دانلود رایگان آسان و بدون عضویت

دانلود رايگان بدون عضویت، ساده و آسان انواع فایل"کتاب،مقاله،نرم افزار،سخنرانی،و..."
*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

*اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم*

 

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم

 

http://hamidgheytasi.persiangig.com/salwat.gif

 

 
 
معاویه وارد مکه شد، گروهی بر معاویه وارد شدند و گفتند: آیا میدانی که ابن عباس تفسیر قرآن میکنه؟ . معاویه گفت: خب ابن عباس پسر عمه ی پیغمبر بوده، او از هاشمیان است! اگر او نکند که تفسیر کند؟! . گفتند: تفسیر میکند آیات رو به نفع علی بن ابیطالب! ما از این شاکی هستیم! . معاویه گفت: خودم رسما وارد مجلس میشوم و جمعشان را برهم میزنم. . معاویه وارد مجلس تفسیر ابن عباس میشود، ابن عباس با چنان کیفیتی تفسیر آیات میکرد که معاویه هیچ جای اعتراضی برخود ندید! . بعد از مجلس معاویه رو به ابن عباس کرد و گفت: . معاویه گفت: ابن عباس تو تفسیر آیات میکنی یا فضائل علی بن ابیطالب را بازگو میکنی؟! . ابن عباس: معاویه به من بگو کجای قرآن است که فضائل علی بن ابیطالب نیست؟ از خودت هم سوال میکنم جواب میدهی؟ . "انَّما اَنتَ مُنذِرُ وَلِکُلِ قَومِ هاد" این آیه برای کیست معاویه؟ . معاویه: رسول خدا فرمود منذر این امت منم و هادی وجود علی بن ابیطالب است! ولی ابن عباس حتما باید این آیه را بخوانی؟! . ابن عباس: "اِنَّما یُریدُ اللهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا" بگو این آیه برای کیست معاویه؟ . معاویه: این هم قصه ی طهارت و عصمت علی بن ابیطالب و اهل بیتش است، درست! ولی حتما باید این را بخوانی؟ . ابن عباس: "اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُه وَالَّذینَ یُقیمونَ الصَّلوهَ وَ یُوتونَ الزَّکوةَ وَ هُم رکِعون" معاویه این آیه برای کیست؟ . معاویه: زمانی که علی بن ابیطالب انگشتر در راه خدا داد این آیه بر حق علی نازل شد، قبول دارم! ولی حتما این را باید بخوانی؟  ابن عباس: "عَمَّ یَتَساءَلون عَنِ النَّبَاِ العَظیم" معاویه بگو این آیه در حق کیست؟  معاویه: رسول خدا فرمود خبر عظیم علی بن ابیطالب است که هم مردم ازش میپیرسند و هم من از علی خواهم پرسید، ولی ابن عباس حتما باید این را بخوانی؟  ابن عباس: "وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعا وَ لا تَفَرَّقوا" بگو ببینم این آیه برای کیست؟  معاویه: پیغمبر فرمود حبل الله علی بن ابیطالب است دست به دامن علی بزنید و جای دیگر نروید که گمراه میشوید. ولی باید همین را تفسیر کنی؟  ابن عباس: "کَفی بِاللهِ شَهیدا بَینی وَ بَینَکُم" این آیه برای چیست معاویه؟  معاویه: این قصه قصه ی علم علی بین ابیطالب است که خدا همه ی علم جاری رو در سیره ی او تعریف میکند، ولی لازم است حتما این را بخوانی؟  ابن عباس: "قُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ" بگو به من که این آیه برای کیست؟  معاویه: این هم ماجرای مباهله با اهل نجران است که خدا در این آیه علی بن ابیطالب را نفس پیغمبر میخواند، ولی برای مردم حتما باید همین را بخوانی؟  ابن عباس: "ساَلَ سائِلٌ بِعَذابِ واقِع" این آیه برای چیست معاویه؟  معاویه: روز غدیر شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت این سخنان از خودت بود یا از خدا؟ پیغمبر فرمود امر رسالت بود، شخص رو به پیغمبر کردو گفت به خدا بگو بر من عذاب وارد کند که تحمل ولایت علی را ندارم و خداوند جلوی همگان دشمن علی را هلاک کرد، ابن عباس قبول دارم! آیا باید همین آیه را بخوانی؟  ابن عباس: "یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیک" این آیه دیگر برای چیست معاویه؟  معاویه: این هم ماجرای ابلاغ ولایت علی بن ابیطالب است قبول دارم! ولی این را حتما باید بازگو کنی؟  ابن عباس: "اَلیومَ اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم" معاویه به من بگو این دگر برای کیست؟  معاویه: این آیه هم اکمال دیانت در پرتوی ولایت علی بن ابیطالب است ولی آیه ای دیگر بخوان نه این! ابن عباس از جا بلند شد و گفت:  معاویه به من بگو کجای قرآن را بخوانم که فضل علی بن ابیطالب نباشد؟! کجا را بخوانم که از علی بیان نشده باشد؟! معاویه: اصلا ابن عباس بخوان "اِذا زُلزِلَتِ الارضُ زِلزالَها"  ابن عباس: معاویه در این مورد هم شرمندتم که حتی این آیه هم فضل علی بن ابیطالب است!  معاویه: علی در این آیه دگر چه میکند ابن عباس؟! ابن عباس: نشنیدی بعد از رسول خدا یک سال نگذشته بود که زلزله ای بر مدینه آمد که همه ی مردم از شدت وحشت از خانه به در شده بودند و علی در میانشان حاضر شد و خواند این آیه را و پایش را بر زمین کوبید و فرمود: زمین! ابوتراب بر تو امر میکند آرام گیر!  معاویه که از غضب بر خود میپیچید گفت:  ابن عباس راحت بگو تا قرآن باشد، علی هم خواهد بود... بحار الانوار ج ۴۴ ص ۱۲۵

ادامه مطلب |  
قاتل حضرت زهرا کیست؟ متن پاسخ: مرحوم محدّث قمی، اقوال محدّثان بزرگ اهل تشیّع و تسنّن درباره شهادت حضرت زهرا(س) و عاملان به شهادت رساندن حضرت را در کتاب بیت‏الاحزان{۱} ذکر کرده که خلاصه‏ای از آن چنین است: ۱. ابو محمد بن عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری، از عالمان معروف اهل تسنّن در کتاب الامامْ و السیاسه می‏نویسد: ابوبکر دستور داد عدّه‏ای از اصحاب را که با او بیعت نکرده بودند، برای گرفتن بیعت حاضر کنند؛ ولی افراد ابوبکر آن‏ها را نزد امام علی(ع) یافتند. در این هنگام عمر به خانه حضرت علی(ع) رفت و فریاد زد: بیرون بیایید. وگرنه سوگند به کسی که جان عمر در دست او است، خانه را با اهل آن به آتش می‏کشم. بعضی از حاضران به عمر گفتند: حضرت فاطمه(س) در این خانه است. عمر گفت: اگر فاطمه هم در خانه باشد، باز هم آن را آتش می‏زنم.{۲} ۲. دانشمند معروف اهل تسنّن، ابن ابی الحدید در شرح نهج‏البلاغه می‏نویسد: در فتح مکّه( سال ششم هجری) شخصی به نام هبار بن أسوده، زینب دختر رسول خدا(ص) را که در محمل نشسته بود، با نیزه ترسانیده ،و سبب شده بود که وی فرزندش را سقط کند. پیامبر(ص) برای خون هبار احترام قائل نشد، و او را به اعدام محکوم کرد.{۳} ابن ابی الحدید می‏گوید: من این خبر را برای استادم ابو جعفر نقیب نقل کردم. استادم فرمود: اگر رسول خدا ریختن خون هبار بن أسود را جایز بداند از آن رو که او زینب را ترسانیده و سبب سقط جنین او شده، لازمه این حکم آن است که اگر حضرت پیامبر زنده بود، ریختن خون آن کس را که حضرت فاطمه(س) را ترسانیده بود به طوری که سبب سقط فرزند حضرت شد نیز جایز می‏دانست.{۴} میر حامد حسین هندی، در کتاب عبقات الانوار، از کتاب الوافی بالوفیات، تألیف صلاح‏الدین صفدی که از عالمان اهل تسنّن است، در شرح زندگی نظام از استادان و عالمان بزرگ اهل تسنّن نقل می‏کند که نظام گفت: پیامبر تصریح کرد که مقام امامت از آن علی(ع) است و حضرت را به فرمان حق تعالی برای امامت معرّفی کرد؛ به طوری که همه اصحاب از آن آگاه شدند؛ ولی عمر آن را به سبب ابوبکر، کتمان کرد. وی در ادامه سخن می‏گوید: عمر در روز بیعت با ابوبکر به پهلوی حضرت فاطمه(س) ضربه زد که بر اثر آن، محسن فاطمه سقط شد/ محدّث قمی در بیت الاحزان می‏نویسد: محمد بن جریر طبری امامی به سند معتبر از ابو بصیر نقل می‏کند که امام صادق(ع) فرمود: حضرت فاطمه(س) روز سه‏شنبه، سوم جمادی‏الثانی، سال یازدهم هجری از دنیا رفت و علّت وفات حضرت، ضربت قنفذ غلام عمر بن خطاب بود که به دستور عمر با غلاف شمشیر بهحضرت ضربه زد؛ به طوری که فرزندش محسن سقط شد و همین امر، بیماری شدید حضرت را در پی داشت.{۵} همچنین نامه عمر به معاویه که شرح این حادثه را به طور گسترده بیان می‏کند، خواندنی است. مشروح این نامه را علاّمه مجلسی، در کتاب بحارالانوار، ج ۸، ص ۲۲۲، چاپ قدیم از کتاب دلائل الامامه، ج ۲ نقل کرده است/ اقوال دیگری از عالمان تسنّن و تشیّع در این زمینه نقل شده است که مجالی برای نقل آن نیست. به هر حال، از مجموع آرای ناقلان این حادثه استفاده می‏شود این واقعه دردناک که آن افراد برای حضرت زهرا(س) پیش آوردند. سرانجام سبب شهادت آن اسوه تقوا و هدایت شد/

