست و فرمود : پدرم پس حسينم كشته مي شود . 

آري پدر جان كشته مي شود و كسي چون حسين تو پيش از او نيست كه آسمان ها بر او مي گريند . زمين ها گريان اويند و فرشتگان بر او گريان اند . وحش ، گياهان ، درياها و كوهها بر حسين تو مي گريند .و اگر زمين اجازه داشت پس از مصيبت فرزند تو كسي را روي خود باقي نمي گذاشت . 

دخترم ! اما در آينده گروهي از دوستان ما مي آيند كه در روي زمين آگاه ترين به خدا هستند و حق ما را بر پا مي دارند كه چون آنان كسي نمي تواند چنين كند و كسي در روي زمين جز آنان نيست كه متوجه او گردد .آنان چراغهايي درخشان در تاريكي هاي ستم اند و آنان شفاعت مي كنند و آنان فردا در كنار حوض كوثر بر من وارد مي شوند . 

آن گاه كه بر من وارد مي شوند آنها را به سيمايشان مي شناسم و هر اهل ديني در پي امامشان هستند . و آنها در پي ما هستند و ما را جستجو مي كنند و در پي غير ما نيستند . اينان پايه هاي زمين اند و بخاطرشان باران مي بارد . 

فاطمه زهرا (س) فرمود : پدرم ! و گريست و بسيار گريان شد . پدر فرمود : اي دخترم برترين اهل بهشت ، شهيدان دنيا هستند . جان ها و مالهاشان بخشودند تا : 

بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا . 

پس آنچه در نزد خداست از دنيا و آنچه در آن است بهتر است . كشته شدن آسانتر از مردن است . آنكه براي او شهادت نوشته شده است قتل حتي تا بسترش خواهد آمد و آنكه كشته نشود پس به زودي خواهد مرد . 

اي فاطمه عزيز دختر محمد آيا در برابر شهادت فرزندت دوست نداري كه در مقام حساب الهي دستور و فرمان تو كارساز است ! 

آيا به شهادت فرزندت راضي مي شوي در حاليكه او از حاملين عرش الهي است . آيا راضي مي شوي در حاليكه پدرت در قيامت به نزد او مي آيند و شفاعت او را درخواست مي كنند ؟ آيا راضي مي شوي در حاليكه شوهرت از حوض كوثر تشنگان از دوستانش را سيراب مي كند ؟ آيا راضي مي شوي در حاليكه شوهرت قسيم الجنه و النار است ؟ آيا به شهادت فرزندت حسين راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه در روز حساب به فرشتگان كه در اطراف آسمان هستند مي نگري . آنان ديده به تو دوخته اند و به فرمان تواند و به شوهرت علي مي نگرند در حاليكه خلايق حاضرند و او در نزد خدا از ستم مردمان شكوه مي برد . 

پس مي نگري كه خدا قاتل فرزندت و قاتلان خودت و شوهرت را به آتش درآورد ؟ 

آيا به شهادت فرزندت راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه فرشتگان براي حسينت اشك مي فشانند و همه چيز بر او تأسف مي خورد ؟ 

آيا به شهادت فرزندت حسين راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه هر كس به زيارت او نائل شود در ضمانت الهي قرار مي گيرد در حاليكه ثواب زيارت او چون حج عمره است و لحظه اي از رحمت الهي دور نگردد و چون زائر فرزندت بميرد مرگ او شهادت محسوب مي گردد و اگر باقي بماند فرشتگان حافظ تربت حسين براي زائر حسين دعا مي كنند و پيوسته در حفظ الهي است و پيوسته در امن الهي است تا دنيا را مفارقت كند . 

فاطمه گفت : پدر تسليم شدم و راضي گشتم و بر خدا توكل مي كنم . 

پيامبر دست بر قلب زهرايش نهاد و با انگشتان اشكهاي چشم دخترش پاك كرد و فرمود من و شوهرت و تو فرزندانت در جايگاهي هستيم كه چشمانت روشن است و دل و قلبت شاد 



ثناي وحي از حسين (ع) 

و اذ اخذنا ميثاقكم لاتسفكون دمائكم و لاتخرجون انفسكم من دياركم ثم اقررتم و انتم تشهدون 

بقره 84 

در تفسير منسوب به امام حسن عسکري آمده است : 

پيامبر مي فرمايند: هنگامي كه آيه «و اذ اخذنا ميثاقكم لاتسفكون دمائكم» آيه درباره يهود است. يعني كساني كه پيمان خدا را شكستند و پيامبران خدا را تكذيب كردند و اولياي خدا را كشتند. آيا شما را خبر ندهم به كساني كه از امت من شبيه يهوديان هستند؟ 

گفتند: بلي يا رسول الله! فرموند: گروهي از امت من فكر مي كنند كه از امت من هستند اما بهترين فرزندان و پاكان اصالتم را مي كشند و شريعت و سنت من را تغيير مي دهند و دو فرزند حسن و حسين را مي كشند آنچنان كه پيشينيان يهود زكريا و يحيي را كشتند. آگاه باشيد همانا خداوند آنان را لعنت مي كند، آنچنان كه پيشينيان را لعنت كرد و بر بقايا و فرزندانشان هادي و مهدي از حسين مظلوم برمي انگيزد كه آنان را با شمشير اوليائش سوي جنم روانه مي كند . 

