بخشی از کتاب الکترونیکی رمان زیبای ستاره نوشته شیوا نظری :
به همه گفتم نازی با خانوادش رفته شمال . ولی دیشب توی حیاط برای مهرداد تمام جریان نازی و نیما رو تعریف کردم . روزها به سرعت سپری می شد و من توی ایام عید لای کتابهایم را باز نکردم . دو روز دیگه دوباره به مدرسه می رفتم . خیلی آخر تعطیلات کسل کننده بود . بخصوص که مهرداد و مامان سر کار بودن و من تنها توی خونه حوصله ام سر می رفت . امسال مطمئنم کنکور قبول نمی شم . اگه شانس بیارم و آخر ترم نمره بیارم باید کلاموبندازم ... نازی هم هنوز از مسافرت برنگشته بود . برای اولین بار خوشحال بودم دوباره مدرسه میرم . خانم جان کمی کسالت داشت . دو سه بار بردیمش بیمارستان قلبش دچار مشگل شده بود دکتر گفته بود باید عمل کنه. من خیلی دلواپس بودم ....
| نام کتاب | نویسنده | موضوع | حجم | دریافت فایل |
| سحر | فهیمه نادری فرد | رمان | 496 KB |
دانلود |
| ستاره | شیوا نظری | رمان | 654 KB |
دانلود |
| شبهای تنهایی |
نرگس عینی | رمان | 1.70 MB |
دانلود |
بـــــــروز شده 90/05/09 توسط حمید قیطاسی