[۱].بیت الاحزان،شیخ عباس قمی، ص ۱۲۳، دارالحکمْ، قم المقدسه، ۱۴۱۲ ه’ ق/ [۲].الامامْ و السیاسه، ابن قتیبه الدینوری، ج ۱، ص ۳۰، اوّل، انتشارات شریف رضی/ [۳].سیره ابن هشام، محمد بن اسحاق بن یسار المطلبی، ج ۲، ص ۴۸۲، مکتبْ محمد علی صبیح و أولاده. [۴].شرح نهج‏البلاغه،ابن ابی حدید، ج ۱۴، ص ۱۹۳، داراحیأ الکتب العربیه/ [۵].بیت‏الاحزان، شیخ عباس قمی، ص ۱۸۹، دارالحکمه ۱۴۱۲ ه’. ق/

 

بر قاتلین حضرت زهرا س لعنت

 
مذمت زن پرستی مذمت زن پرستی شبهه دیگر این که در بعضی روایات از زن مذمت شده و از ارتباط با او منع شده است . به عنوان نمونه حضرت امیرالمؤمنین ... می فرماید :« المراة عقرب حلوة اللبسة »(1) زن مثل عقرب است که نیش آن در آغاز شیرین ولی مسموم است . باید توجه داشت این گونه روایات هشداری به مرد است تا فریب شهوت را نخورد . نیش عقرب مثل نیش زنبور عسل و نظیر سوزن نیست بلکه اگر انسان نداند عقرب است از نیش آن احساس لذت و شیرینی می نماید مثل آن که یک شیرینی در کام بچه بریزند که ظاهرش شیرین ، اما درونش تلخ و مسموم است . این سخن برای آن نیست که بگوید زن عقرب است بلکه می فرماید : خود را به [375] وسیله نگاه به نامحرم به آتش ندهید ، دیدن نامحرم شیرین است اما این گناه ، درونش عقرب است ، چه این که اگر زنی به دام مرد بیفتد آن مرد پرستی ، عقرب می شود و بین زن و مرد فرقی نیست ، منتها چون جاذبه از آن سو بیشتر است ، حضرت امیرسلام الله علیه در نامه ای که برای سلمان می نویسد ، می فرماید : « فانما مثل الدنیا مثل الحیة ، لین مسها قاتل سمها »(2) مثل دنیا ، مثل آن مار خوش خط وخالی است که رنگش زیباست ، پوست او هم بسیار نرم است اما همین پوست نرم ، سم است . چرا مصافحه با زن معصیت است ؟ چون لین مسها قاتل سمها ، این جمله مذمت زن نیست ، بلکه مذمت نگاه به نامحرم است . همچنانکه آن روایت ، دلیل مذمت دنیا نیست ، مذمت دنیاپرستی و به سوی دنیا جذب شدن است . و گرنه در همین نهج البلاغه از دنیا ستایش کرده و فرموده هرکس به هرجا رسیده ، در دنیا رسیده است . این همه انبیا و اولیا و حکما و عرفا و صالحین و صدیقین و شهدا ، در همین دنیا به کمال رسیده اند ، اینها اگر به دنیا نمی آمدند خاکی بودند ، یا نطفه ای بودند که همراه پدر دفن می شدند و به کمال نمی رسیدند . ولی هنگامی که به این بازار دنیا آمدند و داد و ستد کردند ، سود بردند ، زیرا که : « دنیا متجر اولیاست » همه خوبان در دنیا خوب شدند پس ، اگر کسی به طمع زرق و برق دنیا خود را گرفتار نمود مثل آن کودکی است که نشناخته ، پشت مار ابلق را لمس می نماید و یا با دم عقربی بازی می کند . 1 – کلمات قصار ، رقم 61 .2 - نهج البلاغه صبحی صالح ، نامه 68 .

 

 

منبعhttp://www.hawzah.net/fa/Book/View/45252/20947/

 
نام مبارک رسول الله ص در کتاب انجیل برنابا

مسیح بر اساس آنچه در انجیل برنابا [1] ثبت شده است، در پاسخ سوال کاهنی که نام آن حضرت را پرسیده بود پاسخ داد: نام مسیا عجیب است، زیرا که خدا وقتی روان او را آفرید و او را در نور آسمانی گذاشت، برای او نامی انتخاب کرد [2] خدا فرمود: صبر کن ای محمّد! زیرا می‌خواهم برای تو (و فقط برای تو) بهشت و جهان خلق کنم. و می‌خواهم به خاطر تو بسیاری از خلایق [گناهکار] را که می‌بخشم. حتی هر که نام تو را مبارک، مبارک می‌کنم و هر که تو را لعنت کند [ و با تو دشمنی ورزد] ملعون [و دور از رحمت من] می‌شود.
و سپس فرمود [3]: همانا نام مبارک او محمّد است. آن وقت همه مردم [که در اطراف یسوع بودند] با صدای بلند گفتند: ای خدا! پیامبر خود را به سوی ما بفرست. ای محمّد! خیلی زود برای خلاص جهان [از ظلم و فساد] بیا.[4]

خاتمیت حضرت محمد ص از دیدگاه انجیل برنابا
در انجیل برنابا [5] در مورد خاتمیت محمد می‌گوید: (۶) و به تحقیق پیامبران همه آمدند، مگر "رسول اللّه". آن‌که زود است بعد از من بیاید، زیرا که خدا می‌خواهد که من راه او را مهیا سازم. مسیح در آیه فوق از پیامبر پس از خود با عنوان "رسول اللّه" و آخرین پیامبران یاد کرده و ایمان به رسالت آن محمد را با خاتمیت وی ملازم دانسته است.

در جای دیگری از این انجیل [6] درباره‌ی خاتمیت محمد آمده است: (۷) کاهن در جواب مسیح گفت آیا پیامبران دیگر بعد از آمدن پیامبر خدا خواهند آمد؟ (۸) پس یسوع در جواب فرمود: بعد از او پیامبران راستگو که از جانب خدا فرستاده شده باشند نخواهند آمد (۹)
و لیکن جمع بسیاری از پیامبران دروغگو خواهند آمد و همین است که مرا غمگین می‌سازد.[7]

شباهت‌ها به اعتقادات اسلامی
این انجیل شامل مواعظ اخلاقی و اعتقادی می‌شود که شباهت زیادی به تعلیمات اسلامی دارد. تعداد کمی از این شباهت‌های عمده آورده می‌شود:

مسیح پسر خدا نیست[8]
مسیح مصلوب نشده است
ملغا نشدن شریعت به شکل پولسی[8]
پیشگویی پیامبر اسلام

دیدگاه مسلمانان
این انجیل اگر چه نسبت به انجیل‌های رسمی مطابقاتی خیلی بیشتر با منابع اسلامی دارد ولی به طور صددرصد با منابع اسلامی سازگار نیست برای نمونه در فصل سوم آمده‌است مسیح بدون درد زاده شده‌است در حالی که در قرآن سوره مریم صحبت از درد زایمان مریم است[9] از این رو برخی از مسلمانان آن را بصورت کامل نپذیرفته‌اند.