آگاه باشيد لعنت مي كند خداوند كشندگان و دوستداران و ياري كنندگان قاتلين حسين عليه السلام را . 

و بر كساني كه بر لعن بر دشمنان حسين سكوت مي كنند بي آنكه براي تقيه باشد، خداوند لعن مي فرستد . 

آگاه باشيد خداوند بر گريه كنندگان از روي شفقت و مهرباني بر حسين (ع) صلوات مي فرستد، آنان كه دشمنان حسين (ع) را لعنت مي كنند و خشم و غضب خويش را بر دشمنان فراوان مي گرداند . 

آگاه باشيد آنانكه به قتل حسين راضي باشند با قاتلين او در اين گناه بزرگ شريك اند بدانيد قاتلين حسين و ياران شان و پيروانشان از دين خدا مبري هستند. خداوند فرمان مي دهد به فرشتگان مقربش كه اشكهاي ريزان در قتل حسين را برگيرند و در گنجينه هاي بهشتي با آب حيات مخلوط كنند تا گوارايي و پاكيش هزار چندان گردد و فرشتگان آنان كه در قتل حسين خوشحال گرديدند، اشكهاي اينان را برگرفته و در جهنم يا حميم و صديد و غساق و غسلين اين نوشيدني اي ناگوار در جهنم مخلوط كنند تا شدت حرارتش زياده گردد و شكنجه آن هزار چندان شود تا دشمنان آل محمد را در جهنم با چنين نوشيدني هايي عذابشان تشديد گرديد . 

از كتاب تفسيرالامام :369 

و ما ظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون 

بقره 57 

از حضرت سكينه دختر امام حسين نقل شده است: كه حضرت زينب به برادر فرمود :«برادرم؛ ما را به حرم جدمان بازگردان» امام حسين در جواب فرمودند : « خواهرم برايم در اين كار راهي نيست.» زينب فرمود:« آري پس آنان را به مقام و منزلت جد و پدرت و برادرت و مادرت يادآور شو » 

امام حسين فرمود:«به آنان گفتم اما بيدار نگشتند نصيحتشان كردم اما پذيرا نشدند. و سخنم را گوش نسپردند پس آنان جز به قتلم راضي نمي شوند و به ناچار مي خواهند بدنم را بر خاك فروافتاده ببينند، اما من شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم. پروردگار بشر او را كه به ما در اين بلا فرمان مي دهد و اين كه اين مصيبت را چون جرعه اي بنوشيد و به اين جد شما وعده داده است وعده الهي تخلف نمي پذيرد. همه شما را به خداي فرد صمدي مي سپارم .» 

سپس برادر و خواهر هر دو ساعتي گريستند . 

آنگاه امام عليه السلام اين آيه شريفه را تلاوت كرد . 

« و ما ظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون » 

از كتاب موسوعه كلمات الحسين؛400 ح 187 

« حافظوا علي الصلوات و الصلوه الوسطي و قومو لله قانتين » 

بقره 238 

امام صادق عليه السلام 

اباعبدالله عليه السلام درباره آيه فوق فرمودند : 

نماز را حفظ كنيد، نماز يعني رسول گرامي اسلام و اميرالمومنين و فاطمه و حسن و حسين و وسطي اميرالمومنين است. براي خدا برپاخيزيد فرمان بردار باشيد در حالي كه به دستور امامان گردن نهاده ايد . 

ضحاك پسر عبدالله مي گويد : 

سپاه ابن سعه از كنار ما عبور مي كرد در حالي كه حراست مي كردند. در آن هنگام حسين درباره آنان اين آيه از قرآن را تلاوت فرمود 

و لايسبن  الذين كفرو انما نملي لهم خير لانفسهم 

انما نملي لهم يزدادو اثما و لهم عذاب مهين 

ما كان الله ليذر المومنين علي ما انتم عليه 

سوره آل عمران 178 

آنان كه كفر ورزيدند گمان میبرند كه اگر به آنان مهلت داده مي شود برايشان خوب است. ما به آنان مهلت مي دهيم تا بار گناهانشان را سنگين تر كنند و عذاب خواركننده براي آنان است . 

در آن هنگام كه حسين كشته مي شد در ميان سپاهيان دشمن ولوله اي افتاد گويي كسي در سپاه وارد شد بر آنان شيحه زد پس ناله كرد واي حسين و بازشان مي داشت گفتند: چرا ناله مي كني به آنان گفت: چگونه ننالم در حالي كه اكنون پيامبر خدا ايستاده است و يكبار به زمين مي نگرد و بار ديگر به جنگ شما و گروه نابكارتان نگاه مي كند من بيمناكم كه بر اهل زمين نفرين كند تا هلاك گردند. گروهي به او گفتند اين انساني ديوانه است اما گروه توابون از سپاهيان گفتند : 

واي بر ما بخدا قسم به خود بد كرديم. بخاطر خشنودي اين سميه آقاي جوانان بهشت را كشتيم. پس از همانجا بر عبيدالله بن زياد شوريدند . 

از امام  سوال كردم فدايت گردم آن كه ناليد كه بود؟ 

فرمود: او را جز جبرائيل نمي بينم . 

آي اگر او مأذون بود چنان صيحه اي بر آن قوم مي نواخت تا جانهاشان از تن ها چون برقي بجهد و در آتش فرود آيد اما خدا به آنان مهلت داد تا گناهانشان افزون گردد و براي آنان عذاب دردناك است .
 