البته عده‌ای دیگر به شدت به خاطر متن خاص آن و انطباق بسیار زیاد آن با تعلیمات اسلامی و دلایل دیگر از اصل بودن این انجیل دفاع کرده اند، از جمله علمای شیعه، محمد صادقی تهرانی[10] و محمد تقی بهجت [11] و در علمای مصری مثل رشید رضا و یا سید عبد العلی موودی عالم پاکستانی و معتقدند که تغییرات تاریخی کمتری نسبت به اناجیل رسمی مسیحیت در مورد این انجیل اتفاق افتاده است.

سید محمدحسین حسینی طهرانی در کتاب معادشناسی به مقام شفاعت پیامبر که در این انجیل اشاره شده است ارجاع می دهد و در کتاب نور ملکوت قرآن مفصل راجع به این انجیل صحبت می کند و می گوید: «مرحوم قاضی، استاد علّامه آیت‌الله طباطبائی رضوان الله علیهما بدین انجیل عنایت داشته است، و خواندن آنرا به شاگردان سلوکی و عرفانی خود توصیه مینموده است»[12][13]

آیت الله محمد تقی بهجت در مورد این انجیل می گوید:

انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است. جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می داند چقدر به اسلام نزدیک است از جمله تحریم لحم خنزیر...بله دو سه جایی یادم می آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد. فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده است...اما مخالفتهای صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت)زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی ع است...اگرچه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است...من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته چوب بود. آقای مرعشی نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می گذرد. آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند. که هر چه قدیمی تر باشد به صحت و درستی نزدیکتر است... [14]

همچنین آیت‌الله محمد صادقی تهرانی در مورد انجیل برنابا می گوید:

جرم انجیل برنابا مخالفت شدید آن با تعالیم پولس است. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می داند. عنوان تثلیث را از میان می‌برد و توحید حقیقی الهی را اثبات می‌کند. برخلاف پولس که شریعت عمل را نسخ کرد، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند. وی با پولس که نجات امت را تنها مرهون محبت مسیح و اعتقاد به تثلیث می‌داند و به نام دین، مسیحیان را در انجام هرگونه عمل منافی عفت آزاد گذاشت (و به همین سبب در مدت کمی پیروان بسیاری پیدا کرد)، مخالف است. پس از اسلام جرم دیگری نیز بر آن افزوده شد و آن بشارات صریح و مکرر آن در مورد طلوع نور قدسی محمّدی است. همه اینها سبب شد تا استفاده از این انجیل در بین مسیحیان متروک شود.[15]

لازم به ذکر است برخی محققان غربیِ معتقد به جعل نیز به خاطر ویژگیهای متن حتی اذعان دارند که این متن یک جعل فی البداهه در قرن ۱۴-۱۶ نیست بلکه معتقدند که منابع اولیه‌ای از فرقه‌های غیر رسمی در اختیار جاعل بوده‌است. در حالی که مسلمانان مدافع این انجیل متن آن را مربوط به برنابای واقعی می‌دانند که تغییراتی در اثر نسخه برداری و ترجمه و ... در طول تاریخ بر آن اتفاق افتاده‌است.

منبع:

1=انجیل برنابا - 15:97

2= انجیل برنابا - 16:97

3 =انجیل برنابا 18:97

4=صادقی تهرانی، محمد - بشارات عهدین - انتشارات شکرانه 1390

5=انجیل برنابا - 6:36

6=انجیل برنابا - فصل 97 - آیات 7-8-9

7=بشارات عهدین - محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ 1390

8=انجیل برنابا فصل ۱ آیه ؟

9=قرآن سوره مریم آیه 23 (فاجاءها المخاض الى جذع النخلة قالت يا ليتني مت قبل هذا و كنت نسيا منسيا)

10=محمد صادقی تهرانی - بشارات عهدین - انتشارات شکرانه - چاپ اول 1390

11=مقدمه انجیل برنابا، گروه پژوهشی و تحقیقات خاتم 1386

12=نور ملکوت قرآن علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ج4 ص 277 نرم‌افزار کیمیای سعادت

13=معادشناسی علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ج9 ص 163 نرم‌افزار کیمیای سعادت

14=از مقدمه انجیل برنابا، گروه پژوهشی و تحقیقات خاتم 1386 شابک: 964-6845-26-6

15=صادقی تهرانی- محمد - بشارات عهدین - ص ۱۳-۱۵ - انتشارات شکرانه -چاپ ۱۳۹۰

 

http://fa.wikipedia.org/

 

گردآورنده و تنظیم: www.6dar.blogfa.com

تعجیل در ظهور امام زمان عج صلوات

 
 توضيحات نرم افزار کتابخانه اهل بيت

نرم افزار مکتبة اهل البيت يک کتابخانه الکترونيکي بي نظير است که نسخه جديد آن بيش از هفت هزار کتاب را در خود جاي داده است. اين نرم افزار که محيط کاربري آن به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي است داري موتور جستجوي بسيار پيشرفته همراه با طبقه بندي کتابها و شروح آنها هست .


ويژگي هاي اين نرم افزار :

 - شامل بيش از 4000 جلد کتاب از تمامي مذاهب اسلامي، حديث، تفسير، فقه، اصول، عقايد، تاريخ، سيره پيامبر و امامان
 - محيط کاربري پيشرفته و قدرتمند
-  جداسازي متن کتاب از پاورقي و شرح و قابليت کپي برداري مستقيم از متن
-  ويژگيهاي جديد جستجو: جستجوي مشروط و جستجوي خودکار حالات متشابه و امکان قرار دادن شرطهاي مختلف براي جستجو
-  نمايش فهرست به همراه کتاب و نمايش تمامي فهرستها در يک ليست با امکان جستجو
-  سيستم فيش برداري جديد بر اساس سيستم درختي
-  امکان آرشيو و تهيه نسخه پشتيبان
-  ابزارهاي علمي جديد… قرآن کريم، احکام شرعي ، لغت نامه، اصطلاحات علم رجال و فقه و ...
 - امکان ايجاد کتابخانه شخصي
 - امکان نمايش نسخه هاي خطي به صورت اسکن شده با سي نسخه خطي به عنوان نمونه
 - پشتيباني از همه ويندوزها و سيستمهاي 32 بيتي و 64 بيتي

 

نکات:

1- سريال مورد نياز براي نصب نرم افزار در داخل فايل متني همراه نرم افزار موجود است.

2- فايلها در بخش هاي 1 گيگابايتي با قابليت تعمير با WinRAR در صورت دانلود ناقص و خطاي CRC Error را دارا مي باشند.

3- سايت سافت گذر جهت قرار دادن اين نسخه نرم افزار (نسخه 1) از توليد کننده اجازه گرفته است و استفاده از آن براي عموم رايگان و آزاد است.

4- پيشنهادات خود را در مورد ارائه مجموعه هاي مشابه در بخش "ارتباط با ما" مطرح کنيد

5- جهت خريد نسخه 2 با بيش از 7000 کتاب با مسئول فروش موسسه آقاي سيد ابراهيم حسيني با شماره 09125534574 تماس بگيريد.

 

 

 

نرم افزار مکتبة اهل البیت (نسخه 1) به سه زبان فارسی، عربی، انگلیسی
 پسورد فایلها: www.softgozar.com

التماس دعا

 

نرم افزار مکتبه الشامله نرم افزاری است به زبان عربی که بسیاری از کتب مورد نیاز طلاب را در خود دارد.

قبلش این نرم افزارو بهتون معذفی کنم

نرم افزار ishia که تنها برای iOS (آیفون، آیپاد و آیپد) و جدیدا برای آندروید تولید شده است . اگر گوشی ای با امکانات یاد شده دارید می توانید از این نرم افزار استفاده کنید و در حین استفاده اگر حالی دست داد ما رو هم از یاد نبرید! (دانلود نسخه آندروید ishia)

و ایتم مکتب شامله

حجم نرم افزار به همراه همه کتب حدود ۲ گیگابایت است، ولی حجم نرم افزار بدون کتب حدود ۲۰ مگابایت است (در صفحه دانلودزیر عبارت «تنزيل النسخة المفرغة (بدون كتب)» آخرین نسخه را دانلود کنید) پس از نصب نرم افزار و اجرای آن در صورتی که به اینترنت متصل باشید پنجره ای با این پیام نمایش داده می شود: «هنالک کتب جدیده هل ترید تحمیلها الآن؟» (تنها کلمه اش که شاید به ترجمه نیاز داشته باشد «تحمیل» است که یعنی «دانلود»!) در پنجره ای که باز می شود کتاب ها را در دسته بندی های مختلف مشاهده می کنید و می توانید با علامت گذاری، هر کدام را که خواستید دانلود و نصب کنید. باز هم اگر مشکلی بود در خدمتم.

 دانلود خود نرم افزار شامله http://d.shamela.ws/downloads/shamela3.61.rar

 

دانلود نرم افزار شامله همراه کتاب ها  که2گیگ و خورده ی هستش

http://ia801601.us.archive.org/23/items/Shamela348.iso/shamela.iso

================

التماس دعا

تعجیل در ظهور صلوات بفرستین

 

سایت شامله

 
ساخت ویزا کارت و شماره حساب visa رایگان

روش ثبت نام مستر کارت آسان و رایگان

 

ابتدا به لینک زیر مراجعه میکنیم :

  http://www.AWSurveys.com

 

 

 


بر روی این گزینه کلیک کنید Create A Free Account

در این مرحله گزینه ها را پر کنید.

1.UserName: نام کاربری

2.Password: کلمه عبور (حتما باید بین 7-15حرف باشد)

3. Email: ایمیل شما

4. Gender: زن یا مرد بودن (Female: زن / Male: مرد)

5. Date of Birth: تاریخ تولد به میلادی (مثلا یکی که متولد 68هستش بنویسه1989)

6. حروف را داخل کادر وارد کنید.

7. بر روی Create Free Account کلیک کنید و صفحه جدیدی نمایان می شود، و این تازه شروع کار است،
اطلاعات اکانت شما نمایش داده میشود :

مقدار پول شما صفر می باشد،
و کمی پایین تر قسمتی قرار دارد با نام :
Surveys

وارد یکی از گزینه ها شوید
صفحه جدیدی نمایان می شود
یک مکان برای نوشتن ظاهر می شود، هر چیزی که می خواهید وارد کنید و بعد بر روی گزینه زیر کلیک کنید :
submit reviewsوقتی صفحه دیگری بازشد بر روی گزینه زیر کلیک کنید:
Homeصفحه دیگری باز می شود، مشاهده میکنید که پول شما مقداری افزایش داشته (برای مثال 0.30 دلار شده است) دوباره سراغ همان جایی که گفتم بروید (Surveys) :
و دوباره روی یکی از گزینه کلیک کنید و اینکار را آنقدر ادامه دهید تا پول شما به 15 دلار برسد. (اگر گزینه ها تمام شد نگران نباشید باید یک مدت صبر کنید تا گزینه های جدید نمایان شود)

نکته: راه دیگر برای افزایش مقدار پول حساب شما دعوت دوستانتان است. به این صورت:

در صفحه اصلی (Home) به این قسمت بروید:

Invite Friends

در مقابل Link لینک اختصاصی شما قرار دارد. آنرا به دوستانتان معرفی کنید تا مراحل شما را طی کنند. به ازای ثبت نام کردن هر کدام از دوستانتان مبلغی به پولتان اضافه میشود.

وقتی پولتان به 15 دلار رسید بر روی این گزینه کلیک کنید: Redeem Money
بعد به صفحه دیگری میروید،
به شما شماره کارت ویزا اهدا می شود
ویزا کارت مجانی رایگان دریافت می کنید که دارای 15 دلار موجودی است و به وسیله آن میتوانید در آفرها ثبت نام کنید یا هر چیز که می خواهید بر روی اینترنت می توانید خریداری کنید.

 ادرس سایت http://www.awsurveys.com

 

اسرار نماز از زبان آیت الله بهجت

 

1. نماز، بالاترین وقت ملاقات و استحضار و حضور در محضر خدا است... نماز برای خضوع و خشوع جعل شده است با هم? مراتب خضوع و خشوع. [در محضر بهجت:1/222]

2. نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست! [در محضر بهجت:1/222]

3. نماز، اعظم مظاهر عبودیّت است که در آن، توجه به حقّ می شود. [در محضر بهجت:2/377]

4. تمام لذتها روحی است؛ و آن چه از لذات که در طیب [عطر] و یا از راه نساء به صورت حلال تکوینا ً مطلوب است، بیش از آن و به مراتب بالاتر، در نماز است. [در محضر بهجت:2/392]

5. قُرب، مراتبی دارد و بالاترین آنها لقاء است. و هر مرتبه از مراتب قُرب را مقرّبی است که بالاترین آنها نماز است. [نکته های ناب: 78]

6. نماز، عروج مؤمن است و عروج، مستلزم قرب و لقاء است... مؤمن بعد از لقای او، نه تنها به سراغ حبشیّه [زن زشت، کنایه از غیر خدا] نخواهد رفت، که خیال او را هم نخواهد کرد. [نکته های ناب: 82]

7. ما عظمتی نداریم، همین اندازه عظمت داریم که می ایستیم؛ بعد همین را در رکوع، نصفه می کنیم؛ و بعد به سجده و خاک بر می گردیم. [نکته های ناب:83]

اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است!

8. شاید حکمت تکرار نماز – علاوه بر تثبیت – سیر باشد؛ به این نحو که هر نمازی از نماز قبلی بهتر، و نماز قبلی زمینه ساز نماز بعدی باشد.[نکته های ناب:81]

9. قیام بنده در نماز، اظهار عبودیّت و سکون است، و این که هیچ حرکتی از خود ندارد؛ و سجود غایت خضوع است.[نکته های ناب:83]

10. سؤال: اجمالاً بفرمایید حضور قلب، چگونه حاصل می شود؟

جواب: بسمه تعالی، اگر مقصود، حضور قلب است، با نوافل و عبادات مستحبّه تحصیل می شود و از آن جمله، تبدیل فرادا به جماعت است. تحصیل حضور قلب به این می شود که در اوقات غفلت به خود فشار نیاورد؛ و در اوقات حضور، اختیاراً آن را از دست ندهد.[به سوی محبوب:62]

11. سؤال: برای حضور قلب در نماز و تمرکز فکر، دستورالعملی بفرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، در آنی که متوجه شدید، اختیاراً منصرف نشوید![به سوی محبوب:63]

12. اصلاح نماز، مستلزم اصلاح ظاهر و باطن و دوری از منکرات ظاهریّه و باطنیّه است. و از راههای اصلاح نماز، توسل جدی در حال شروع به نماز به حضرت ولی عصر (عج) است.[به سوی محبوب:64]

13. گوی سبقت را نماز شب خوانها ربودند مخفیانه![به سوی محبوب:68]

14. سؤال: برای توفیق نماز شب چه کنیم؟

جواب: با قرائت آی? آخر کهف و اهتمام به این امر اگر علاج نشد، تقدیم بر نصف می شود [قبل از نیمه شب به جا آورده می شود.] [به سوی محبوب:77]

15. سؤال: در نماز شب و سحرخیزی، قدری کسل هستم، لطفاً راهنمایی فرمایید؟

جواب: بسمه تعالی، کسالت در نماز شب به این رفع می شود که بنا بگذارید هر شبی که موفق (به خواندن آن نشدید)، قضای آن را به جا آورید. [به سوی محبوب:77]