منبع: شبكه labbaik.ir
 

بستن دست ها در نماز ، سنت یا بدعت ؟! ‌

آیت الله العظمی سبحانی (مد ظله العالی)


استحباب بستن دستها در نماز میان اهل سنت شهرت دارد و تنها مذهب مالکی است که به استحباب فتوا نداده است.

مستند حکم استحباب، تعداد اندکی از روایات اهل سنت است که علاوه بر ضعف سند، دلالت روشنی نیز بر مدعا ندارند. در میان روایات اهل بیت علیهم السلام نیز نه تنها هیچ حدیثی آن را تایید نمی کند، بلکه برخی آن را بدعت شمرده است. پس مسأله قبض در نماز مردد میان سنت و بدعت است و مقتضای احتیاط به دلیل ضعف دلایل مشروعیت آن ترک این عمل است.

گرفتن دست چپ با دست راست و گذاشتن آن روی سینه به نشانه خضوع در نماز، از مواردی است که استحباب آن میان فقیهان اهل سنت شهرت دارد.

حنفیه در این زمینه گفته ‏اند: تکتف (دست‏ها را به نشانه خضوع به سینه چسباندن در نماز) مستحب است و واجب نیست و بهتر است مردان، کف دست راست را بر پشت دست چپ و زیر ناف خود بگذارند و زنان دستان خود را روی سینه قرار دهند.

شافعیه معتقدند: تکتف، بر مرد و زن مستحب و بهتر است در نماز، کف دست راست بر پشت دست چپ، زیر سینه و بالای ناف و متمایل به سمت چپ بدن قرار گیرد.

حنابله نیز گفته ‏اند: تکتف سنت شمرده می شود و بهتر است نمازگزار، کف دست راست خود را بر پشت دست چپ گذاشته، آن را زیر ناف قرار دهد.

مالکیه در این مسأله از دیگر مذاهب اهل سنت جدا شده و گفته ‏اند: در نمازهای واجب، رها کردن دست‏ها مستحب است. گروهی نیز پیش از مالکیه همچون عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیب، سعد بن جبیر، عطاء، ابن جریج، نخعی، حسن‏ بصری، ابن سیرین و برخی دیگر از فقیهان بر این اعتقاد بودند.

 

برای ادامه مطلب لطفا به گزینه ادامه مطلب در پایین کلیک کلید

ادامه مطلب |  

زیارت عاشورا و دعای علقمه


ذکر فواید خواندن زیارت عاشورا :

مؤلف گويد كه در نجم ثاقب در ذيل حكايت تشرف جناب حاج سيد احمد رشتى به ملاقات امام عصر ارواحنا فداه در سفر حج و فرمايش آن حضرت به او كه چرا شما عاشورا نمى ‏خوانيد عاشورا عاشورا عاشورا و آن حكايت را ما إن شاء الله بعد از زيارت جامعه كبيره نقل خواهيم كرد.
شيخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده : اما زيارت عاشورا پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاى و املاى معصومى باشد هر چند كه از قلوب مطهره ايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بيرون نيايد بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت جلت عظمته به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلى الله عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاى حاجات و نيل مقاصد و دفع اعادى بى ‏نظير و لكن احسن فوايد آن كه از مواظبت آن به دست آمده فايده ‏اى است كه در كتاب دار السلام ذكر كردم و اجمال آن آنكه ثقه صالح متقى حاج ملا حسن يزدى كه از نيكان مجاورين نجف اشرف است و پيوسته مشغول عبادت و زيارت نقل كرد از ثقه امين حاج محمد على يزدى كه مرد فاضل صالحى بود در يزد كه دائما مشغول اصلاح امر آخرت خود بود و شبها در مقبره خارج يزد كه در آن جماعتى از صلحا مدفونند و معروف است به مزار به سر مى ‏برد و او را همسايه ‏اى بود كه در كودكى با هم بزرگ شده و در نزد يك معلم مى ‏رفتند تا آنكه بزرگ شد و شغل عشارى پيش گرفت تا آنكه مرد و در همان مقبره نزديك محلى كه آن مرد صالح بيتوته مى ‏كرد دفن كردند پس او را در خواب ديد پس از گذشتن كمتر از ماهى كه در هيئت نيكويى است پس به نزد او رفت و گفت من مى ‏دانم مبدا و منتهاى كار تو و ظاهر و باطن ترا و نبودى از آنها كه احتمال رود نيكى در باطن ايشان و شغل تو مقتضى نبود جز عذاب را پس به كدام عمل به اين مقام رسيدى ؟
گفت : چنان است كه گفتى و من در اشد عذاب بودم از روز وفات تا ديروز كه زوجه استاد اشرف حداد فوت شد و در اين مكان او را دفن كردند و اشاره كرد به موضعى كه قريب صد ذرع از او دور بود و در شب وفات او حضرت ابى عبد الله الحسين عليه السلام سه مرتبه او را زيارت كرد و در مرتبه سوم امر فرمود به رفع عذاب از اين مقبره پس حالت ما نيكو شد و در سعه و نعمت افتاديم پس از خواب متحيرانه بيدار شد و حداد را نمى ‏شناخت و محله او را نمى ‏دانست پس در بازار حدادان از او تفحص كرد و او را پيدا نمود از او پرسيد براى تو زوجه ‏اى بود ؟
گفت آرى ديروز وفات كرد و او را در فلان مكان و همان موضع را اسم برد دفن كردم گفت او به زيارت ابى عبد الله عليه السلام رفته بود گفت نه.
گفت ذكر مصايب او مى ‏كرد گفت نه.
گفت مجلس تعزيه ‏دارى داشت گفت نه.
آنگاه پرسيد چه مى‏ جويى خواب را نقل كرد گفت آن زن مواظبت داشت به زيارت عاشورا.