16. از آیِ? شریف? (اِنَّ الصَّلاةَ تَنهَی عَن الفَحشآءِ وَالمُنکَرِ [عنکبوت:45] نماز، انسان را از کارهای زشت و ناپسند باز می دارد.) استفاده می شود که (لا صَلاةَ لِمَن لایَنتَناهی عَن الفَحشاءِ وَالمُنکَر: کسی که از کارهای زشت و ناپسند خودداری نمی کند، واقعاً نمازش نماز نیست!) [در محضر بهجت:2/83]

17. این احساس لذت در نماز، یک سری مقدمات خارج از نماز دارد، و یک سری مقدمات در خود نماز. آن چه پیش از نماز و در خارج از نماز باید مورد ملاحظه باشد و عمل شود این است که: انسان گناه نکند و قلب را سیاه و دل را تیره نکند. و معصیت، روح را مکدّر می کند و نورانیّت دل را می برد. و در هنگام خود نماز نیز انسان باید زنجیر و سیمی دور خود بکشد تا غیر خدا داخل نشود یعنی فکرش را از غیر خدا منصرف کند.[برگی از دفتر آفتاب:133]

18. یکی از عوامل حضور قلب این است که: در تمام بیست و چهار ساعت، باید حواسّ (باصره، سامعه و...) خود را کنترل کنیم؛ زیرا برای تحصیل حضور قلب، باید مقدماتی را فراهم کرد! باید در طول روز، گوش، چشم و هم چنین سایر اعضا و جوارح خود را کنترل کنیم![برگی از دفتر آفتاب:133]

19. اگر بدانیم اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت، و در رأس آنها نماز است، که به واسط? خضوع و خشوع و آن هم به اِعراض از لَغو محقّق می شود، کار تمام است![برگی از دفتر آفتاب:139]

20. همین نماز را که ما با تهدید به چوب و تازیانه و عقوبت جهنمی شدن در صورت ترک آن، انجام می دهیم، آقایان [اولیاء] می فرمایند: از همه چیز، لذیذتر است! [در محضر بهجت:1/122]

21. همین امور ساده و آشکار مثل نماز، بعضی را بر سماوات می رساند، و برای عده ای هیچ خبری نیست! برای بعضی اعلی علّیّین است، و برای بعضی هیچ معلوم نیست که آیا این معجون، شور است و یا شیرین! [در محضر بهجت:1/283]

22. سؤال: می خواهم در نماز، تمام اذکار را درک کنم و بفهمم، و آن نور را درک کنم و ببینم تا با آن نور حرکت کنم.

جواب: بسمه تعالی، با شرایط حضور قلب، اعمالتان را انجام بدهید؛ در پاداش چه خواهند کرد، به ما مربوط نیست![به سوی محبوب:62]

23. سجده، غایت خضوع است؛ یعنی ما هیچ و در پیش تو خاک هستیم.[فیضی از ورای سکوت:77]

23. سؤال: برای این که در انجام فرمان الهی مخصوصاً نماز، با خشوع باشیم، چه کنیم؟

جواب: در اول نماز، توسل حقیقی به امام زمان (عج) کردن که عمل را با تمامیّت مطلقه [به طور کامل] انجام بدهید.[به سوی محبوب:63]

24. سؤال: مستدعی است جمل? کوتاه و رسایی دربار? نماز، مرقوم فرمایید که نصبُ العین ما قرار گیرد.

جواب: بسمه تعالی، از بیانات عالیه در فضیلت نماز در مرتب? عُلیا، کلام معروف از معصوم (علیهم السلام) است: (الصَّلاةُ مِعراجُ المُؤمِن: نماز، معراج مؤمن است.) برای کسانی که یقین به صدق این بیان نمایند و ادامه دهند طلب این مقام عالی را ...[به سوی محبوب:64]

25. اگر کسی با وجود این همه مشوِّقات از قرآن و اخبار برای سیر و کمال، از آنها بهره مند نشود، در عقل او خلل است... نماز خواندن برای اهلش مانند حلواخوردن است؛ لذا از نماز خواندن، خسته نمی شوند.[نکته های ناب:82]

26. در کلمات امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز آمده است: (وَاعلَم اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِن عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاتِکَ: بدان که تمام اعمالت، تابع نماز می باشد.)

مشاهده کرده ایم که علمای بزرگ در حال نماز، عجیب و غریب بودند، به گونه ای که گویا آن انسانِ خارج از نماز نیستند! [در محضر بهجت:1/92]

27. از حدیث (تَنَعَّمُوا بِعِبادَتی فی الدُّنیا فَاِنَّکُم تَتَنَعَّمُونَ بها فی الآخِرَة: در دنیا به عبادت من متنعّم شوید، زیرا در آخرت، به همان متنعّم خواهید بود.) بر می آید که عبادات، قابلیّت تنعّم را دارد؛ ولی ما عبادات را به گونه ای به جا می آوریم که گویا شلاّق بالای سرِ ما است... گویا داروی تلخی را از روی ناچاری می خوریم. [در محضر بهجت:1/350]

28. سؤال: گاهی اوقات در عبادات، ریا می کنم و بعداً سخت رنج می برم؛ علاج آن چیست؟

جواب: بسمه تعالی، علاج، این است که ریا بکند؛ ولی اگر در مقابل شاه و گدا است، ریا برای شاه بکند؛ (فَافهَم اِن کُنتَ مِن اَهلِه: این نکته را دریاب، اگر اهلش هستی!)[به سوی محبوب:70]

نماز، جامی است از اَلَذّ لذایذ [لذّت بخش ترین لذتها] که چنین خمری خوشگوار در عالمِ وجود نیست!

29. معیار اصلی، نماز است. این نماز، بالاترین ذکر است، شیرین ترین ذکر است، برترین چیز است... همه چیز تابع نماز است؛ باید سعی کنیم این نماز را حسابی درستش کنیم... وقتی نماز درست شد، با حال گشت، انسان آدم شده است. بالاخره محک، نماز است![در خلوت عارفان:103]

30. وقتی بنده از پیشگاه مقدس حضرت حقّ باز می گردد، اولین چیزی را که سوغات می آورد، سلام از ناحی? او است. در دعای مسجد کوفه آمده است: (اَللهُمَّ اَنتَ السَّلامُ، وَ مِنکَ السَّلامُ، وَ اِلیکَ یَرجِعُ، وَیَعُودُ السُّلامُ، حَیِّنا رَبَّنا مِنکَ السَّلام: خداوندا، تو خود سلامی و سلام از ناحی? تو است و به سوی تو باز می گردد. پروردگارا، ما را به سلام از ناحی? خود تحیّت گوی!)[نکته های ناب:83]

31. چه قدر تناسب دارد تکبیر برای ورود به نماز، و تسلیم برای خروج از آن! ... در تکبیر، اکبر مناسب است... یعنی تمام امور دنیا و هم? بزرگها را کنار بگذارید، چون خداوند متعال اکبر است... نمازگزار، با تکبیر، در حرم الهی وارد می شود؛ ولی ما چه می دانیم که اینها یعنی چه! در روایت است که:(لَو عَلِمَ المُصَلِّی مایَغشاهُ مِن جَلالِِ الله، لَمَا انفَتَل عَن صَلاتِه: اگر نمازگزار می دانست که از جلال الهی چه چیزهایی او را فرا گرفته است، هرگز از نماز روی برنمی گرداند!)[نکته های ناب:84]

32. ذکر خدا در حال نماز، بهترین ذکر است؛ چون نماز به منزل? کعبه است؛ و نمازگزار در کعبه و حرم امن الهی داخل شده و بنا گذاشته است که از باب تکبیر، داخل و از باب تسلیم، خارج شود.[نکته های ناب:84]

33. در جایی دارد که: خدا منّت گذاشته که امر فرموده است مخلوق، با خالق خود خلوت کند و این منافاتی ندارد که در مرآی مردم باشد. کانّه وقتی بنده با خدا خلوت می کند، خالق هم با او خلوت کرده است![نکته های ناب:88]

34. بلی می شود انسان در نماز دست به دعا بردارد و بگویید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی زَوجَةً صالِحَةً: خداوندا، زن شایسته ای را روزی من کن!) یا بگوید: (اَللهُمََّ ارزُقنِی وَلَداً باراً: خداوندا، فرزند نیکوکاری را روزی من کن!)[فریادگر توحید:213]


تنظیم برای تبیان: شکوری_گروه دین و اندیشه

 
ماجرای دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت
 

 

دانشجو بود، دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود،یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….
از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…( البته این حمید مدیر وبلاگ نیستااا)هه
وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت،بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…
منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…اما اصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…
یه لحظه تو دلم گفتم:”"حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!”"
خلاصه خیلی اون لحظه تو فکر فرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم
،از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن…

اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن"حمید..حمید…حاج آقا باشماست”"
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:

- یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…

 
 

عـــرق کهنه ی شــیـراز مـرا مـسـت نــکــرد

چـای روضــه اربــابــــ زمــیــن گـــیــرم کــــرد

سماوری که به بزم حسین می جوشد

بخار رحمت آن جُرم خلق می پوشد

حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گوی

بگو حکایت مستی که چای می نوشد

 

 

ایـن چـای روضـه ها کـه مـرا زیر و رو کـند

عطرش ز دور کــار هـــزاران سبـــو کند

زاهد بیا که این می بی غش دو ساله است

دردش تو را بسازد و حالت نکو کند

ای محتسب به مستی ما خرده ای مگیر

کاین می که می رسد همه دفع عدو کند

ساقی بریز چای و بگردان سبوی خویش

چون مرهمی به سینه و بغض گلو کند

گلها و غنچه هاست درین محفل عزیز

خوشبخت آن‌ که غنچه نشکفته بو کند

از قبله‌ گشته‌ نام خدا را بیاورد

یکبار اگر به قبله نادیده رو کند 

یارم میان میکده دارد به دست خویش

این چای روضه ها که مرا زیر و رو کند

 

عکس نوجوانی رسول خدا (ص) از کجا آمده است؟

Pierree Centlivre & Micheline Centlivres-Demont
ترجمه جعفر هادی جعفریان


سالهاست که تصویری به عنوان تصویر نوجوانی رسول خدا (ص) در ایران انتشار می یابد. بسیاری از مردم در عین نشان دادن علاقه شان به این تصویر، این پرسش را مطرح می کنند که تصویر یاد شده از کجا آمده است؟ شنیده شده است که کسانی در پاسخ می گویند این تصویری است که بحیرای راهب در سفری که حضرت به همراه عمویش ابوطالب به شام داشت، آن را کشیده است. اما در واقع درستی این پاسخ در معرض تردید قرار دارد.

ادامه مطلب |  

امام حسين عليه السلام در قرآن



فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم . 

سوره بقره آيه 37 

ابن عباس گويد كه پيامبر فرمودند : زماني كه خداوند آدم را خلق كرد و از روح خود در وي دميد آدم عطسه كرد . 

خداي بزرگ به او الهام فرمود تا بگويد الحمد لله رب العالمين . 

پس خداي به او گفت : پروردگارت ترا در رحمت قرار داد . 

پس آن هنگام كه فرشتگان بـر او سجده كردند به خود باليد و به پروردگارش عرض كرد آيا آفريده اي از من محبوب تر داري ؟ 

پس جوابي نشنيد سپس سؤالش را دوباره تكرار كرد . باز هم جوابي نشنيد . براي بار سوم سؤالش را تكرار كرد . باز جوابي نيامد . 

آن گاه خـداي بزرگ فرمود : آري آفريده هايي برتر از تو هستند كه اگر آنان نبودند ترا هم نمي آفريدم . 

آدم گفت : آنان را به من نشان بده . 

پس خداي متعال به فرشتگان حجاب فرمان داد تا پرده ها برگيرند .چون حجاب و پرده ها برگرفته شد . 

آدم پنج روح نوراني در بالاي عرش الهي بديد . 

آدم گفت : پروردگارا اينان كيستند ؟ 

خطاب آمد اي آدم ! اين محمد پيامبر من است 

و اين علي امير مؤمنان است ( پسر عموي پيامبر و جانشين اوست ) 

و اين فاطمه دختر پيامبرم است 

و اين دو حسن و حسين فرزندان علي و نوادگان پيامبراند . 

سپس خداي متعال فرمود : اي آدم اينان فرزندان تواند 

آدم بسيار خشنود شد . 

آن گاه كه دچار اشتباه و خطا گرديد . آدم گفت : 

پروردگارا ! از تو مي خواهم به حق محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين تا بيامرزي ام و از من درگذري . 

پس خداي مهربان بخاطر اين قسم از او درگذشت . 

صاحب كتاب ( در ثمين ) در تفسير آيه شريفه قرآن 

فتلقي آدم من ربه كلمات فتاب عليه انه هو التواب الرحيم . 

سوره بقره آيه 37 

منظور از كلمات نام پنج تن آل عبا است : محمد ، علي ، فاطمه ، حسن و حسين . 

آدم ساق عرش را نگاه كرد و نام هاي پيامبر و امامان معصوم را ديد . آن گاه فرشته جبرئيل به او گفت : 

اي آدم بگو : 

يا حميد بحق محمد 

يا علي بحق علي 

يا فاطر بحق فاطمه 

يا محسن بحق الحسن و الحسين 

و منك الاحسان . 

اي خداي ستوده بحق محمد 

اي خداي برتر بحق علي 

اي خداي پديد كننده بحق فاطمه 

اي خداي احسان كننده بحق حسن و حسين 

و احسان و خوبي تنها از توست . 

آدم وقتي نام حسين را ياد كرد ، اشكش جاري شد و دلش خاشع و نرم شد و گفت برادرم جبرئيل در ياد پنجمين دلم شكست و اشكهايم روان شد . فرشته جبرئيل گفت : اين فرزندت مصيبتي خواهد ديد كه همه مصيبتها نزد آن كوچك است . 

آدم پرسيد برادرم كدام مصيبت ؟ 

حسين با لب عطشان كشته مي شود در حالي كه غريب و يكه و تنها است ناصر و معيني ندارد و اگر اي آدم او را ببيني او مي گويد : 

وا عطشاه ، و اقله ناصراه . 

تا آنجا كه تشنگي بين ديدگانش و آسمان چون غبار دودي فاصله مي افكند و ديگر ديد چشمانش كم سو مي گردد . 

پس كسي او را جواب و پاسخي نمي دهد . مگر با شمشير و نوشيدن مرگ . پس آن گاه سر از تن او جدا مي كنند چون گوسفندي كه او را ذبح مي كنند و دشمنان به چادر هاي او حمله ور مي شوند. و سرهايشان و سرهاي يارانشان در ميان شهرها بگردش در مي آيد و در حاليكه زنان اسير و دربند همراه هستند . 

اين چنين مصائبي از خداي واحد منان گذشته است و فهميده مي شود . پس آدم بسيار گريست چون مادري فرزند از دست داده . 



« ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعداً عليه حقاً في التوراه و الانجيل و القرآن و من اوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الذي بايعتم به و ذلك هو الفوز العظيم » 

سوره توبه 111 

حسين در آغوش مادر است . پيامبر او را از آغوش مادر گرفت و فرمود خدا قاتل تو را از رحمت خود دور كند و آن كه ترا و خانواده ياريگرت را از مقامتان باز مي دارد لعنت كند و از رحمت خود دور كند و بين من و آنان كه بر عليه تو جنگيدند حكم كند . 

مادر چون اين چند دعاي پيامبر را بشنيد سراسيم گفت : 

پدر جان چه مي گويي ؟ 

پيامبر : دختر عزيزم از مصيبتي كه بعد از من و بعد از تو بر او وارد مي شود ياد كردم به ياد اذيت ها ، ظلم ، ستم و حيله هايي كه بر حسينم روا مي شود افتادم . دخترم در آن گاه حسينم در بين گروهي است كه آنان چون ستارگان آسمان مي درخشند و به سوي شهادت مي شتابند تا فرزندم را ياري كنند . 

گويي اكنون به لشگرگاه و خيمه گاهشان و تربتشان مي نگرم . 

فاطمه : پدر جان آنجا كه مي گويي كجاست ؟ 

پيامبر : آنجا كربلاست همانجايي كه خانه كرب و بلا بر ما و براست است برترين امتم بر مي خيزند و ستم ها مي كنند .اگر همه كساني كه در آسمان ها و زمين ها نيز براي يكي از اينان شفاعت كنند پذيرفته نخواهد شد و در آتش مخله اند . 

فاطمه مي گريست و فرمود : پدرم پس حسينم كشته مي شود . 