متن زیارت به همراه ترجمه فارسی :در ادامه مطلب

ادامه مطلب |  

دفاع از زيارت عاشورا

آيت الله محمد مهدي آصفي


دراين نوشتار، بحث برسر صحت زيارت عاشورا است واز دو روش بررسي و ثاقت راويان وبررسي صحت اسناد، براي اين منظور استفاده شده است. در روش اول، با بررسي روايات المصباح شيخ طوسي، حکم به صحت اين روايات شده ودر روش دوم نيز همدستي رايان در ساختن متني واحد، به دلايل مختلف، منتفي دانسته شده است.
درآمد

به تازگي کتابي را خواندم که به وسيله ي يکي از پژوهشگران نوشته شده بود.نويسنده، درآن کتاب، در سند زيارت عاشوراي معروف تشکيک کرده ومعتقد بود که بند پاياني زيارت، يعني لعن هاي اختصاص يافته به پنج نفر، (1) به متني که توسط شيخ طوسي در المصباح نقل گرديده ، اضافه شده ودر نسخه ي اصلي کتاب نبوده است. همچنين، اين بند در متني هم که ابن قولويه درکامل الزيارات نقل کرده، وجود ندارد و فقط درنسخه هاي چاپ شده ي مصباح المتهجد به چشم مي خورد.
نويسنده در اين باره به تحقيق گسترده اي دست زده وبا جست وجو در نسخه هاي خطي المصباح الکبير والمصباح المنير، (2) به شکل مستند، نشان داده است که بند پاياني به مصباح المتهجد اضافه شده وشيخ طوسي آن را در نسخه ي اصلي کتاب نياورده است.
بخشي از کتاب را که خواندم، اين پرسش به ذهنم خطور کردکه چرا نويسنده سعي دارد در سند اين زيارت ترديد روا دارد، درحالي که دراين زيارت ، بحثي فقهي طرح نشده است تا در آن مسأله ي فقهي نيازمند جست وجوي از حجت باشيم.
ونيز دراين زيارت، چيزي نيست که با اصول مسلم اعتقادي ما يا کتاب خدا ويا سنت قطعي مخالف باشد تا براي دستيابي به واقعيت ، نيازمند دليل واستدلال باشيم. درباره ي مسأله ي لعن- که نتايجي مانند آشوب وفتنه گري هاي فرقه اي وتعميق شکاف ميان مسلمانان در پي دارد- بايدگفت که نويسنده، آن را به شکلي عملي، با جست وجو در نسخ خطي المصباح- که از سده هاي پيشين برجاي مانده - نفي کرده است.
مردم با اين زيارت شريف الفت دارند وآن را از نسلي به نسل ديگر رسانده اند. نويسنده اين زيارت را نفي نکرده است ومدعي ساختگي بودن آن نيست، بلکه فقط درسند آن تشکيک کرده است. اما عموم مردم- که اهل فن نيستند- تصور مي کنند که نتيجه ي اين پژوهش، ساختگي دانستن زيارت عاشورا است؛ درحالي که اين معنا، به يقين، مورد نظر مؤلف نبوده است.حال که چنين است، چرا نويسنده سعي در دامن زدن به سردرگمي مردم درخصوص اين زيارت مشهور- که از نسلي به نسل ديگر رسيده است وعلماي بزرگ نسبت به خواندن آن مواظبت مي کردند - دارد.
تمامي فرازهاي اين زيارت،جز درمسأله ي پيشين،به باورهاي ما-که از اهل بيت(ع)دريافت کرده ايم - منطبق است.از جمله ي اين فرازها دوري جستن از دشمنان آل محمد (ص) ولعن قاتلان امام حسين (ع) است که پيامبر (ص) آن دو را اعلام کرده وبيشتر مسلمانان با ما در آنها همراه اند.
در اين نوشتار، اولاً، برآن هستيم که نگاهي به سند اين زيارت انداخته، اعتبار اين روايت را از ناحيه سند به اثبات رسانيم وثانياً، درستي اين زيارت را با قراين موجود در اسناد پنج گانه اش، نزد ابن قولويه وشيخ طوسي ، حتي با فرض عدم اعتبار سند آن، ثابت کنيم

ادامه مطلب |  

عمرت را در پی مکاشفه‌های ادعایی ضایع نکن 


(پاسخ به یک جوان)

آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی


بسمه تعالی

محضر مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی "مدظله الوارف"

با سلام و آرزوی طول عمر برای حضرتعالی؛

بنده جوانی هستم و از جنابعالی که دارای مقامات علمی و عرفانی بالایی هستید دستوری می‌خواهم تا مکاشفه‌ای هر چند در سطح پایین برای من رخ بدهد که ان‌شاءالله موجب اطمینان قلب بنده گردد؟

با تشکّر و احترام

بسم‌الله الرحمن الرحیم

علیکم السلام و رحمة الله

فرزندم! از آغاز جوانی و تکلیف، از قرآن مجید و هدایت‌های احادیث شریفه و دعاهای معتبر، مثل صحیفه سجادیه الهام و دستور بگیر و در پی این فکر کشف و مکاشفه که حتی بعضی مدعی‌ داشتن آن شده‌اند، وقت و عمر خود را ضایع نکن.

این همه مشاهده انسان را کافی نیست؟ این همه آیات و نشانه‌های خدا و انکشافاتی که عقل بشر به وسیله تفکر در خلقت جهان و زمین و آسمان و آفتاب و ماه و منظومه‌ها و کهکشان‌ها و انسان و حیوانات و جنبندگان و عالم وسیع نباتات و وجود خود انسان، همه وسیله کشف و شهود حقایق است.

چیزی از معارف و خداشناسی پنهان نمانده است که با مکاشفه بتوان آن را به دست آورد. در خودت، در خلقت خودت، در عجایب عالم خلقت و این‌ همه اسرار و علایم حق و حقیقت، بیندیش که همه مکاشفه است. مگر با چشم سر آنچه را می‌بینی کم است؟ این همه آیات آشکار را که می‌بینی، نشان و دلیل بر عالم غیب نیست که می‌خواهی با خواب و مکاشفه، خدا را بشناسی و عقیده را محکم کنی؟!

گــر اهـــل معـرفتی هر چه بنگری خوب است

که هر چه دوست کند همچو دوست محبوب است

کـــدام بــــرگ درخـــت است اگر نـظر داری

کـــه ســـرّ پــاک الهی در آن نه محجوب است

این همه درخت‌های گوناگون، این همه میوه به طعم‌های جالب و جاذب، این همه شکوفه‌ها و گل‌های رنگارنگ؛

بــرگ درخــتان سبز در نـظر هـوشیار

هر ورقش دفـتری است معرفت کردگار

نظر کن. فکر کن. کتاب آفرینش را بخوان. شگفتی‌های برّ و بحر، استعداد بشر و خواص گیاه‌ها و سنگ‌ها. در همه نظر کن. همه، کشف و انکشاف و شهود است.

خدا، خودش را با این آثار قدرت و حکمت به همه نشان داده است. هر جزء کوچک از اجزاء و اعضاء این عالم، کتاب بزرگ کشف و شهود است، ولی باید بشر بخواهد، و ببیند، و تسبیح خدا را بگوید.

قرآن می‌فرماید: "وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ وَ فِی أَنْفُسِکُمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ؛ در زمین برای اهل بصیرت نشانه‌هایی است و در وجود خودتان. آیا نمی‌بینید؟"

مگر مکاشفه با این همه آیات بی‌شمار که قرآن می‌فرماید، حاصل نمی‌شود؟ چرا مکاشفه به صورت‌هایی، مثل خواب را دنبال کنیم، و مکاشفه و استکشاف را با تفکر در خلق آسمان و زمین پی نمی‌گیریم که مکاشفه حقیقی است، و صوفیانه و عارفانه و مصنوعی نیست؟!

سیر در آفاق و انفس، عالم‌شناسی، حیوان‌شناسی، انسان‌شناسی، آب‌شناسی، خاک‌شناسی و گیاه‌شناسی و… همه وسیله مکاشفه است. چرا دور می‌رویم؟ خودشناسی "مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ‌".

تویــی تـو، نســـخـه صـنع الـهی

بجو از خویش هر چیزی که خواهی

اگر همه عقل‌های بشر را به یک نفر بدهند که قرن‌ها و قرن‌ها در خودش فکر کند تمام نمی‌شود.

کشف و مکاشفه این است که فرمودند: به هر چه می‌نگرید و از هر چه به ظاهر می‌بینید، به باطن آن نظر کنید.

مکاشفه حقیقی، تأمل در مثل این آیات است: "إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیلِ وَ النَّهَارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ الَّذِینَ یذْکُرُونَ‌الله قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلَی جُنُوبِهِمْ وَ یتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّار".

در این راه، آنچه مهم است و شخص را بیشتر موفق می‌نماید، اهتمام در عبادات و عمل به احکام دین و التزام به هدایت‌های ائمه طاهرین ‌علیهم‌‌السلام و تقوی و پرهیزکاری و پرهیز از گناه، حتی مکروهات است.

امّید آن‌که شما جوان عزیز موفق شوید به مدارج و مراتب عالیه علم و عمل و اخلاق و انسانیت نائل شوید و خصوصاً امام زمان و قطب عالم امکان حضرت مولانا بقیة‌الله المهدی ارواح العالمین له الفداء را - که امروز به برکت وجود آن حضرت عالم برپاست- فراموش ننماییم، و سعی کنیم با اعمال و رفتار، آن حضرت را از خود، راضی و خوشنود سازیم که این منتهی الآمال است.

موفّق باشید

لطف‌الله صافی

 

منبع: سایب بازتاب‏ 

 

 
امیدوارم در زندگیت هزاران بار به این دو راهی بخوری

زیبایش اینه توش می مونی اول بری زیارت امام حسین علیه السلام یا حضرت عباس علیه السلام

 

 

 

 

 

 

 

 

خدایا دو راهی بین الحرمین نصیب همه دوستداران حسین علیه السلام و حضرت عباس علیه السلام بگردان ما هم تو جمعشون حساب کن

اللهم ارزقنا زیارت الحسین

 

صوت/زیارت عاشورا،mp3،با صدای 15 مداح

 

زیارت عاشورا بصورت صوتی و با صدای مداحان : کریمی, حدادیان, کربلایی, آهنگران, طاهری که بصورت MP3 می باشد.که می توانید این فایل های صوتی زیارت عاشورا را بصورت جداگانه دانلود نمایید.