آري پدر جان كشته مي شود و كسي چون حسين تو پيش از او نيست كه آسمان ها بر او مي گريند . زمين ها گريان اويند و فرشتگان بر او گريان اند . وحش ، گياهان ، درياها و كوهها بر حسين تو مي گريند .و اگر زمين اجازه داشت پس از مصيبت فرزند تو كسي را روي خود باقي نمي گذاشت . 

دخترم ! اما در آينده گروهي از دوستان ما مي آيند كه در روي زمين آگاه ترين به خدا هستند و حق ما را بر پا مي دارند كه چون آنان كسي نمي تواند چنين كند و كسي در روي زمين جز آنان نيست كه متوجه او گردد .آنان چراغهايي درخشان در تاريكي هاي ستم اند و آنان شفاعت مي كنند و آنان فردا در كنار حوض كوثر بر من وارد مي شوند . 

آن گاه كه بر من وارد مي شوند آنها را به سيمايشان مي شناسم و هر اهل ديني در پي امامشان هستند . و آنها در پي ما هستند و ما را جستجو مي كنند و در پي غير ما نيستند . اينان پايه هاي زمين اند و بخاطرشان باران مي بارد . 

فاطمه زهرا (س) فرمود : پدرم ! و گريست و بسيار گريان شد . پدر فرمود : اي دخترم برترين اهل بهشت ، شهيدان دنيا هستند . جان ها و مالهاشان بخشودند تا : 

بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون وعدا عليه حقا . 

پس آنچه در نزد خداست از دنيا و آنچه در آن است بهتر است . كشته شدن آسانتر از مردن است . آنكه براي او شهادت نوشته شده است قتل حتي تا بسترش خواهد آمد و آنكه كشته نشود پس به زودي خواهد مرد . 

اي فاطمه عزيز دختر محمد آيا در برابر شهادت فرزندت دوست نداري كه در مقام حساب الهي دستور و فرمان تو كارساز است ! 

آيا به شهادت فرزندت راضي مي شوي در حاليكه او از حاملين عرش الهي است . آيا راضي مي شوي در حاليكه پدرت در قيامت به نزد او مي آيند و شفاعت او را درخواست مي كنند ؟ آيا راضي مي شوي در حاليكه شوهرت از حوض كوثر تشنگان از دوستانش را سيراب مي كند ؟ آيا راضي مي شوي در حاليكه شوهرت قسيم الجنه و النار است ؟ آيا به شهادت فرزندت حسين راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه در روز حساب به فرشتگان كه در اطراف آسمان هستند مي نگري . آنان ديده به تو دوخته اند و به فرمان تواند و به شوهرت علي مي نگرند در حاليكه خلايق حاضرند و او در نزد خدا از ستم مردمان شكوه مي برد . 

پس مي نگري كه خدا قاتل فرزندت و قاتلان خودت و شوهرت را به آتش درآورد ؟ 

آيا به شهادت فرزندت راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه فرشتگان براي حسينت اشك مي فشانند و همه چيز بر او تأسف مي خورد ؟ 

آيا به شهادت فرزندت حسين راضي مي شوي ؟ 

در حاليكه هر كس به زيارت او نائل شود در ضمانت الهي قرار مي گيرد در حاليكه ثواب زيارت او چون حج عمره است و لحظه اي از رحمت الهي دور نگردد و چون زائر فرزندت بميرد مرگ او شهادت محسوب مي گردد و اگر باقي بماند فرشتگان حافظ تربت حسين براي زائر حسين دعا مي كنند و پيوسته در حفظ الهي است و پيوسته در امن الهي است تا دنيا را مفارقت كند . 

فاطمه گفت : پدر تسليم شدم و راضي گشتم و بر خدا توكل مي كنم . 

پيامبر دست بر قلب زهرايش نهاد و با انگشتان اشكهاي چشم دخترش پاك كرد و فرمود من و شوهرت و تو فرزندانت در جايگاهي هستيم كه چشمانت روشن است و دل و قلبت شاد 



ثناي وحي از حسين (ع) 

و اذ اخذنا ميثاقكم لاتسفكون دمائكم و لاتخرجون انفسكم من دياركم ثم اقررتم و انتم تشهدون 

بقره 84 

در تفسير منسوب به امام حسن عسکري آمده است : 

پيامبر مي فرمايند: هنگامي كه آيه «و اذ اخذنا ميثاقكم لاتسفكون دمائكم» آيه درباره يهود است. يعني كساني كه پيمان خدا را شكستند و پيامبران خدا را تكذيب كردند و اولياي خدا را كشتند. آيا شما را خبر ندهم به كساني كه از امت من شبيه يهوديان هستند؟ 

گفتند: بلي يا رسول الله! فرموند: گروهي از امت من فكر مي كنند كه از امت من هستند اما بهترين فرزندان و پاكان اصالتم را مي كشند و شريعت و سنت من را تغيير مي دهند و دو فرزند حسن و حسين را مي كشند آنچنان كه پيشينيان يهود زكريا و يحيي را كشتند. آگاه باشيد همانا خداوند آنان را لعنت مي كند، آنچنان كه پيشينيان را لعنت كرد و بر بقايا و فرزندانشان هادي و مهدي از حسين مظلوم برمي انگيزد كه آنان را با شمشير اوليائش سوي جنم روانه مي كند . 

آگاه باشيد لعنت مي كند خداوند كشندگان و دوستداران و ياري كنندگان قاتلين حسين عليه السلام را . 

و بر كساني كه بر لعن بر دشمنان حسين سكوت مي كنند بي آنكه براي تقيه باشد، خداوند لعن مي فرستد . 

آگاه باشيد خداوند بر گريه كنندگان از روي شفقت و مهرباني بر حسين (ع) صلوات مي فرستد، آنان كه دشمنان حسين (ع) را لعنت مي كنند و خشم و غضب خويش را بر دشمنان فراوان مي گرداند . 

آگاه باشيد آنانكه به قتل حسين راضي باشند با قاتلين او در اين گناه بزرگ شريك اند بدانيد قاتلين حسين و ياران شان و پيروانشان از دين خدا مبري هستند. خداوند فرمان مي دهد به فرشتگان مقربش كه اشكهاي ريزان در قتل حسين را برگيرند و در گنجينه هاي بهشتي با آب حيات مخلوط كنند تا گوارايي و پاكيش هزار چندان گردد و فرشتگان آنان كه در قتل حسين خوشحال گرديدند، اشكهاي اينان را برگرفته و در جهنم يا حميم و صديد و غساق و غسلين اين نوشيدني اي ناگوار در جهنم مخلوط كنند تا شدت حرارتش زياده گردد و شكنجه آن هزار چندان شود تا دشمنان آل محمد را در جهنم با چنين نوشيدني هايي عذابشان تشديد گرديد . 

از كتاب تفسيرالامام :369 

و ما ظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون 

بقره 57 

از حضرت سكينه دختر امام حسين نقل شده است: كه حضرت زينب به برادر فرمود :«برادرم؛ ما را به حرم جدمان بازگردان» امام حسين در جواب فرمودند : « خواهرم برايم در اين كار راهي نيست.» زينب فرمود:« آري پس آنان را به مقام و منزلت جد و پدرت و برادرت و مادرت يادآور شو » 

امام حسين فرمود:«به آنان گفتم اما بيدار نگشتند نصيحتشان كردم اما پذيرا نشدند. و سخنم را گوش نسپردند پس آنان جز به قتلم راضي نمي شوند و به ناچار مي خواهند بدنم را بر خاك فروافتاده ببينند، اما من شما را به تقواي الهي سفارش مي كنم. پروردگار بشر او را كه به ما در اين بلا فرمان مي دهد و اين كه اين مصيبت را چون جرعه اي بنوشيد و به اين جد شما وعده داده است وعده الهي تخلف نمي پذيرد. همه شما را به خداي فرد صمدي مي سپارم .» 

سپس برادر و خواهر هر دو ساعتي گريستند . 

آنگاه امام عليه السلام اين آيه شريفه را تلاوت كرد . 