  برای دانلود راست کلیک گزینه save target as را انتخاب فرمایید

 

دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - فرهمند
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - کربلایی
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - آهنگران
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - ارضی
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - حبیبی
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - حدادیان
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - کریمی
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - خلج
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - منصوری
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - سازور
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - طاهری
دانلوددانلود زیارت عاشورا صوتی - سماواتی
دانلوددانلود زیارت عاشورا به صورت متنی در یک فایل PDF همراه با ترجمه

منبع/ashora.ir


دانلود از لینک مستقیم خوزنیوز
 
----------------------------------------------

دانلود زیارت عاشورا با صدای باسم کربلایی …

باسم کربلایی

 

دانلود مداحی دانلود زیارت عاشورا – با صدای باسم کربلایی

منبع:http://www.alamto.com

 

فیلم آموزشی فارسی تجزیه و تحلیل سیگنال ها و سیستم ها

دانشگاه صنعتی شریف

این درس یکی از مهمترین دروس دوره کارشناسی مهندسی برق است. سیستمها، مستقل از اینکه یک مدار الکتریکی ساده باشند یا یک سیستم مخابراتی پیشرفته، از یک نظریه کلی پیروی می‌کنند که این نظریه کلی موضوع این درس است. در این درس تاکید اصلی روی نظریه سیستمهای خطی و تغییرناپذیر با زمان است، و ابزارهای گوناگون برای تحلیل این سیستم‌ها، از جمله انتگرال (یا مجموع) کانولوشن، سری فوریه (پیوسته و گسسته)، تبدیل فوریه (پیوسته و گسسته)، تبدیل لاپلاس، و تبدیل Z تدریس خواهند شد.

این درس توسط دکتر بابایی زاده عضو هیئت علمی دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف تدریس میشود

فیلم آموزش سیگنال و سیستم

http://www.gselectronic.ir/download/ax/edame.gif

 

مسعود بابایی زاده:

وی مدارک کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی برق به ترتیب از دانشگاه‌های صنعتی اصفهان (۱۳۷۳)و صنعتی شریف (۱۳۷۵)، و دکترای خود را در رشته مهندسی برق به طور مشترک از دانشگاه‌های گرونوبل فرانسه (INPG)و صنعتی شریف (۱۳۸۱) اخذ نموده است. او در سال ۱۳۸۲به عضویت هیات علمی دانشکده برق دانشگاه صنعتی شریف در آمد و در حال حاضر نیز دانشیار آن دانشکده است.

زمینه علاقه اصلی وی پردازش سیگنال است، و تا کنون مقالات متعددی از وی در ژورنالها و کنفرانسهای بین‌المللی به چاپ رسیده است. اطلاعات بیشتر در مورد سوابق وی در آدرس http://sharif.edu/~mbzadeh/ در دسترس است.

ادامه مطلب |  
ای گل تازه از ، وحـشـی بـافـقی

اي گـل تازه كه بـويي ز  وفـا   نيست تو را            خبر از سرزنش خار جفا  نيست  تو را

رحـم بـر بلبل بي بـرگ و نـوا   نيست تو را            التفاتي به اسيران  بـلا   نيست  تو را

ما اسير غم  و  اصلا  غم  ما  نيست تو را            با اسير غم خود رحـم چرا نيست تو را

 

                                      فارغ  از  عـاشق  غمناك  نمي‌بايد بود

                                      جان من اين همه  بي‌باك  نمي‌بايد بود

 

همچو گل چند به روی همه خندان  باشي            هَمره غير  به  گلگشت  گلستان  باشي

هر زمان با  دگري  دست و  گريبان باشي           زآن بينديش  كه از كرده  پشيمان  باشي

جمع با جمع نباشند و  پريشان  باشي                ياد حيراني ما آري و  حيران  باشي

 

                                      ما نباشيم كـه باشد  كـه  جـفاي  تو كشد


                                      به جـفا سازد و صد جـور براي  تو كشد

 

 

 شب به   كاشانه   اغيار   نمي‌بايد   بود            غير  را  شمع  شب  تار  نمي‌بايد   بود

همه‌ جا با همه  كس  يار  نمي‌بايد  بود             يار   اغيار   دل   آزار   نــمي‌بايــد    بود

تـشنه   خـون  مـن  زار   نمي‌بايد   بـود             تا به اين مرتبه خونخوار  نمي‌بايد    بود

 

                                      من اگر  كشته شوم باعث بدنامي توست

                                      موجب شهرت بي‌باكي وخودكامي توست

 

 

 ديگري  جز تو  مرا اين  همه   آزار  نكرد             جز تو كس در نظر  خلق  مرا  خوار  نكرد

آنچه  كردي تو به من هيچ ستمكار  نكرد              هيچ  سنگين دل ِ بيدادگر  اين  كار  نكرد

اين ستمها دگـري  با   مـن   بيمار نكرد                هيچ كـس اين همه آزار مـن زار نكرد

 

                                      گر ز آزردن من هست غرض مردن  من 

                                      مردم ،  آزار  مكش  از  پي   آزردن  من

 

جان من سنگدلي، دل به تو دادن  غلط است            بر سر راه تو چون خاك فتادن غلط است   

چشم  اميد  به روي تو گشادن  غلط است               روي پُرگرد به راه تو نهادن  غلط است 

رفتن اولاست زكوي تو ،  ستادن   غلط است           جان شيرين به تمناي تو دادن غلط است

 

                                      تو نه  آني  كه  غم  عاشق  زارت  باشد

                                      چون شود  خاك  بر آن خاك گذارت باشد

 

مدتي  هست  كه  حيرانم  و   تدبيري نيست               عاشق بي‌سر و سامانم و تدبيري  نيست

از  غمت سر به  گريبانم  و   تدبيري نيست                خون دل رفته به  دامانم و تدبيري نيست

از  جفاي تو  بدينسانم   و     تدبيري نيست               چه توان كرد؟ پشيمانم  و  تدبيري نيست

 

                                      شرح    درماندگي    خود  به  كه  تقـرير   كنم؟

                                      عاجزم  چاره ی من  چـــيست  چــه  تدبـير كنم؟

 

نخل  نو خيز ِ گلستان  جهان    بسيار  است              گل اين باغ بسي، سرو روان بسيار است

جان من همچو تو  غارتگر جان  بسيار است              ترك زرين  كمر  موي  ميان بسيار است

با لـب همچو شـكر تـنگ دهـان   بسيار است             نه كه غير از  تو جواني است، جوان بسيار است

 

                                      ديگري   اين   همه بيداد به عاشق نكنـــد

                                      قصـــــد آزردن  ياران   مـــــوافق   نكنـــد

 

مدتي  شـد  کـه  در آزرم  و  مي‌داني    تو               به كـمند  تـو  گرفتارم  و  مي‌داني  تو

از  غم  عشق   تو  بيمارم  و مي‌داني   تو              داغ  عشق تو به جان دارم و مي‌داني تو

خون دل از   مژه مي‌بارم و   مي‌داني    تو               از  براي  تو  چنين  زارم  و مي‌داني تو

 

                                 از زبان تو  حـــــديثي  نشـــنودم هرگـــــز

                                 از تو شرمنده يــك حرف  نبـــودم هرگــــز

 

مكن آن  نوع  كه  آزرده  شوم از  خويت              دست بر دل نهم و پا بكشم از كويت

گوشه‌اي  گيرم  و من  بعد نيايم    سويت              نكنم  بار  دگــر ياد قــد  دلــجويت

ديده   پوشم   ز  تماشاي   رخ    نيكويت               سخني گويم و شرمنده شوم  از رويت

 

                                    بشنو این پند و مكن  قـــصد دل آزرده خويش

                                    ورنه  بسيار پشيمان شوي از  كرده خويش

 

چند صبح آيم و از خاك درت شام روم                  از سركوي تو خود كام، به نـــاكام روم

صد دعــا گويم و آزرده به دشنـام روم                  از پي‌ات آيم و با من نشوي رام روم

دور دور از تو من تيره سرانجام روم                     نبود زهره كه همراه تو يك گـام روم

 

                             كس چرا اين هم سنـــگين دل و بدخو باشد؟

                             جان من، اين روشي نيســـــت كه نيكو باشد

 

از چه با من نشوي يار چه مي‌پرهيزي                  يار شو با من بيمـــار، چــه مي‌پرهيزي

چيست مانع ز من  زار چه مي‌پرهيزي                 بگشا لعل شكــــربــــار، چــه مي‌پرهيزي

حرف زن اي بت خونخوار چه مي‌پرهيزي               نه حديثي كنــي اظهــــار چــــه مي‌پرهيزي

 

                              كه تو را گفت به ارباب وفـــــا حـــرف مزن؟

                              چين بر ابرو زن و يك بار به ما حرف مزن

 

درد  من  كشته  شــــمشير  بلا مي‌داند                 سوز مـن سوخـــته ‌ي داغ جـفا مــي‌داند

مسكنم ساكن صـحراي  فنا  مي‌داند                     همه‌كس حال من بي سروپا مـي‌داند

پاكبازم  همه كس  طـور  مـرا  مي‌داند                  عاشقي همچو منت نيسـت خـدا مــي‌داند

 

                               چاره‌ي من كن و مــگذار كـــه بيچاره شوم

                               سرخود گــيــرم و از كـــوي تـو آواره شوم

 

از سركوي تو با ديده تر خـــواهم رفت                     چهره آلـوده به خوناب جگر خواهم رفت

تا نظر مي‌كني از پيش نظر خـــواهم رفت               گر نرفتـم  ز درت شام، سـحر خواهم رفت

نه كه اين بار چو هر بار  دگــر خواهم رفت               نيست بـاز آمدنم بـــاز اگـــــر خـــواهم رفت

 

                              از جـــفاي تـــو مـــــن زار چــــو رفتم، رفتم

                               لطف كن لطف كه اين بار چـــــو رفتم، رفتم

 

چند در كوي تو با خـــاك بــــرابر باشم                چـــــند پامـــال جـــفاي تو ستمگر باشم

چند پيش تو به قدر از همــه كمتر باشم           از تــو چند اي بت بـــد كيـش مــــكدر باشم