« و ما ظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون » 

از كتاب موسوعه كلمات الحسين؛400 ح 187 

« حافظوا علي الصلوات و الصلوه الوسطي و قومو لله قانتين » 

بقره 238 

امام صادق عليه السلام 

اباعبدالله عليه السلام درباره آيه فوق فرمودند : 

نماز را حفظ كنيد، نماز يعني رسول گرامي اسلام و اميرالمومنين و فاطمه و حسن و حسين و وسطي اميرالمومنين است. براي خدا برپاخيزيد فرمان بردار باشيد در حالي كه به دستور امامان گردن نهاده ايد . 

ضحاك پسر عبدالله مي گويد : 

سپاه ابن سعه از كنار ما عبور مي كرد در حالي كه حراست مي كردند. در آن هنگام حسين درباره آنان اين آيه از قرآن را تلاوت فرمود 

و لايسبن  الذين كفرو انما نملي لهم خير لانفسهم 

انما نملي لهم يزدادو اثما و لهم عذاب مهين 

ما كان الله ليذر المومنين علي ما انتم عليه 

سوره آل عمران 178 

آنان كه كفر ورزيدند گمان میبرند كه اگر به آنان مهلت داده مي شود برايشان خوب است. ما به آنان مهلت مي دهيم تا بار گناهانشان را سنگين تر كنند و عذاب خواركننده براي آنان است . 

در آن هنگام كه حسين كشته مي شد در ميان سپاهيان دشمن ولوله اي افتاد گويي كسي در سپاه وارد شد بر آنان شيحه زد پس ناله كرد واي حسين و بازشان مي داشت گفتند: چرا ناله مي كني به آنان گفت: چگونه ننالم در حالي كه اكنون پيامبر خدا ايستاده است و يكبار به زمين مي نگرد و بار ديگر به جنگ شما و گروه نابكارتان نگاه مي كند من بيمناكم كه بر اهل زمين نفرين كند تا هلاك گردند. گروهي به او گفتند اين انساني ديوانه است اما گروه توابون از سپاهيان گفتند : 

واي بر ما بخدا قسم به خود بد كرديم. بخاطر خشنودي اين سميه آقاي جوانان بهشت را كشتيم. پس از همانجا بر عبيدالله بن زياد شوريدند . 

از امام  سوال كردم فدايت گردم آن كه ناليد كه بود؟ 

فرمود: او را جز جبرائيل نمي بينم . 

آي اگر او مأذون بود چنان صيحه اي بر آن قوم مي نواخت تا جانهاشان از تن ها چون برقي بجهد و در آتش فرود آيد اما خدا به آنان مهلت داد تا گناهانشان افزون گردد و براي آنان عذاب دردناك است .
 

منبع: شبكه labbaik.ir
 

بستن دست ها در نماز ، سنت یا بدعت ؟! ‌

آیت الله العظمی سبحانی (مد ظله العالی)


استحباب بستن دستها در نماز میان اهل سنت شهرت دارد و تنها مذهب مالکی است که به استحباب فتوا نداده است.

مستند حکم استحباب، تعداد اندکی از روایات اهل سنت است که علاوه بر ضعف سند، دلالت روشنی نیز بر مدعا ندارند. در میان روایات اهل بیت علیهم السلام نیز نه تنها هیچ حدیثی آن را تایید نمی کند، بلکه برخی آن را بدعت شمرده است. پس مسأله قبض در نماز مردد میان سنت و بدعت است و مقتضای احتیاط به دلیل ضعف دلایل مشروعیت آن ترک این عمل است.

گرفتن دست چپ با دست راست و گذاشتن آن روی سینه به نشانه خضوع در نماز، از مواردی است که استحباب آن میان فقیهان اهل سنت شهرت دارد.

حنفیه در این زمینه گفته ‏اند: تکتف (دست‏ها را به نشانه خضوع به سینه چسباندن در نماز) مستحب است و واجب نیست و بهتر است مردان، کف دست راست را بر پشت دست چپ و زیر ناف خود بگذارند و زنان دستان خود را روی سینه قرار دهند.

شافعیه معتقدند: تکتف، بر مرد و زن مستحب و بهتر است در نماز، کف دست راست بر پشت دست چپ، زیر سینه و بالای ناف و متمایل به سمت چپ بدن قرار گیرد.

حنابله نیز گفته ‏اند: تکتف سنت شمرده می شود و بهتر است نمازگزار، کف دست راست خود را بر پشت دست چپ گذاشته، آن را زیر ناف قرار دهد.

مالکیه در این مسأله از دیگر مذاهب اهل سنت جدا شده و گفته ‏اند: در نمازهای واجب، رها کردن دست‏ها مستحب است. گروهی نیز پیش از مالکیه همچون عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیب، سعد بن جبیر، عطاء، ابن جریج، نخعی، حسن‏ بصری، ابن سیرین و برخی دیگر از فقیهان بر این اعتقاد بودند.

 

برای ادامه مطلب لطفا به گزینه ادامه مطلب در پایین کلیک کلید

ادامه مطلب |  

زیارت عاشورا و دعای علقمه


ذکر فواید خواندن زیارت عاشورا :

مؤلف گويد كه در نجم ثاقب در ذيل حكايت تشرف جناب حاج سيد احمد رشتى به ملاقات امام عصر ارواحنا فداه در سفر حج و فرمايش آن حضرت به او كه چرا شما عاشورا نمى ‏خوانيد عاشورا عاشورا عاشورا و آن حكايت را ما إن شاء الله بعد از زيارت جامعه كبيره نقل خواهيم كرد.
شيخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده : اما زيارت عاشورا پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاى و املاى معصومى باشد هر چند كه از قلوب مطهره ايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا رسد بيرون نيايد بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت جلت عظمته به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلى الله عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاى حاجات و نيل مقاصد و دفع اعادى بى ‏نظير و لكن احسن فوايد آن كه از مواظبت آن به دست آمده فايده ‏اى است كه در كتاب دار السلام ذكر كردم و اجمال آن آنكه ثقه صالح متقى حاج ملا حسن يزدى كه از نيكان مجاورين نجف اشرف است و پيوسته مشغول عبادت و زيارت نقل كرد از ثقه امين حاج محمد على يزدى كه مرد فاضل صالحى بود در يزد كه دائما مشغول اصلاح امر آخرت خود بود و شبها در مقبره خارج يزد كه در آن جماعتى از صلحا مدفونند و معروف است به مزار به سر مى ‏برد و او را همسايه ‏اى بود كه در كودكى با هم بزرگ شده و در نزد يك معلم مى ‏رفتند تا آنكه بزرگ شد و شغل عشارى پيش گرفت تا آنكه مرد و در همان مقبره نزديك محلى كه آن مرد صالح بيتوته مى ‏كرد دفن كردند پس او را در خواب ديد پس از گذشتن كمتر از ماهى كه در هيئت نيكويى است پس به نزد او رفت و گفت من مى ‏دانم مبدا و منتهاى كار تو و ظاهر و باطن ترا و نبودى از آنها كه احتمال رود نيكى در باطن ايشان و شغل تو مقتضى نبود جز عذاب را پس به كدام عمل به اين مقام رسيدى ؟
گفت : چنان است كه گفتى و من در اشد عذاب بودم از روز وفات تا ديروز كه زوجه استاد اشرف حداد فوت شد و در اين مكان او را دفن كردند و اشاره كرد به موضعى كه قريب صد ذرع از او دور بود و در شب وفات او حضرت ابى عبد الله الحسين عليه السلام سه مرتبه او را زيارت كرد و در مرتبه سوم امر فرمود به رفع عذاب از اين مقبره پس حالت ما نيكو شد و در سعه و نعمت افتاديم پس از خواب متحيرانه بيدار شد و حداد را نمى ‏شناخت و محله او را نمى ‏دانست پس در بازار حدادان از او تفحص كرد و او را پيدا نمود از او پرسيد براى تو زوجه ‏اى بود ؟
گفت آرى ديروز وفات كرد و او را در فلان مكان و همان موضع را اسم برد دفن كردم گفت او به زيارت ابى عبد الله عليه السلام رفته بود گفت نه.
گفت ذكر مصايب او مى ‏كرد گفت نه.
گفت مجلس تعزيه ‏دارى داشت گفت نه.
آنگاه پرسيد چه مى‏ جويى خواب را نقل كرد گفت آن زن مواظبت داشت به زيارت عاشورا.

متن زیارت به همراه ترجمه فارسی :در ادامه مطلب

ادامه مطلب |