مي‌روم تا به سجـــود بت  ديگر باشم               باز اگــر سجده كنم پـيش تـو كـافر باشم

 

                               خود بگو  از تو كشم نـــاز و تغافــل تا كي؟          

                               طاقتم نيست  از اين بيش تحــــمــل تا كي؟

 

 سبزه دامن نسرين تــو را  بنــــد ه شوم               ابـــتداي خــــط مشكين تو را بنده شـوم

چين بر ابرو زدن و كين تو را بنده شوم                  گره ابروي پــُـــرچـين تو را بنده شـوم

حرف ناگفتن و تمكين  تــو را بنده شوم                 طرز محبوبي و آييــن تو را بنده شـوم

 

                              الله، الله، ز كه ايــن قـــــاعـــــده اندوخـــــته‌اي؟

                              كيست استاد تــو، ايــنهــــا ز كه آموختـــــه‌اي؟

  

اين همه جور كه مـن از پي هم مي‌بينم                 زود خود را به سـر كـوي عدم مـي‌بينم

ديگران راحت و مـن اين همه غم مي‌بينم               همه‌كس خرم و مـــن درد و الــــم مـي‌بينم

لطف بسيار طمــــع دارم و كــم مي‌بينم                 هستم آزرده و بسـيــــار ستـــم مـي‌بينم

 

                               خرده بر حرف درشـــــت مــــن آزرده مگير

                               حرف آزرده درشتانه بــــود، خـــــرده مگير

 

آن‌چنان باش كه من از تو شكايت نكنم                   از تو قطع طمع لـــطف و  عنايت نـكنم

پيش مـــردم زجـــفاي تو حــكايت نكنم                   همه جا قصه‌ي درد تــــو  روايت نـكنم

ديگر اين قصــــه بي حد و نهايت نكنم                    خويش را شهره هر شــهر و ولايت نـكنم

 

                                خـوش كني خاطر وحــشي به نگاهي  سهل است

                                 سوي تو گوشه‌ي چشمي  ز تو گاهي  سهل است

 

وحـشـی بـافـقی

 

پیشنهاد میکنم برای آشنای از برخی رازهای لو شده عجیب و جنایی دستگاه ظالم آمریکا و اسرائیل این سخنرانی را مشاهده فرمایید

یا علی مدد

فیلم سخنرانی استاد رائفی پور / فراماسونری / موسسه موعود / لینک مستقیم دانلود

استاد علی اکبر رائفی پور در سخنرانی با موضوع فراماسونری که در موسسه موعود برگزار شد، سرفصل سخنان خود را به صورت زیر بیان کردند:

  • تاریخچه شکل­گیری فراماسونری (مصر باستان و حضرت یوسف، جنگ­های صلیبی، شکل گیری علنی فراماسونری تحت عنوان گراند لژ متحده در انگلستان در سال ۱۹۱۷)
  • عقاید اعضای فراماسونری (اعتقاد افراطی به نمادگرائی، اعتقاد به اومانیزم، ماتریالیزم، انترناسیونالیزم، اعتقاد به کابالا و پرستش لوسیفر، اعتقاد به تورات و تلمود به عنوان مانیفست)
  • ساختار سازمانی فراماسونری (ساختار بسیار پیچیده­ی لژها و رعایت رازداری در مورد ساختار آن)
  • اهداف سازمانی فراماسونری (ریشه کن کردن تمام ادیان الهی و ارائه­ی دینی واحد، سلطه­ی کامل بر منابع اقتصادی و نیروی انسانی جهان، تخریب بیت المقدس و ساخت معبد هیکل سلیمان و به حکومت رساندن دجال-AntiChrist- به عنوان حاکم جهان)
  • نحوه عملکرد فراماسون­ها (جذب نخبگان در لژهای فراماسونری در سراسر جهان، نفوذ در دستگاه­های تصمیم ساز به ویژه سیستم­های امنیتی، قضائی، فرهنگی و آموزشی، ایجاد فضاهای کاذب و هیجانی برای انحراف افکار عمومی و فعالیت درخفا، استفاده از علوم غریبه و جن­گیری و کسب قدرت از طریق خودفروشی به شیاطین)
  • نمادگرایی و سمبلیسم در فراماسونری (اعداد مقدس، هرم و تک چشم جهان بین، گونیا و پرگار، دست شاخدار یا کرناتو، الهه­های مصر باستان، ابلیسک، ستاره شش پر)
  • سرنخهایی از فعالیت­های فراماسونری در حال حاضر
فیلم سخنرانی استاد رائفی پور / فراماسونری / موسسه موعود

فیلم سخنرانی استاد رائفی پور / فراماسونری / موسسه موعود

مدت زمان: دو ساعت و ۳۰ دقیقه

کیفیت: DVDRip (عالی)

محل برگزاری: موسسه موعود

پیشنهاد مبین مدیا: این فیلم را مشاهده کنید!



فیلم سخنرانی استاد رائفی پور / فراماسونری / موسسه موعود

فیلم سخنرانی استاد رائفی پور / فراماسونری / موسسه موعود

 

 

»» بخش تصویری
.::. دانلود با کیفیت بالا .::.
(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۷۲۰)
تاریخ ماندگاری لینک اصلی: نا محدود
منبع: MobinMedia.ir

 اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل الفرجهم